بررسی مطبوعات کابل 2 سنبله
-
روزنامه های چاپ کابل
بررسی روزنامه های چاپ روز سه شنبه در کابل
روزنامه ی چراغ در سرمقاله ای تحت عنوان ، علما فرصت یا تهدید چنین نوشته است :
سرمنشى سازمان همکاری هاى اسلامى در دیدار با مقامات افغان در حالی از تدویر کنفرانس بین المللى علماى دینى جهان اسلام در مورد افغانستان که بر صلح و امنیت این کشور تاثیر مثبت خواهد گذاشت؛ خبر داد که در افغانستان عالمان دینی با تهدید های فراوانی از آدرس منابع دولتی و غیر دولتی مواجه اند.
اخیرا علما و نخبگانی مورد بازداشت و بازجویی قرار می گیرند که غالبا هیچگونه فعالیت سیاسی و تبلیغی علیه نظام و دولت یا در جهت حمایت از تروریزم ندارند. این سیاست، ماهیتا اشتباه آمیز و عمیقا زیانبار است؛ زیرا آنچه را که تهدید آنی و عینی و مستقیم علیه مردم، دولت، نظام، نیروهای امنیتی و آینده کشور یعنی تروریزم و تکفیری گری محسوب می شود، آماج قرار نمی دهد؛ بلکه کسانی را سرکوب و تهدید و مرعوب می سازد که بیشترین همسویی و همگرایی را با نظام، امنیت ملی و آسایش همگانی شهروندان نشان می دهند.
چراغ می افزاید :
اگر فعالیت علما در جهت تبلیغ دین و انتقاد از بی دینی و بی بند و باری و فساد و ابتذال، مخالفت سیاسی با نظام محسوب می شود، پس تکلیف مفاد قانون اساسی در زمینه همخوانی قوانین با احکام و دستورات اسلامی و نیز برخورداری شهروندان از آزادی بیان چه می شود؟اگر عالمان دینی تهدید محسوب می شوند، پس تروریست های طالبان ، داعش و دیگر هم قطاران شان چه هستند؟
این نوع برخوردها نوعی مقابله مستقیم با دین و جلوگیری از تبلیغ و ترویج ارزش های دینی و یادآور الگوهای سرکوبگرانه حکومت های تمامیت خواه، غیر مردمی و توتالیتاری است که به نیابت از غرب و نظام سلطه، مردم خویش را در غل و زنجیر می کنند، از عالمان دینی شان، سلب تابعیت می نمایند، آنها را به اتهام های واهی، بازداشت و شکنجه می کنند و به گونه ای وحشیانه، سر می برند.
تجربه های تاریخی نشان داده است که رویارویی دولت با علما هرگز نتایجی نداشته که دولت از آن نفع برده باشد. همین تجربه ها در عین حال، نشان می دهد که مردم همواره به علما اقتدا کرده و با تمام توان از آنها پیشتیبانی نموده اند .
و هند می سازد پاکستان خراب می کند عنوان سرمقاله ی روزنامه ی ماندگار است که در آن چنین امده است :
رقابت و حتی خصومت، یک واقعیتِ اجتنابناپذیر در جهانِ امروزِ ماست، اما مهم شیوۀ اعمالِ آن است که میتواند کشوری را به اوج برساند و ملتی را بر زمین بزند. اقداماتِ هندیها در افغانستان، درسِ بسیار خوبی برای پاکستانیهاست تا عینکهایشان را عوض کنند و منافعشان از درِ دوستی تأمین و هراسهایشان در افغانستان را نیز از این طریق مرفوع سازند. مسلماً اگر پاکستان طریقِ هندیها در افغانستان را پیش بگیرند، با توجه به اشتراکاتِ دینی و فرهنگی میان دو کشور، توفیقی دوچندان نسبت به هندیان کسب خواهند کرد.
ماندگار می افزاید :
کافی است پاکستان همۀ هزینههایی که در راه تجهیز و تمویلِ طالبان و خط دادن به آنها صرف میکند را در راهِ آبادی افغانستان در عرصههای مختلف هزینه کند؛ آنگاه خواهد دید که هم پاکستان گُل و گلزار است و هم افغانستان آباد. اما نمیدانیم چرا هنوز پاکستانیها به این نکته نیندیشیدهاند. به هر حال، مردم افغانستان کمکهای هند را به دیدۀ قدر مینگرند و از پاکستانیها میخواهند از این رقیبِ باهوششان بیاموزند.
و به سراغ روزنامه ی اصلاحات می رویم که در سرمقاله ای تحت عنوان رویکرد جدید ترکیه در قبال بحران سوریه چنین نوشته است :
مقامات دولت ترکیه به عنوان یکی از بازی گردانان اصلی در بحران سوریه و حامیان جدی تروریست ها اکنون پس از واقعیت های انکار ناپذیر در صحنه ی میدانی و شکست پی در پی گروه های تروریستی و هم چنین تبعات کودتای نافرجام این کشور مجبور به عقب نشینی از مواضع خود در قبال سوریه شده است .
اظهارات اخیر مقامات ترکیه از شخص اردوغان گرفته تا صدر اعظم و وزیر خارجه ی این کشور در جریان سفر به مسکو و هم چنین دیدار با جواد ظریف وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در انقره ، همگی نشان از چرخش در مواضع این کشور در قبال سوریه دارد .
در پایان نویسنده می افزاید :
از زمان آغاز بحران سوریه ، نحوه ی موضع گیری های اخیر دولت ترکیه با روندی که حد اقل طی 5 سال قبل از شروع این بحران در روابط ترکیه با سوریه آغاز شده تمایز دارد .
همین امر باعث شد که چرخشی آشکار در سیاست خارجی ترکیه پدید آید که از آغاز نیز محکوم به شکست بود زیرا سیاست جدید ترکیه برخلاف سیاست گذشته ی این کشور نه تنها روابط ترکیه با سوریه را وارد مرحله ی جدیدی خواهد کرد بلکه در روابط ترکیه با سایر کشورهای منطقه بویژه ایران و روسیه نیز تاثیر گذاشته است .