بررسی مطبوعات چاپ کابل 23 دلو 1395
"خود کشی پناهجویان آغاز انهدام یک نسل "،" حکومت خطوط سرخ امنیتی خود را ترسیم کند"عناوین مهم سرمقاله های امروز چاپ کابل است که در ادامه می خوانید:
روزنامه ی انصار در سرمقاله ای تحت عنوان خود کشی پناهجویان آغاز انهدام یک نسل چنین نوشته است :
در حدود یکماه گذشته سه پناهجوی نوجوان افغان در سویدن خودکشی کردهاند.
حمید حامی؛ سفیر افغانستان در سویدن گفته که هنوز برای ارتباط دادن این خودکشیهـا با مشکلات پناهندگی، زود است؛ اما افزوده که هرشب نوجوانان پناهجوی افغان تصاویر بریدن رگ دستهای شان را برایش میفرستند.با این حساب، خودکشی فجیع نوجوانان مظلوم افغانستانی در اردوگاههـای سویدن، در واقع یک اعتراض است؛ اعتراض به سیستمی که هنوز انسانهـا را فاقد ارزش و کرامت انسانی میانگارد و حتی به مرگ آنها هم به عنوان نوعی واکنش عقده مندانه ناشی از روان پریشان و روح بیمار خود فرد، نگاه میکند.
بی تردید، خودکشی هم یکی از پیامدهای پذیرفته شده تمدن مدرن است؛ تمدنی که به تنهایی روزافزون و غم انگیز انسان دامن زده و فقدان معنویت، فروپاشی مبانی سنتی کانون خانواده و از هم گسیختگیهـای اخـاقی، افزون بر دسترسی نامحدود و آسان به رفاه و راحت دنیوی که هیچ آرزوی محالی برای انسان باقی نمی گذارد؛ اما در عوض، او را از درون، تهی و متلاشی میکند و به سمت نوعی خلأ و خلوت پوچ و فاقد معنا و هدف میراند.
انصار می افزاید :
برخورد سرد و طبیعی پلیس سویدن به پدیده خودکشی نوجوانان پناهجوی افغانستانی، از این منظر، کاملـا قابل درک است؛ زیرا آنها تصور میکنند که این نوجوانان همـ تابع پیامدهای تمدن جدید، نتوانسته اند به هدفی قابل اتکا برای ادامه زندگی دست پیدا کنند و به ناگزیر به (مرگ شیرین) یعنی پایان دادن خودانگیخته به زندگی تلخ، دست یازیده اند؛ اما برای انسان مسلمان جهان سومی، خودکشی نوجوانان، هرگز رویدادی طبیعی و قابل هضم نیست؛ بلکه خبر از آغاز فرسایش و انهدام تدریجی یک نسل میدهد؛ نسلی که در فصل طراوت و نشاط و شادابی و شکوفایی، خودخواسته و آگاهانه به زندگی اش پایان میدهد.
اکنون این سراب راحت و رفاه غرب و بهشت موعود موهوم تمدن مدرن است که به جای داعش و طالبان و القاعده و دولتهـای فاسد و قوم گرا و غیر مسئول جهان سوم، بیرحمانه از این نسل سوخته و بی آرمان، جان میستاند.
و حکومت خطوط سرخ امنیتی خود را ترسیم کند عنوان سرمقاله ی روزنامه ی ماندگار است که در آن چنین آمده است :
روز بیستم دلو ، شش کارمند افغانستانیِ صلیب سرخ جهانی در ولایتِ جوزجان هدف گلولۀ مردانِ ناشناس قرار گرفتند و کشته شدند.
قرار گزارشها، این شش نفر شامل یک گروهِ ۸ نفره از کارمندان صلیب سرخ بودهاند که برای کمک به مردم آسیبدیده از برف و باران، عازم منطقۀ قوشتپه شده بودند. از این ۸ نفر، دو نفر تا کنون مفقودالاثر هستند.
کمیتۀ بینالمللی صلیب سرخ، ضمن محکوم کردن این حمله، همۀ فعالیتهایش در افغانستان را به حالتِ تعلیق درآورده است. این تعلیق هرچند بسیار کوتاه و محدود باشد، ضربۀ سختی را بر مددجویانِ افغانستانیِ سراسرِ کشور وارد میکند که فعالیتِ کارمندانِ صلیب سرخ بهنحوی گردش چرخِ زندگیِ آنان را آسان میکرده است؛ بهویژه اینکه این اتفاق، در زمستانِ سرد و خشنِ امسال رخ داده و هنوز مردم افغانستان در امتدادِ آسیبها و خطراتِ این فصل ـ مانند برفکوچ، ویرانی خانهها و قطع راههای مواصلاتی ـ قرار دارند.
ماندگار می افزاید : .
فارغ از این مسایل نیز، قتل مشکوکِ کارمندان صلیب سرخ در ولایتِ جوزجان در کنار سایر حوادثی که در شمالِ کشور هر روز رخ میدهند، حکایت از پیچیدگی اوضاعِ شمال و سنگینیِ بازیهای استخباراتی جهانی و منطقه ای در این جغرافیایِ استراتژیک دارد. جوزجان و سایر ولایتهای هممرزِ آن، نزدیکیِ قابلتوجهی به کشورهای زیرنفوذِ فدراسیون روسیه دارد و نظر به جنگها و پروژههای استخباراتی ای که در منطقه به ویژه سوریه و عراق و افغانستان جریان داشته و دارد، میتوان اهمیتِ ولایات شمالیِ کشور را درک و دریافت کرد..
اینکه قندوز در یک سال دو بار به تصرفِ شورشیانِ طالب درمیآید و اینکه پرچم داعش بیهیچ پیشینۀ منطقی ای در بدخشان و فاریاب و جوزجان بلند میشود و یا هم اینکه لشکری به فرماندهی معاون اولِ ریاستجمهوری برای سرکوبِ طالب و داعش به شمال میرود و در میانۀ راه، به او فرمان ایست داده میشود اما وقتی وی بر ادامۀ راه اصرار میورزد، اتفاقها و حوادثِ عجیبی رخ میدهند و در نهایت، نتیجۀ همۀ جنگها معکوس میگردد و شمال چه که حتی زادگاه جنرال دوستم همچنان ناامن و اسیرِ طالبان و داعشیان باقی میماند. در همین مورد اخیر، یعنی قتل کارمندان صلیب سرخ، گفته میشود که این عده در ناحیه ای به قتل رسیدهاند که اعضایِ داعش در آنجا نفوذ داشتهاند.
دولت میتواند با تکیۀ بر مردم افغانستان و نهادهای دموکراتیک موجود، خطوطِ سرخِ امنیتیِ خود را ترسیم و آن را به قدرتهای جهانی و منطقهییِ دخیل در قضیۀ افغانستان تفهیم کند. باید همۀ قدرتها این خطوط را به رسمیت بشناسند و از آن عبور نکنند. اما اگر حکومت بخواهد با نادیده گرفتنِ مردم، با یک جانبِ این بازیها همسو گردد، جنگِ نیابتی در مرتبۀ جهانیِ آن بهشدتِ تمام در افغانستان کلید خواهد خورد و شمالِ کشور به جهنمِ این بازیها تبدیل خواهد شد.