بررسی مطبوعات کابل 15 سنبله
https://parstoday.ir/dari/radio/uncategorised-i6529-بررسی_مطبوعات_کابل_15_سنبله
جنگ و فساد، معضل بزرگ افغانستان
(last modified 2023-09-27T07:19:12+00:00 )
سنبله 15, 1395 12:14 Asia/Kabul
  • بررسی مطبوعات کابل 15 سنبله

جنگ و فساد، معضل بزرگ افغانستان

رابطه ی تنگانگ جنگ و فساد عنوان سرمقاله ی روزنامه ی افغانستان است که در آن چنین آمده است: 

اکنون فساد در افغانستان به یک معضل کلان و لاینحل تبدیل شده است. این پدیده در افغانستان با جنگ و اقتصاد مافیایی گره خورده است. بنابراین راهکارهای مبارزه با آن هم بایستی همراه با مبارزه با تروریسم، کشت و قاچاق مواد مخدر و کنترل استخراج معادن، در نظر گرفته شود. مطالعه، بررسی، استدلال و موضع گیری در باره فساد، بدون در نظر داشت دو بازوی قدرتمند آن یعنی تروریسم و مافیای مواد مخدر، ناقص و یک مغالطه گمراه کننده خواهد بود. 

 

نویسنده می افزاید: 

ما زمانی می توانیم در مبارزه با فساد مؤفق باشیم که تمام ریشه ها، عوامل و زمینه های که فساد اداری را به وجود می آورند، آن را گسترش می دهند، در برابر قوانین و مجریان قانون از آن حمایت می کنند و روند مبارزه با فساد را با کندی و توقف همراه می سازند، مورد بررسی قرار دهیم. زیرا امروزه بسیاری از جنگ ها مستقیما با فساد ارتباط دارد.

 

و نشانه هایی از یک تغییر میمون عنوان سرمقاله ی روزنامه ی ماندگار است که در آن چنین آمده است: 

بعد از خاک‌سپاری امیر حبیب‌الله کلکانی، شاه سابق افغانستان، چند رسانۀ معلوم‌الحال دست به اقداماتی خلافِ منافع ملی زدند و خواهانِ ایجاد آشوب در کشور شدند. آنان با راه‌اندازیِ نشست‌هایی به اشتراکِ برخی از افراد مخرب و معلوم‌الحال و نیز ارایۀ زیرنویس‌هایِ طولانی و همچنان راه‌اندازی میزهای مدور، در تلاش تحریکِ پشتون‌ها بر ضد قومِ تاجیک شدند و پیشتر از آن‌هم تلاش کرده بودند که با قرار دادنِ جنرال دوستم در برابر یک قومِ دیگر، بسترِ رو در رو ساختنِ اقوام را بیش از پیش مساعد سـازند.

مسلماً مخالفتِ آن رسانه‌ها و چند فردی که علیه خاک‌سپاریِ امیر شهید نشسـتی را سامان داده بودند، حقِ آن‌هاست و هیچ اعتراضی در این زمینه وجود ندارد. اما زمانی که آنان خواستند مردم را به جاده‌ها بکشانند و علیه کلکانی و هوادارانش و کسانی که در تشییع بقایای پیکرِ او گرد آمده بودند، آشوبِ عمومی به‌پا کنند؛ اقدامی خلافِ منافعِ ملی مرتکب شدند.

 

ماندگار می افزاید: 

لبیک نگفتنِ مردم به فراخوانِ این آتش‌افروزانِ نفاق‌افکن، نشانگرِ آن است که یک تغییرِ میمونِ اجتماعی در کشور پدید آمده است و دیگر مردمانِ شریفِ پشتونِ ما، به‌آسانی شکارِ دسیسۀ افراد متعصب و جنگ‌افروز نمی‌شوند و از این‌پس هیچ شخصیتی نمی‌تواند با سر دادنِ شعارهای قومی، بر موجِ احساساتِ آن‌ها سوار شده و خود را به نام و نشان برساند.

اکنون اکثریتِ مردمِ شریف و باعزتِ پشتون درک کرده‌اند؛ کسانی که از آدرسِ پشتون‌ها در برابر اقوامِ دیگر صدا بلند می‌کنند، دوستِ آن‌ها نه، بلکه دشمنِ پشتون‌ها و یکپارچه‎گیِ افغانستانِ عزیزاند. مردمانِ دیگر اقوامِ ساکن در کشور نیز صدالبته به چنین درک و بصیرتی رسیده‌اند. این حالت را باید به فالِ نیک گرفت و در عین حال، از حکومت و نهادهای مدنی از جمله رسانه‌ها باید خواست که در برابرِ آنانی که مردم را علیه یکدیگر تحریک می‌کننـد، واکنشِ قاطع نشان دهند و برتری‌طلبی و حق‌کُشی را به نفعِ همدلی و هم‌زبانی از میدانِ سیاست و فرهنگ بیرون کننـد.

 

و به سراغ روزنامه ی چراغ می رویم که در سرمقاله ای تحت عنوان بحران ها تا هنوز قابل مدیریت اند چنین نوشته است: 

سریال دست به دست شدن ولسوالی ها میان نیروهای دولتی و شورشیان مسلح همچنان در حضور تماشاچیان خسته و ناراض ادامه دارد و معلوم نیست زنگ ختم این نمایشنامه مضحک چه زمانی نواخته خواهد شد. این هم معلوم نیست که بالاخره مسوولیت و صلاحیت کدام طرف است که به این معضله رسیده گی کند و دست عفریت جنگ و هیولای خشونت را از گریبان مردم کوتاه سازد.

 

در پایان نویسنده می افزاید:

به نظر می رسد استراتژی گسترش قلمرو جنگ از سوی طالبان، کار را برای نیروهای امنیتی کشور به خصوص نیروهای کماندو سخت تر خواهد کرد.

همچنین بحث پشتیبانی از نیروهای امنیتی نیز به یک معضل مهم تبدیل شده است زیرا مشکلات درونی دولت و پرداختن به مسائل حاشیه ای سبب شده است تمرکز بر تقویت و پشتیبانی از نیروهای امنیتی به فراموشی سپرده شود.

به یقین میتوان گفت که بن بست سیاسی کنونی کشور برای امنیت و ثبات کشور نسبت به حملات نظامی طالبان و بن بست های نظامی با سایر گروه های شورشی مسلح خیلی خطر ناک و تباه کننده است. بن بست های سیاسی در کشورهایی نظیر افغانستان که به تازگی مشارکت سیاسی بدون خون ریزی را تجربه میکنند؛ نه تنها مشروعیت نظام را که از ارکان ثلاثه قوام نظام است؛ به چالش میکشاند بلکه وسوسه ی دست بردن به سلاح به سایر گروه های دارای شاخه های نظامی را ازدیاد میبخشد. 

با این وجود در صورتی که مدیرت سالم و پیش گیری وجود داشته باشد هنوز هم برای مهار بحران فرصت وجود دارد.