بررسی مطبوعات چاپ کابل 8 حوت 1395
https://parstoday.ir/dari/radio/uncategorised-i32170-بررسی_مطبوعات_چاپ_کابل_8_حوت_1395
"چالش‌های فراروی انتخابات پارلمانی و شوراهای ولسوالی"،" آیا رییس جمهور غنی کشور را تجزیه می کند" و "پاکستان همچنان در جاده ی خاکی" ،عناوین سرمقاله روزنامه های مهم امروز چاپ کابل است که در ادامه می خوانید:
(last modified 2024-04-02T12:41:25+00:00 )
حوت 08, 1395 13:43 Asia/Kabul
  • بررسی مطبوعات چاپ کابل 8 حوت 1395

"چالش‌های فراروی انتخابات پارلمانی و شوراهای ولسوالی"،" آیا رییس جمهور غنی کشور را تجزیه می کند" و "پاکستان همچنان در جاده ی خاکی" ،عناوین سرمقاله روزنامه های مهم امروز چاپ کابل است که در ادامه می خوانید:

روزنامه ی افغانستان در سرمقاله ای تحت عنوان چالش‌های فراروی انتخابات پارلمانی و شوراهای ولسوالی چنین نوشته است :

پس از انتخابات جنجالی سال 1393 که منجر به تشکیل حکومت وحدت ملی گردید، تا کنون انتخابات پارلمانی و نیز انتخابات شوراهای ولسوالیها که باید در جوزای سال 1394 برگزار میشد، با چالش عمده مواجه گردید. چالش در ابتدا تنها مربوط به اصلاحات انتخاباتی بود که بر اساس توافق نامه سیاسی حکومت وحدت ملی هر گونه انتخاباتی باید پس از اصلاحات در قانون انتخابات و کمیسون های انتخاباتی برگزار شود.

نویسنده می افزاید :

مهمترین مشکلی که کمیسونهای انتخاباتی با آن مواجه شده است، عدم توفیق در امر گزینش روسای دارالانشای هر دو کمیسون بوده است. تعیین رییس دارالانشا در کمیسون انتخابات با بن بست مواجه شده و در کمیسون شکایات انتخاباتی این تازه به اعلان سپرده شده است. به نظر میرسد تا زمانی که روسای دارالانشاها تعیین نشوند، فعال سازی بخشهای اداری و روند استخدام در دیگر بخشهای هر دو کمیسون متوقف خواهد بود. لیست نامزدان برای ریاست دارالانشای کمیسون انتخابات گرچه به ریاست جمهوری ارایه گردیده است ولی هنوز از سوی رییس جمهور هیچکدام حکم تقرری نگرفته و هم چنان سرنوشت دارالانشای کمیسون انتخابات در هاله ای از ابهام قرار دارد. بنابراین نخستین چالش عدم فعال سازی بخشهای اداری کمیسونهای انتخاباتی است. 

و آیا رییس جمهور غنی کشور را تجزیه می کند عنوان سرمقاله ی روزنامه ی آرمان ملی است که در آن چنین آمده است :

رئیس جمهور غنی و مشاور وی یکی پی دیگر نظام سیاسی کشور را تغییر ناپذیر خواندند.

آقای غنی روز پنجشنبه هفته پیش در مراسم فراغت جمعی از افسران نظامی گفت که نظام سیاسی کنونی افغانستان بر بنیاد قانون اساسی شکل گرفته و هرگز قابل تغییر نخواهد بود.

اگر محمداشرف غنی نمی خواهد نظام تغییر کند و آن را به نفع کشور تلقی می کند پس چرا توافقنامه سیاسی را پذیرفت و به مردم افغانستان وعده سپرد که متن توافقنامه را عملی می کند؟حال بر اساس همان توافقنامه سیاسی وی به کرسی ریاست جمهوری رسیده و اگر این توافقنامه را نمی پذیرد و از آن عدول می کند در حقیقت ریاست جمهوری وی زیر سوال می رود و نباید غنی خودش را رئیس جمهوری کشور بخواند.

