بررسی مطبوعات چاپ کابل 17 دلو 1395
"چه نوع نظام سیاسی برای افغانستان مطلوب است"،" آیا حکمتیار به ابزاری در دست غنی تبدیل خواهد شد" و" آیا حکمتیار به ابزاری در دست غنی تبدیل خواهد شد" ،از مهمترین عناوین سرمقاله روزنامه های چاپ کابل است که در ادامه می خوانید :
روزنامه ی انصار در سرمقاله ای تحت عنوان چه نوع نظام سیاسی برای افغانستان مطلوب است چنین نوشته است :
به نظر میرسد با توجه به مشکلـاتی که نظام ریاستی و نظام پارلمانی به تنهایی دارند، برای تامین این اهداف، نظام نیمه پارلمانی میتواند بهترین انتخاب باشد.
نظام نیمه پارلمانی، آمیزهای از نقطههـای مثبت نظام هـای ریاستی وپارلمانی است. در این نظام رئیس جمهور به طور مستقیم از سوی مردم انتخاب میشود ودارای صلـاحیتهـای واقعی و گسترده نسبت به رئیس جمهورمنصوب از سوی پارلمان میباشد.
اما کابینه با پیشنهاد رئیس جمهور و رأی اعتماد پارلمان تشکیل میگردد و در مقابل پارلمان مسئول و پاسخگو است.
انصار می افزاید:به نظر میرسد گزینش نظام نیمه پارلمانی در مسوده قانون اساسی، انتخاب پسندیدهای است. رئیس جمهور با صلـاحیت و قدرتمند، حافظ ثبات سیاسی درکشور است و پارلمان میتواند با جذب گروههای موثر و قدرتمند جامعه تصویری صادق از جامعه و گرایشهای آن باشد و با توجه به تسلطی که بر قوه مجریه از راه استیضاح و سلب اعتماد دارد، آن را مهار و کنترل نماید. اما برای اینکه نهاد ریاست جمهوری در کام استبداد فردی سقوط نکند، لـازم است که مسئولیت سیاسی نیز برای آن پیش بینی گردد؛ یعنی رئیس جمهور باید در مقابل اقدامات خود، در برابر پارلمان مسئول و پاسخگو باشد واگر بی کفایت باشد ویا سوء مدیریت داشته باشد، از طریق بر گزاری لویه جرگه، قابل عزل و برکناری باشد، با این تدبیر هم از استبداد نهاد ریاست جمهوری جلوگیری میگردد و هم در یک سطح مطلوبی ثبات سیاسی تأمین میگردد.
و آیا حکمتیار به ابزاری در دست غنی تبدیل خواهد شد عنوان سرمقاله ی روزنامه ی آرمان ملی است که در آن چنین آمده است :بیرون شدن نام رهبر حزب اسلامی نخستین فعالیت حکومت وحدت ملی را درراستای مذاکره و صلح نشان می دهد که سرانجام نتیجه داد و حکمتیار دست ازجنگ و مخالفت کشید و به روند صلح پیوست.
البته دولت فدراتیف روسیه که با حذف نام گلبدین حکمتیار مخالفت می کرد،پس از دیدار نماینده روسیه در کابل با نمایندگان حزب اسلامی، دست ازمخالفت برداشت و از سازمان ملل خواست که نام حکمتیار از فهرست سیاه حذف شود.برخی باور دارند که پاکستانیها، مقامات روسیه را قناعت داده اند که درمورد حذف نام حکمتیار از فهرست سیاه مخالفت نکند.
اما موضوع قابل تأمل این است که پیوستن حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار برای تأمین صلح و ثبات در کشور کمک می کند و یا خیر؟ زیرااختلافات دردرون حکومت وحدت ملی بالا گرفته است و در این اواخر، گروههای سیاسی در درون و بیرون حکومت تلاش میکنند تا صفوف شان را قوی سازند و به همین منظور مذاکرات و نشستهای افراد سرشناس سیاسی جریان دارد که چه کنندو در آینده در برابر حکومت رئیس جمهور غنی چه موقف بگیرند؟
تیم رئیس جمهورغنی هم می داند که اگر با این گروهها از تعامل کار نگیرد و یاسیاست نکند در آینده برای رئیس جمهور و تیم او مشکل خواهد بود که به تنهایی بتواند به عمر سیاسی اش ادامه بدهد.
