بررسی مطبوعات چاپ کابل 17 میزان 1397
https://parstoday.ir/dari/radio/uncategorised-i83512-بررسی_مطبوعات_چاپ_کابل_17_میزان_1397
"کارزارهای انتخاباتی با کلید واژه ی هویت" ، "آیا بایومتریک میتواند جلو تقلب در انتخابات را بگیرد" و "ضرورت اجماع سیاسی روی تلاش های پایان جنگ" ، مهمترین عناوین سرمقاله روزنامه های امروز چاپ کابل است.
(last modified 2023-09-27T07:19:12+00:00 )
میزان 17, 1397 06:43 Asia/Kabul
  • بررسی مطبوعات چاپ کابل 17 میزان 1397

"کارزارهای انتخاباتی با کلید واژه ی هویت" ، "آیا بایومتریک میتواند جلو تقلب در انتخابات را بگیرد" و "ضرورت اجماع سیاسی روی تلاش های پایان جنگ" ، مهمترین عناوین سرمقاله روزنامه های امروز چاپ کابل است.

کارزارهای انتخاباتی با کلید واژه ی هویت عنوان سرمقاله ی روزنامه ی ماندگار است که در آن چنین آمده است:

اگر برای تماشای فضای انتخاباتی و شعارهای رنگینِ آن، از کابل پا فراتر بگذاریم، یک نکته بسیار زود به ذهن خطور می‌کند و آن این‌که: «هویت» و دغدغه‌های پیرامونِ آن، درونمایۀ اصلیِ شعارهای انتخاباتیِ نامزدنمایندگان در همۀ ولایت‌های کشور شده است. شعارهایی مانند این‌که «با هویت‌تان معامله نمی‌کنم»، «پاسدار هویتِ‌ مردم خواهم بود» و «هویت شما خط سرخِ من است» همه از این واقعیت حکایت دارند.
اما آن‌چه در ورایِ این شعارها برای هر شهروند آگاه و نکته‌سنجی قابل رؤیت و تحلیل است؛ خاستگاهِ این گزاره‌ها و دغدغه‌ها با پهلوهای مثبت و منفیِ احتمالی می‌باشد. به عبارت دیگر، باید پرسید درحالی‌که وظیفۀ اصلیِ یک نمایندۀ مجلس، قانون‌گذاری و نظارت بر اجرای قوانین است، چرا همۀ نامزدنمایندگان به‌جای این امر واضح و مهم، به بحثِ گنگ و مبهمِ «هویت» می‌پردازند؟

ماندگار می افزاید : 
برای پاسخ به این پرسش می‌توان مقدمه‌یی بسیار طولانی نوشت و این مقدمه را نه به دهلیزهای تاریخِ سده‌ها، بلکه هزاره‌ها راه داد و از دلِ آن پاسخی همه‌جانبه بیرون کشید؛ اما در این ظرفِ کوچک فقط می‌توان تاریخِ چندسالۀ حکومتِ آقای غنی را جای داد و از کارنامۀ او، خاستگاهِ شعارهای هویتیِ نامزدنمایندگان را رهگیری کرد.
آقای غنی کارِ خود را با فلسفۀ تمامیت‌خواهی در قدرت و سیاست، آن‌هم با صبغۀ قومی، آغاز کرد. از تقسیم قدرت و صلاحیت بر اساسِ توافق‌نامۀ دولتِ وحدت ملی و روحیۀ ملت‌سازی سر باز زد و فرهنگِ انحصار را با تمامِ قوت تعقیب نمود.در یک چنین معادله‌ ای، زیان‌هایِ احتمالیِ فراوانی نیز متصور است و فضایِ گرگ‌ومیشی از کنش و واکنش برای موج‌سواریِ بسیاری‌ها مساعد می‌گردد که فقط دغدغۀ شهرت و قدرت دارند و می‌خواهند با شعارهای هویتی، ماهیِ مرادِ خویش را صید کنند.
خوشِ غنی بیاید یا نیاید، بر اثر بدکرداری‌های او، «هویت» به مصدرِ اشتقاقیِ هزاران واژه و متاعِ پیـدا و پنهان در میدانِ سیاستِ کشور تبدیل شده؛ مصدری که وقتی در فضای داغِ انتخابات به جوشش و تولید بیاغازد، می‌تواند تر و خشک را با هم بسوزاند