آرمان ملی می افزاید :

بسیاری از گروه های سیاسی در کشور خواهان تغییر نظام اند و برای تحقق عدالت اجتماعی، تغییر نظام، تمرکز زدایی و شکستاندن انحصار قدرت را یک ضرورت برای منافع علیای کشور تلقی می دارند.اگر تیم غنی به خواست های برحق و عادلانه مردم پاسخ مثبت ندهد و قدرت از انحصار یک تیم و یا یک قوم بیرون نشود افغانستان عزیز و واحد ما در آینده نزدیک با کشمکش های سیاسی مقابل خواهد شد و خطر تجزیه، آینده کشور را تهدید خواهد کرد که مسؤول همه این حوادث نامطلوب، تیم قدرت طلب غنی خواهد بود و آنگاه پاسخ ملت را خواهد داد و جزای آن را خواهید دید.

با توجه به این ملاحظات، باید رئیس جمهور غنی و تیم او، هوای سلطنت مطلقه و قدرت شاهی را از سر خود شان دور کنند و از اظهارات غیر مسئولانه در برابر سرنوشت مردم و کشور خودداری کنند و زمینه تجزیه کشور را با دست های خود شان فراهم نکنند.

و به سراغ روزنامه ی ماندگار می رویم که در سرمقاله ای تحت عنوان پاکستان همچنان در جاده ی خاکی چنین نوشته است :

برخی از رسانه‌های خارجی به نقل از سرتاج عزیز مشاور امنیتِ ملی و امور خارجیِ نخست‌وزیر پاکستان گزارش داده‌اند که حکومتِ پاکستان قصد ندارد با طالبانِ افغانیِ جا گرفته در مرزهایش بجنگد.
این درحالی‌ست که چنـدی پیش، مقاماتِ پاکستانی طی یک نامه‌، فهرستی از تروریستان را به جانبِ افغانستان ارسال کردند و گفتند این‌ها در داخل خاکِ افغانستان علیه پاکستان فعالیت می‌کنند. حکومتِ این کشور از مقاماتِ افغانستان خواسته بود که این افراد را بازداشت کنند و به پاکستان تحویل دهند. موازی با این نامه، حکومت وحدتِ ملی از طریق وزارت خارجه، نامه و فهرستی شاملِ ۳۲ مرکز آموزشی و ۸۵ نفر از مقاماتِ ارشدِ گروه طالبان و دیگر گروه‌هایی را که علیه افغانستان در خاکِ پاکستان فعالیت دارند را به حکومتِ این کشور ارسال کرد و خواست که به دستگیری آن‌ها و توقیفِ مراکزشان اقدام شود

در پایان ماندگار می افزاید :.
این نامه‌دهی متقابل، پس از حملۀ وحشتناکِ طالبان به زیارتگاهِ لعل شهباز ایالتِ سند که در آن شمار قابل توجهی از شهروندانِ پاکستان کشته و زخمی شدند، کلید خورد و این امیدواریِ ولو ضعیف را به وجود آورد که تروریسم و ویرانگری‌های آن، بالاخره هر دو کشور را به سمتِ موازنۀ احسن در روابط و مطالبات از یکدیگر سوق داده و حکومتِ پاکستان از این‌پس برای حفظ نظم و امنیت عمومیِ مردمش، از ابزارسازیِ تروریسم و بازی دوگانه با طالبان دست برمی‌دارد و به سرکوبِ نیروهای تروریستی در خاکش می‌پردازد.
اما اکنون سخنان سرتاج عزیز، این امیـدواریِ ضعیف را نیز واهی و بی‌اعتبار می‌نمایاند و ثابت می‌سازد که پاکستان با طالبان، پیوندی ناگسستنی یافته و تروریسمِ ابزاری چنان در تاروپودِ سیاست و دستگاهِ نظامی ـ استخباراتیِ این کشور ریشه دوانده که هرگز نمی‌توان علاقۀ پاکستان از چنین بازی‌ ای را قطع کرد و طرحی نو و دیپلماسیِ جدیدی برای آن ریخت.