آرمان ملی می افزاید :برخی از تصامیم حکومت که ظاهراً سیاسی جلوه می کند، بیشتر انگیزه قومی دارد و این که رئیس جمهور حاضر به اصلاحات در نظام نمی شود و یا این که توافقنامه سیاسی را نادیده می گیرد و حتی توزیع شناسنامه های برقی راسبوتاژ می کند و از توزیع آن سر باز می زند، همه بنابر منافع قومی شکل گرفته است.
حال اگر گلبدین حکمتیار شامل این بازیها و کارت های قومی شود وابزاری دردست تیم اشرف غنی گردد و در برابر این و یا آن گروه قرار بگیرد و خاطرات تلخ گذشته را تکرار کند، پیوستن او ظاهراً به روند صلح، هیچ اثر مثبت برای تأمین ثبات در کشور نخواهد داشت و ممکن است، تنشهای قومی و سیاسی هم باآمدن اوبه کابل افزایش یابد.آرمان ملی می افزاید:حال این مربوط حزب اسلامی است که در قبال مسایل جاری در کشور چه موقف میگیرد و چه موضع اختیار میکند.اگر حزب اسلامی وارد این کشمکشهای سیاسی نشود و ابزاری برای رئیس جمهورغنی نگردد، ممکن است بیرون شدن نام حکمتیاراز فهرست سیاه و پیوستن وی به روند صلح به نفع مردم افغانستان تمام شود که سرانجام مخالفان مسلح دیگراز حزب اسلامی بیاموزند، دست از سلاح و قتل و کشتار انسانهای بی گناه بردارند، مذاکرات را آغاز و زندگی صلحآمیز را در کشور شان آغاز کنند.
و به سراغ روزنامه ی افغانستان می رویم که در سرمقاله ای تحت عنوان راه طولانی رسیدن به صلح پایدار چنین نوشته است :عوامل گوناگونی باعث شده است که روند صلح در افغانستان موفقانه به پیش نرود، اما یکی از مهمترین مسایل، عدم توجه به مسئله صلح پایدار و دایمی بوده است.
رسیدن به صلح دایمی یکی از ضرورت های حیاتی جامعه افغانستان برای رسیدن به ثبات سیاسی و اقتصادی است. حکومت افغانستان باید زمینه رسیدن به صلح دایمی را فراهم کند، بدون صلح دایمی نمی توان آثار سالهاجنگ را از بین برد و همگرایی اجتماعی را تقویت کرد.
چندین دهه جنگ راههای رسیدن به صلح پایدار و دایمی را دشوار کرده است.تنش های اجتماعی بصورت عمیق در جامعه افغانستان بوجود آمده است و برای رسیدن به صلح دایمی باید این تنش ها از جامعه ی افغانستان زدوده شود.
درپایان نویسنده می افزاید : مسیر رسیدن به صلح برای دولت و مردم افغانستان طولانی است و نیازمند یک برنامه و استراتژی طولانی مدت است. حکومت افغانستان با طرح ایده ی گفتگوی بین الافغانی تا کنون تنها توانسته با حزب اسلامی توافقنامه ی صلح را امضا کند و نام رهبر این حزب را از لیست تحریم های سازمان ملل متحدبیرون کند. اما برای رسیدن به صلح پایدار هیچ برنامه ای از سوی حکومت وشورای عالی صلح اعلام نشده است و مشخص نیست که استراتژی حکومت افغانستان برای تامین صلح دایمی در کشور چیست؟برای رسیدن به صلح پایدار علاوه بر اینکه باید با مخالفین مسلح درچارچوب های حقوقی مشخص گفتگو صورت می گیرد، باید زمینه های اجتماعی صلح فراهم گردد تا حمایت های اجتماعی و مردمی از پروسه ی صلح حکومت بدست آید.حکومت افغانستان برای اینکه صلح پایدار در کشور تامین گردد باید تلاش ورزد که همگرایی اجتماعی را تقویت کند و به وعده های که به مردم افغانستان داده است عمل کند.