بررسی مطبوعات چاپ کابل 24 حوت 1395
"اختلافات درونی کارایی حکومت را کاهش داده است"،"چهارصد بستر به سادگی نگذرید" و"اداره ی اصلاحات اداری فسادخانه ای بیش نبود"، از مهمترین عناوین سرمقاله روزنامه های امروز چاپ کابل است که در ادامه می خوانید:
اختلافات درونی کارایی حکومت را کاهش داده است عنوان سرمقاله ی روزنامه ی افغانستان است که در آن چنین آمده است :
ناسازگاری، تداخل کاری و شکل گیری جریانات ناسالم اداری و سیاسی در کشور سبب هدر رفتن توان و انرژی حکومت گردیده و روند سیاستگذاری ها و برنامه ریزی ها را به تعویق انداخته است.
علیرغم همه ادعاها، تضادهای فکری و تناقض های رفتاری میان حلقات گوناگون درون حکومتی کاملا مشهود و برجسته می باشد. اظهارات اخیر والی بلخ را می توان به عنوان نمونه عینی تضادهای درونی یاد آور شد. این تضادها در مجموع کلیه ارگان های حکومتی را تحت تأثیر قرار داده و بر امنیت و ثبات کشور سایه انداخته است.
نویسنده می افزاید : اختلافات در سطح کلان کشوری حد اقل با این پیامدهاهمراه خواهند بود:
1- بهره برداری مخالفان سیاسی و در نتیجه تشدید نا امنی در کشور.
2- کاهش اقتدار سیاسی و ایجاد چالش های دوامدار در اجرای قانون، آوردن اصلاحات و مبارزه بافساد.
3- ضایع شدن امکانات و از دست رفتن فرصت های موجود.
4- تشدید تضادها و تنش های قومی و سمتی و ایجاد فرصت برای افراد منفعت طلب و استفاده جوی سیاسی.
5- کاهش اعتماد مردم به حکومت و نهادهای دولتی.
تشدید رقابت ها و تضادهای درون حکومتی جز این که به این چالش هابیفزاید، نتیجه و پیامد دیگری به دنبال نخواهند داشت. از این رو امید می رود که سیاستمداران با درک اوضاع شکننده کشور، تدبیر سیاسی خود را در حل و فصل مشکلات موجود صادقانه به کار گیرند.
واز چهارصد بستر به سادگی نگذرید عنوان سرمقاله ی روزنامه ی ماندگار است که در آن چنین آمده است : در کشورهای دیگر، افراد بهخاطر حفظ آبرو و عزتِ دولت، به مقامهای مهم گماشته میشوند و اگر خللی در کارِ آنان وارد شود، داوطلبانه استعفا میدهند.
اما متأسفانه در افغانستان این فرهنگ وجود ندارد و اکثریتِ مقامها چنان تشنۀ پول و کرسیاند که در بدترین حالت نیز آن را رها نمیکنند و برایشان هم فرقی ندارد که عزت و وقارِ یک دولت و مملکت و مردم چگونه با بیمدیریتی و ناتوانیِ آنها پایمال میشود.
با صد افسوس و دریغ باید گفت که احساس و انسانیت در ذهنِ این مسئولان مُرده است و رویداد چهارصد بستر، اوجِ این بیاحساسی و ذلت را بهخصوص در وزیر دفاعِ کشور به نمایش میگذارد.
اگرچه دولت کمیسیونی را تعیین کرده است تا واقعیتِ ماجرا را دریابد؛ اما بر اساس تجارب، همه میدانیم این کمیسیونها راه به جایی نمیبرند و دلیلِ آنهم نبود ارادۀ حقیقتیابی در این کمیسیونها و نیز کتمانِ عمدی و آمرانۀ حقایق توسط ریاستجمهوری است.
ماندگار می افزاید : در گذشته بارها شاهد بودهایم که آنچه در نهایت از زبانِ این کمیسیونها بیرون شده، با حقیقتِ مسأله بسیار فاصله داشته است. بنابراین مردم افغانستان به تعیینِ چنین کمیسیونهایی هیچ خوشبینییی ندارند و فقط رُخِ سخن و انتظارشان متوجه ریاستجمهوریست که اگر بهراستی برای افغانستان و مردمش کار میکند و هیچ وابستهگی ای به طالبان و حامیانِ آنها ندارد، میباید نهادهای امنیتی را از شرِ جاسوسان و گماشتگانِ بیرونی نجات بخشد و با یک تسویهحسابِ بنیادی، ارکانِ حکومت را از ستون پنجم مبرا سازد.
و به سراغ روزنامه ی آرمان ملی می رویم که در سرمقاله ای تحت عنوان اداره ی اصلاحات اداری فسادخانه ای بیش نبود چنین نوشته است : سالهای پی همی گذشت و اداره اصلاحات اداری سیطرۀ نا سالمش را در گزینش افراد در ادارات دولتی گسترده و آرام آرام این نهاد مهم را به فساد شدیدی کشاند تا آن جا که تقرر هیچ کارمند دولتی بدون پرداخت رشوه صورت نمی گرفت.
خویش پسندی و واسطه نیز دو عامل دیگری بودند که این اداره را به فساد کشید تا آنجا که مردم اعتماد شان را به این نهاد از دست دادند و مطمئن شدند که این اداره فقط برای جابجایی های افراد زورمند، پولدار و واسطه دار ساخته شده است.
آرمان ملی می افزاید : تا آنجا که معلوم است حتی امتحاناتی که از سوی کارگذاران این نهاد از کاندیدا های یک پست گرفته می شد فقط شکل نمادین و سمبولیک داشت و همه باور داشتند که چه کسانی سرانجام برنده رقابت ها برای گزینش در یک سمت دولتی می شوند.دستگاه اداری در کشور در معرض فساد شدیدی قرار دارد و گزینش افراد با ایمان و دارای اندیشه های سالم و با کفایت و درایت است که می تواند، در برابر این نابسامانی ها قد علم کند.