بررسی مطبوعات چاپ کابل 28 دلو 1397
"منطقه قربانی تروریسم"،"کودکان افغانستان و وجدان های خفته" و "ضرورت تلاش برای همگانی سازی سرمایه های علمی" عناوین سرمقالات امروز روزنامه های چاپ کابل است.
منطقه قربانی تروریسم عنوان سرمقاله ی روزنامه ی هشت صبح است که در آن چنین آمده است:
حملهی تروریستی به نیروهای امنیتی هند و ایران در کشمیر و زاهدان، نشاندهندهی آن است که کشورهای منطقه قربانی تروریسم اند. هر دو کشور گفتهاند که دشمنان تروریستشان در خاک پاکستان حضور دارند و از همانجا حملهی تروریستی را طراحی کردهاند. هیچ تردیدی نیست که ارتش پاکستان از گروههای تروریستی اسلامگرا برای گسترش نفوذ و ایجاد یک کمربند امنیتی در اطراف این کشور استفاده میکند. نظامیان پاکستانی را توهم ناامنی و گسترش نیروهای ضد پاکستان در مرزهای این کشور فراگرفته است.
هشت صبح می افزاید:
باید کشورهای منطقه به تهدید تروریسم پاسخ بدهند. این کشورها باید بین خودشان همسویی و همگرایی ایجاد کنند. لازم است که کل کشورهای منطقه در همآهنگی با یکدیگر به تهدید تروریسم پاسخ بدهند. واقعیت این است که تروریسم هم پشتوانهی ارتش پاکستان را دارد و هم مرز ها را نمیشناسد. بنابراین پاسخ به تروریسم هم باید جمعی و مشترک باشد.
روزنامه ماندگار نیز در سرمقاله ای تحت عنوان کودکان افغانستان و وجدان های خفته چنین نوشته است :
کمیسیون حقوق بشر افغانستان اعلام کرده است که شش میلیون و پنجصدهزار کودک در کشور در معرضِ انواع خطرها قرار دارند. در این خبرِ بسیار کوتاه، روی دو نکته باید تأمل کرد: نکتۀ نخست رقم «ششونیم میلیون» و نکتۀ دوم «انواع خطرها» است. به این ترتیب که ششونیم میلیون کودک، بیش از یکپنجمِ نفوسِ سیمیلیونی افغانستان را احتوا میکند و حتا میتوان گفت که بیش از پنجاه درصد جمعیتِ تمامِ کودکان افغانستان را در بر میگیرد و این کمیتِ قابل توجه، فقط با فقر و کارِ شاقه مواجه نیستند؛ چرا که «انواع خطرها» از سوءتغذیه و بیماری شروع شده و تا محرومیت از آموزش و جذب شدن در باندهای تبهکاری ادامه مییابد.
ماندگار می افزاید:
خشونت، خشونت را بازتولید میکند و این سیکلِ معیوب از آنجا صادق است که کودکانی که خود در معرض خشونتِ جامعه و بیاعتنایی دولت قرار گرفتهاند، کمتر میتوانند در بزرگسالی خود به عاملی برای مهرورزی و اصلاحِ جامعه و دولت تبدیل گردند. اینکه باندهای جرم و جنایت در افغانستان از رونق نمیافتند، اینکه آتش ناامنی در کشور خاموشی نمیگیرد، اینکه توزیع و مصرف مواد مخدر سیر صعودی دارد، اینکه سایۀ قتل و سرقت و راهگیری بر کوچهها و خیابانهایِ ما هموار است؛ همه به وضعیتِ کودکان ارتباط میرسانند؛ کودکانی که وجدان و عقلانیتِ آنها را بیوجدانیِ جامعه و ندانمکاریِ حکومت کُشته است و آن کسی که از عقل و وجدان تهی شد، از خشونت و انتقام لبریز خواهد بود!
گفتنِ این حرفها، از داستان صلح و انتخابات واجبتر است؛ چرا که صلح و انتخاباتِ سالم در جامعۀ عاری از وجـدان محقق نخواهد شد.
و نگاهی می اندازیم به روزنامه ی افغانستان ما که در سرمقاله ای تحت عنوان ضرورت تلاش برای همگانی سازی سرمایه های علمی چنین نوشته است:
در دیگر کشورها رسم معمول بر این است که وقتی یکی از شخصیتهای صنفی از دنیا می رود، معمولا همقطاران و همکاران آن، برای زنده نگهداشتن نام او، دست به کار میشوند؛ اما در افغانستان متاسفانه این فرهنگ هنوز وجود ندارد.
دومین عاملی که سبب گمنامی و درنهایت باعث عدم رشد علم و فرهنگ در سرزمین ما میشود، غلبه تفکر ناسیونالیسم قومی بر همه امور است. همه ساختارهای سیاسی، اجتماعی و حتی فرهنگی و علمی ما مبتنی بر بنیادهای قومی است. در کشور ما متاسفانه هیچ پدیدهای نیست که در مورد آن قضاوت قومی صورت نگیرد. به عنوان مثال اگر در یک نهاد علمی و کاملا مسلکی، کسی به عنوان وزیر و یا رییس و معین تعیین میشود، در ابتدا از قومیت و سکونت اصلی افراد سوال میگردد. حتی به بسیاری از رخدادهای فرهنگی و هنری که باید سرمایه نمادین و مشترک همه مردم افغانستان باشند، نگاه قومی میشود.
درپایان نویسنده می افزاید:
عامل دیگری که همه سرمایههای نمادین و ارزش های مشترک ما را به محاق برده است، سیاست زدگی دستگاههای تولید فکر و اندیشه و فرهنگ ما است. همه رسانهها، نهادهای علمی و فرهنگی و حتی دانشگاههای کشور چنان تحت تاثیر فضای عمومی سیاست زده هستند که هرگز نمیتوانند خود را از زیر بار رسالتهای کاذب قومی، جناحی و سیاسی بیرون بکشند.