بررسی مطبوعات کابل 6 سنبله
بررسی روزنامه های چاپ روز شنبه در کابل
مدیریت سیاسی کشور زیر سوال است عنوان سرمقاله ی روزنامه ی ماندگار است که در آن چنین آمده است :
بارها بعد از هر حمله گفته شده است که امنیتِ ملی یا فلان ارگان از این حمله آگاهی داشته است، اما فایدۀ این آگاهی چه بوده است و چرا آگاهی منجر به ناکامیِ حمله نشده است؟
در گذشته، نفس اطلاع یافتن از برنامۀ دشمن، بزرگترین کلیدِ موفقیت بود؛ اما متأسفانه حالا همه چیز تغییر کرده است و دولت عالیجنابِ ما فقط خبردار میشود که دشمن قصد حمله دارد ولی مانعش نمیشود!
از جانب دیگر، وقتی ریاستجمهوری یا هر ارگانی میگوید که این حمله کارِ دشمنان است و از آن سوی خط صورت گرفته است، پس این را هم بگوید که: این دشمنان در خانۀ کدام بزرگواران پنهان شده بودند و اصلاً مخفیگاهِ اینها در این سوی مرز، در کابل، در کجاست؛ این نیروهای مجهزِ نظامی در کدام پناهگاهِ مطمئن بهسر میبرند که با هشدار قبلی حمله میکنند؟
ماندگار می افزاید :
مسلماً راه جلوگیری از این حملات، صحبت با نوازشریف و راحیل شریف نیست؛ راه این است که آقای غنی برنامه و تمهیداتی را در نظر بگیرد که مانع ریختنِ خونِ جوانان و نخبگانِ نظامی و غیرنظامیِ ما و مانع ریختنِ خونِ مردمِ بیچاره شود.
آقای غنی باید علایق و سلایقِ قومی را کنار بگذارد، این بهترین راه تأمین امنیت است. او باید مهرههای دشمن و مارهای آستین را از بدنۀ نظام خارج کند.
و گسست سیاسی و ساختار شکننده ی امنیتی عنوان سرمقاله ی روزنامه ی افغانستان است که در آن چنین امده است :
ابهامات و پرسش های زیادی در رابطه با واقعیت های جنگ در افغانستان وجود دارد که تا هنوز از سوی حکومت پاسخ داده نشده است. اکنون نیروهای امنیتی به خوبی مسؤلیت های خود را در جبهات جنگ درک نمی کنند. سقوط سؤال برانگیز مناطق و ولسوالی های مهم و استراتژیک، آنهم بدون مقاومت لازم از سوی نیروهای امنیتی، نگاه مردم را نسبت به عمق سیاست ها و ساختارهای موجود امنیتی با شک و تردید مواجه ساخته است. چرا در شرایطی که نیروهای امنیتی در خطوط مقدم جبهات جنگ از کمبود امکانات، تسلیحات و تجهیزات نظامی شکایت دارند، تعدادی از تانک ها، رنجرها و نفربرهای پولیس همراه با اسلحه و مهمات به دست نیروهای هراس افگن قرار می گیرد و آنها را قادر می سازد تا روزها و هفته های دیگر در برابر حکومت بجنگند و فضای تبلیغاتی خوبی را برای خود در افغانستان ایجاد نمایند.
نویسنده می افزاید :
فقدان هماهنگی لازم میان نیروهای امنیتی، کاهش انگیزه های رزمی در میان بخشی از نیروها، عملکردهای مشکوک و پرسش برانگیز برخی از فرماندهان جنگی، اعتماد مردم را نسبت به حکومت و سیاست های امنیتی کشور از بین برده است.
وقتی گسست ها و اختلاف های سیاسی رهبران حکومت وحدت ملی و ناکارایی ساختار سیاسی در جلب رضایت شهروندان کشور به این همه مشکلات افزوده می شود، دیگر تمام تکیه گاهها و پشتوانه های سیاسی و امنیتی مردم متزلزل و غیر قابل اطمینان می گردد.
و به سراغ روزنامه ی اصلاح می رویم که در سرمقاله ای تحت عنوان ضرورت تامین امنیت مراکز آکادمیک چنین نوشته است :
این بار دانشگاه امریکایی افغانستان هدف حمله ی هراس افگنانه قرار گرفت . در این حمله که شب پنج شنبه صورت گرفت، 13 تن که عمدتا دانشجویان این دانشگاه بوده به شهادت رسیده و نزدیک به 50 تن دیگر زخمی شده اند .
این رویداد تروریستی که حمله بر نظام تحصیلات عالی افغانستان دانسته شده موجی از محکومیت و تقبیح را در پی د اشت چنان چه شورای امنیت ملی در نشستی تحت ریاست دکتور محمد اشرف غنی رییس جمهور برگزار شده بود ضمن تقبیح این رویداد هراس افگنانه ، آن را سازماندهی شده در بیرون از مرزهای افغانستان عنوان کرد.
در پایان نویسنده می افزاید :
این بار اول نیست که تروریستان به جان قشر تحصیل کرده و نخبه های افغانستان حمله می کنند . پیش از این حملاتی بر جان محصلان و اساتید آکادمی پولیس و فارغان مرکز تعلیمی پولیس ملی در وردک و حمله بر معترضان جنبش روشنایی که عمدتا قربانیان آن را دانشجویان و قشر روشنفکر افغانستان تشکیل می داد رخ داد و ذهن جامعه آن را فراموش نکرده است . آگاهان این نوع حملات را نوعی از سیاست جدید دشمنان افغانستان می دانند که مانند حمله بر زیر بنا های اقتصادی کشور به هدف نابودی زیربناها و از جمله زیر بناهای فکری و علمی کشور ما انجام می شود.