وآیا بایومتریک میتواند جلو تقلب در انتخابات را بگیرد عنوان سرمقاله ی روزنامه ی افغانستان ما است که در آن چنین آمده است:

با استفاده ازسیستم بایومتریک می‌توان شاخصه‌های جسمی یک فرد که تنها منحصر به وی هستند همانند اثرانگشت و قرنیه چشم را تشخیص داد و ذخیره می‌شوند. ابهامات بسیاری بر سر استفاده از سیستم در انتخابات پارلمانی آینده وجود دارد. هنوز از جزئیات این سیستم اطلاعی در دسترس نیست و حکومت توضیحات مفصلی دربارهٔ آن ارائه نداده‌است. اما سؤال اصلی این است که آیا سیستم بایومتریک می‌تواند جلوی بروز تقلب در انتخابات پارلمانی ۱۳۹۷ را بگیرد؟ به نظر می‌رسد تنها پاسخ صحیح به این پرسش (خیر) می‌باشد.

نویسنده می افزاید :

با تمامی ویژگی‌های مثبت سیستم بایومتریک این سیستم به هیچ وجه نخواهد توانست جلوی تقلب در انتخابات را بگیرد. مهم ترین دلیل آن هم این است که بزرگ‌ترین مظنون تقلب در انتخابات خود حکومت وحدت ملی است. ارگ ریاست جمهوری در سال‌های گذشته نشان داده‌است که به حکومتی تک قومی اعتقادی خلل ناپذیر دارد و حاضر است برای تحقق این امر هر کاری بکند. ارگ ریاست جمهوری که هدایت، مشورت و پشتیبانی ایالات متحده امریکا را با خود دارد به شدت به دنبال این است که نمایندگان همسو با خود در انتخابات آینده رای بیاورند. برهمین اساس طبیعی است که در این راستا تلاش‌هـایی را انجام دهد.

و نگاهی می اندازیم به روزنامه ی هشت صبح که در سرمقاله ای تحت عنوان ضرورت اجماع سیاسی روی تلاش های پایان جنگ چنین نوشته است : 

به نظر می‌آید که حالا شورای عالی صلح دیگر آن اعتبار و وجاهت را ندارد. شاید به همین دلیل است که آقای زلمی خلیل‌زاد نماینده‌ی ویژه‌ی امریکا برای پایان جنگ افغانستان، از رهبران حکومت وحدت ملی و سیاست‌مداران وطنی خواسته است که روی تشکیل یک هیات برای پی‌گیری تلاش‌های دیپلوماتیک و سیاسی برای پایان جنگ به موافقت برسند. رهبران حکومت وحدت ملی اختیار کامل دارند که اعضای این هیات را از میان اعضای شورای عالی صلح انتخاب می‌کنند یا از نهادهای دیگر. اما چیزی که خیلی اهمیت دارد، اجماع سیاسی در این مورد است.

رهبران حکومت وحدت ملی باید قبل از تعیین اعضای هیاتی که تلاش‌های سیاسی برای پایان جنگ را پی‌گیری کند،‌ باید در مورد تک‌تک اعضای آن با تمام نیروهای سیاسی مذاکره کنند و به اجماع ملی برسند. هیچ نیروی سیاسی باید از آن هیات بیرون نماند. هر نیروی سیاسی‌ای که در آن هیات حضور نداشته باشد، نگرانی‌اش بیش‌تر می‌شود و از تلاش‌های سیاسی برای پایان جنگ احساس خطر می‌کند. کسانی که امروز سکان رهبری حکومت وحدت ملی را به دست دارند،‌ بیش‌تر از هر کس دیگر می‌دانند به انزوا بردن هیچ نیرویی، سود سیاسی ندارد.

در پایان نویسنده می افزاید:

 دفاع از سیاست رقابتی به صورت جمعی در میز مذاکره در مقابل نیرویی که به آن باور ندارد،‌ ساده‌تر است. هیچ تیم یا جناحی آن قدر مشروعیت ندارد که بتواند روند مصالحه را به تنهایی مدیریت کند. باید همه‌ی نیروهای سیاسی شریک این روند باشند. در حال حاضر که انتخابات پارلمانی برگزار می‌شود، تفرقه‌ی سیاسی کمی زیاد است‌، اما ایجاب می‌کند که برای برآوردن هدفی مثل مصالحه، ‌فراتر از منافع انتخاباتی اقدام شود. انتخابات ریاست جمهوری آینده هم باید در سایه‌ی اجماع سیاسی برگزار شود.