بررسی مطبوعات چاپ کابل 21 حوت 1395
"مزاری و پروژه ی ناتمام عدالت در افغانستان "،"افغانستان در دام جنگ های نیابتی" و"ســریالِ ناگشودۀ حملاتِ انفجاری"،عناوین مهم سرمقاله های امروز روزنامه های مهم چاپ کابل است که در ادامه می خوانید:
مزاری و پروژه ی ناتمام عدالت در افغانستان عنوان سرمقاله ی روزنامه ی افغانستان است که در آن چنین آمده است :در ماه حوت امسال که همزمان با شهادت شیهد مزاری است، سه محفل گرامیداشت در یک مکان در مصلای شهید مزاری با سه نام و در تاریخ های متفاوت برگزارگردید که هرکدام ویژگی های خاص خود را داشت و در حقیقت سه تفسیر از شهیدمزاری را به نمایش گذاشتند. حتی معاون دوم رییس جمهور که دیروز در یکی ازمحافل سال یاد شهید مزاری سخن می گفت نیز ناخرسندی خود را از این چنددستگی به روشنی اظهار کرد و پیروان شهید مزاری را به وحدت و یک پارچگی فراخواند.
حتی رییس جمهور غنی مجبور شد که امسال حداقل در دو محفل پیامهای جداگانه ارسال کند.
نویسنده می افزاید :به نظر می رسد که شهید مزاری در عین حالی که شخصیتی کاریزما داشت، ولی چندان پیچیده نبود که مورد تفسیرهای متفاوت قرار گیرد. راز اختلاف بر سرمیراث شهید مزاری این است که داعیه او عدالت بود و واقعیت این است که این داعیه هنوز تحقق نیافته است.
هزاره ها به عنوان محروم ترین قوم در تاریخ اخیر افغانستان احساس می کنند که علی رغم گشایش های نسبی در سال های اخیر، هنوز در ساختار سیاسی و اداری کشور حضور متوازن ندارند. این عدم توازن در کلمات تمام رهبران سیاسی جامعه هزاره موج می زند.این جنجال ها به خوبی روشن می کند که عدالت به عنوان یکی از مطالبات تمام مردم افغانستان هم چنان با چالش مواجه است.
عدالت هنوز در افغانستان به عنوان یک پروژه ناتمام است و بدون تردید این پروژه با نام شهید مزاری بیش از هرکس دیگر همخوانی دارد.
و افغانستان در دام جنگ های نیابتی عنوان سرمقاله ی روزنامه ی انصار است که درآن چنین آمده است:بزرگترین بیمارستان نظامی کابل حدود ساعت 9 صبح چهارشنبه مورد حمله افراد مسلح قرار گرفت.
این دومین حمله بزرگ به کابل طی دو هفته گذشته است. آنچه توجه بیشتری را به این گونه عملیات مخالفان مسلح دولت مرکزی افغانستان در امنیتیترین بخش کابل جلب میکند، چگونگی نفوذ آنها باسلـاح و امکانات تخریبی است. درست از همین زاویه است که دستگاههای امنیتی افغانستان این گونه عملیات را پیچدهتر از آن میدانند که از عهده گروه طالبان به تنهایی برآید وانگشت اتهام را متوجه سازمان استخبارات محرمانه ارتش پاکستان دراز میکند، بویژه آنکه در هفتههای اخیر تنشهای سیاسی و نظامی بین دو کشور افزایش چشمـگیری یافته است و برخوردهای خونینی در امتداد و مرز مشترک موسوم به خط مرزی (دیورند) روی داده است.
انصار می افزاید :همزمان با عملیات نظامی در کابل یک هیأت سیاسی طالبان در پکن با مقامات چینی در حال گفتوگو بود تا روند متوقف شده صلح را به کمک چین واحتمالـاً روسیه مجدداً فعال سازند. این دو حرکت جنگطلبانه و صلحطلبانه در تضاد با یکدیگرصورت میگیرند و این احتمال را مطرح میکنند که جناح تندروتر در طالبان که شبکه حقانی را هدایت میکند و بنا به اظهارات مقامات امنیتی افغانستان نزدیکترین گروه به سازمان امنیت پاکستان است باهدف بر هم زدن هرگونه مذاکره و مصالحه (هر چند تحت نام داعش هم این اعمال را انجام دهد) عملیات خود را در کابل پی میگیرد.
و به سراغ روزنامه ی ماندگار می رویم که در سرمقاله ای تحت عنوان ســریالِ ناگشودۀ حملاتِ انفجاری چنین نوشته است :حمله به شفاخانۀ چهارصد بستر، سوالهای زیادی را خلق کرده است؛ همان سوالهایی که همواره بعد از حملههای تروریستی کلان، مطرح میشود.
چهارصد بستر که یک شفاخانۀ محافظتشدۀ امنیتی است؛ چگونه مورد حمله قرارگرفته است؟ چگونه این دو ـ سه مهاجم آنهمه جنگافزار را وارد ساختمانِ هفتطبقه ای کردند و هفتساعت با نیروهای مجهزِ دولتی جنگیدند؟ چگونه کمرههای امنیتی این جریانات را ثبت نکردند و یا از قبل خاموش شده بودند؟پیداست افرادی که این حملهها را انجام دادهاند، بهسادگی وارد آن محیط نشدهاند.
درپایان ماندگار می افزاید :حالا یک دولتِ مسئول باید به این نکته توجه کند که چه کسانی در داخلِ نظام و از کدام موقعیتها با تروریستان همکاری میکنند. دولت و مسوولانِ امور باید حلقۀ انجامدهندۀ این حملات را در داخلِ دستگاههای دولتی و یاهم ساختار امنیتی شناسایی کنند. امروزه طالبان در خانۀ برخی ازسیاستمدارانی بهسر میبرند که مقتدرانه در نظام تکیه زدهاند. بنابرین،تا زمانی که تروریستان از ساختار نظام بیرون رانده نشوند و تا زمانی که نهادهای امنیتی از حضور وابستگانِ آی.اس.آی و تروریسم رهایی نیابد،هرگز به امنیت دست نمییابیم.