بررسی مطبوعات کابل 30 سنبله
https://parstoday.ir/dari/radio/uncategorised-i8371-بررسی_مطبوعات_کابل_30_سنبله
آزادی و عدالت در پرتو صلح تامین می شود.
(last modified 2023-09-27T07:19:12+00:00 )
سنبله 30, 1395 13:06 Asia/Kabul
  • بررسی مطبوعات کابل 30 سنبله

آزادی و عدالت در پرتو صلح تامین می شود.

آزادی و عدالت در پرتو صلح تامین می شود عنوان سرمقاله ی روزنامه ی چراغ است که در آن چنین امده است :

صلح؛ آزادی و عدالت سالهاست گمشده ی مردم افغانستان است و هر بارکه مردم ما در چند قدمی نشست کبوتر صلح  در دایره بدبختی و جنگ قرار میگیرند؛ دستانی این محبوب مردم و مغضوب دشمنان را اختطاف میکنند و یا با تیرش میزنند و از جسد آن چند روزی عطش لاشخواران جنگ افروز و خشونت جو  را  سیر و سیراب می سازند. گرچه صلح و آزادی نیاز های بشری اند و برای مردم ما که سالهاست نفیر گلوله ها را شنیده  و  حاکمیت های استبدادی را تحمل کرده اند؛ سرایش خوب دارد  ؛ اما سوگمندانه در ادبیات سیاسی کشور ها بیشتر کاربرد تاکتیکی  و فریبنده داشته است.

چراغ می افزاید :

هر گاه به نیازمندی های اساسی مردم فکر می کنیم، نباید تنها بدور واژگان صلح حلقه سرخ بکشیم، زیرا عوامل و انگیزه های زیادی وجود دارد که میتوانند صلح را تهدید کنند و یا جنگ را تهدید.

بیکاری، عرضه پائین خدمات صحی و اجتماعی، فساد مالی و اداری، تقسیم ناعادلانه ثروت  قدرت؛  نبود سلامت روانی و ... عواملی اند که صلح را از عقب خنجر  زده و چون هیزم در خدمت جنگ افروزان قرار می دهند. در شرایطی که چنین عوامل زیر بنایی جنگ و خشونت در جامعه ما متاسفانه وجود دارد نباید انتظار داشت تا با گرفتن یک قلمه از این درخت تنومند جنگ، باغ صلح ایجاد کرد و سایه ی آن را همگانی ساخت.

و حکمتیار خوش بیاید اما با شرایط عنوان سرمقاله ی روزنامه ی ماندگار است که در آن چنین آمده است :

«حکمتیار» نامی بسیار آشنا در تحولاتِ تاریخِ معاصرِ افغانستان است، اما این شهرت و برجستگی بیشتر در جهتِ منفیِ قضیه قرار داشته و از همین رو، صلح و توافق با چنین فردی، هرگز یک امرِ ساده و عادی نمی‌نماید. او در پانزده سال گذشته در برابرِ نظام و همۀ ارزش‌‌های نوین ایستاد و در عین حال، به‌قوتِ تمام متهم به بربادیِ جهاد و جانفشانیِ چهارده‌سالۀ مردم، تضعیفِ حکومتِ مجاهدین و ویرانیِ شهرِ کابل و قتل‌ عدۀ بی‌شماری از ساکنانِ آن است. هرچند او می‌توانست در پانزده سالِ اخیر به‌سانِ دیگر رهبرانِ جهادی، نقشِ خوبی را در تعاملاتِ افغانستان بازی کند، اما هر بار خود را در صفِ مخالفینِ صلح و آبادی قرار داد تا این‌که وارد فهرستِ سیاهِ جامعۀ جهانی شد و نامش در قطار تروریستانِ مشهورِ دنیا ثبت گردید.

ماندگار می افزاید :

در حال حاضر، تنها شخص حکمتیار بیرون از دولت باقی مانده، ولی برادرِ وی، پسران و دامادهایش همه به‌نحوی در دولت سهیم شده و امتیازهای کلانی دریافت ‌کرده‌اند. یقیناً با آمدنِ او، خانوادۀ حکمتیار به‌صورتِ کامل در تشکیلاتِ دولت شامل شده و حکومتی خواهند ‌شد. در چنین صورتی، انتظارِ عمومی از آقای حکمتیار که به سنِ کهنسالی پا گذاشته، این است که صادقانه به کشورِ زخم‌خوردۀ خویش قدم بگذارد و چنان سعی و رویه کند که مایۀ ثبات و آرامش در افغانستان گردد. اما اگر او با استفاده از شرایط کنونی و امتیازهایی که برایش در نظر گرفته می‌شود، به عقده‌گشایی‌های سیاسی بپردازد و بار دیگر ابزار دستِ بیگانه‌گان و برخی حلقه های داخلی شود، بدون شک کشور را وارد یک بحرانِ تازه خواهد ‌کرد

و به سراغ روزنامه ی افغانستان می رویم که در سرمقاله ای تحت عنوان از شهروندان خوب تا شهریاران بد چنین نوشته است :

مردم افغانستان همواره از روند صلح و دموکراسی در افغانستان حمایت کرده و آن را به نفع امنیت و ثبات دایمی در افغانستان تشخیص داده اند. از اینرو شهروندان افغانستان همواره نسبت به حوادث، رویدادها و پدیده های سیاسی- اجتماعی کشور حساس بوده و با علاقه مندی تحولات سیاسی – اجتماعی را دنبال می کنند.

به همین دلیل شهروندان کشور در پانزده سال گذشته همیشه از روند های سیاسی ملی حمایت کرده و در تمامی پروسه های ملی و از جمله انتخابات نقش و حضور فعال و قابل قدر داشته اند.

متأسفانه بر خلاف انتظار، روند دموکراتیزه سازی کشور آنچنان که باید از سوی دولتمداران ما اهمیت داده نشده است.

درپایان نویسنده می افزاید :

اختلافات سران حکومت وحدت ملی در باره موضوعات مهم ملی، آسیب های جدی را به روند قانونگرایی و نهادینه سازی ارزش های دموکراسی وارد کرده و مردم را نسبت به کارکرد حکومت و تطبیق قانون و ترویج فرهنگ دموکراسی در کشور مأیوس و نا امید کرده است.

از دید شهروندان بسیاری از مقامات دولتی پیش از آن که در فکر انجام مسؤلیت های ملی خود در ادارات دولتی باشند، در اندیشه زد و بندهای سیاسی و همگام و همراه شدن با باندهای مافیایی اقتصادی می باشند.

اشاعه فرهنگ ثروت اندوزی و زور سالاری و گونه های مختلف فساد اداری، اغلب مقامات را به دستبرد بی باکانه به اموال عمومی تشویق و ترغیب می کند.