بررسی مطبوعات چاپ کابل 7 جوزا 1398
https://parstoday.ir/dari/radio/uncategorised-i93924-بررسی_مطبوعات_چاپ_کابل_7_جوزا_1398
"کابل امن ترین شهر برای قتل و راهزنی" ، "قتل فجیع هفت عضو یک خانواده" و "ما را به خیر تو امیدی نیست شر مرسان"، عناوین سرمقالات روزنامه های امروز چاپ کابل است.
(last modified 2023-09-27T07:19:12+00:00 )
جوزا 07, 1398 12:25 Asia/Kabul
  • بررسی مطبوعات چاپ کابل 7 جوزا 1398

"کابل امن ترین شهر برای قتل و راهزنی" ، "قتل فجیع هفت عضو یک خانواده" و "ما را به خیر تو امیدی نیست شر مرسان"، عناوین سرمقالات روزنامه های امروز چاپ کابل است.

روزنامه ی ماندگار در سر مقاله ای تحت عنوان کابل امن ترین شهر برای قتل و راهزنی چنین نوشته است: 

در ادامۀ حوادث جنایی پایتخت، دو شب پیش افراد مسلحِ ناشناس در منطقۀ کارته‌سخی وارد یک خانه شده و هفت عضوِ خانواده را به گلوله می‌بندند که در نتیجۀ آن هر هفت نفر کشته می‌شوند. قربانیان این رویداد، دو مرد و سه زن و دو کودکِ کمتر از هفت سال بوده‌اند. انگیزۀ این قتل هرچه باشد، مسالۀ مهم احساسِ امنیتی‌ست که جنایت‌کاران در شهرِ کابل از آن برخوردار شده‌اند و قتل و ترور را به گونه‌یی مرتکب می‌شوند که گویی آب می‌نوشند!

ماندگار می افزاید: 

شهر کابل، پایتخت افغانستان، می‌باید شهری امن برای زیستِ سالمِ شهروندان و خانواده‌هایی باشد که سودایِ پیشرفت و سازنده‌گی دارند؛ اما متأسفانه در معادله‌یی باطل این شهر به مکانی امن برای افرادِ بیمار و ماجراجو و خشک‎‌مغز تبدیل شده است. حکومت برای شکستن و معکوس ساختنِ این فضا؛ باید قمارخانه‌ها، مسافرخانه‌ها، رستورانت‌ها، پارک‌های تفریحی، زیرپل‌ها، ویرانه‌ها، مکان‌های بسیارخلوت، مکان‌های بسیارشلوغ و حتا زندان‌ها را زیر نظر داشته باشد و از آن‌جاها سرنخ‌ها را تا انتها دنبال کرده و جلوِ بسیاری از جرایم را پیش از وقوع بگیرد.

 

وقتل فجیع هفت عضو یک خانواده عنوان سرمقاله ی روزنامه ی هشت صبح است که در آن چنین آمده است: 

قتل فجیع هفت عضو یک خانواده در کارته‌ی سخی کابل، ‌بار دیگر وجدان بیدار جامعه را تکان داد. قاتلان، حتا به کودکان و زنان باردار شلیک کرده بودند. چندی قبل پولیس کابل اعلام کرده بود که گویا گراف جرایم جنایی سیر نزولی یافته است. این رویداد و واقعه‌های دیگر نشان می‌دهد که ادعای نزول گراف جرایم جنایی دروغ است. مسافران وسایط نقلیه‌ی شهری، مغازه‌داران و اهالی کوچه‌ها در گفت‌وگوهای‌شان قصه‌های تکان‌دهنده از دزدی، باج‌گیری و تهدید به قتل می‌کنند. مردم با مستولی شدن تاریکی شب، حتا در کوچه‌های محل زنده‌گی‌شان گشت‌وگذار نمی‌کنند.

ترس از دزد و جنایت‌کار چنان عام شده است که حتا بسیاری از راننده‌گان تاکسی از طرف شب دل به کار نمی‌دهند.

هشت صبح می افزاید:

وزارت داخله باید بررسی کند که کدام آمر حوزه شهامت تطبیق قانون را ندارد و از عواقب مبارزه با جرایم هراس دارد. مبارزه با جرایم در هیچ کشوری آسان نیست. پولیسی که با جرایم و مصادیق آن مبارزه می‌کند، در معرض خطر قرار می‌گیرد. خانواده‌ی او هم در معرض خطر واقع می‌شود. ولی کسی که کمر به مبارزه با جرایم بسته است باید این خطرها را بپذیرد. اگر حاضر به پذیرش خطر نیست باید وزارت داخله او را با کسی جایگزین کند که شهامت تطبیق قانون را داشته باشد. آنانی که حاضر نیستند برای تطبیق قانون هزینه‌ کنند،‌ جای‌شان در نیروی پولیس نیست. پولیس به افسرانی نیاز دارد که در کنار حرفه‌ای بودن، ‌شهامت تطبیق قانون را هم داشته باشند. این طور نباید باشد که یک باند کوچک جنایت‌کار کل حوزه‌ی پولیس را زمین‌گیر کند. اگر آمران حوزه‌ها و مسوولان وزارت داخله نتوانند با تطبیق قانون، خطر را به جان بخرند، ‌مبارزه با شبکه‌های جرمی حتا به موفقیت نسبی هم نمی‌رسد. مردم افغانستان از پولیس قاطعیت و رفتار حرفه‌ای می‌خواهند تا شبکه‌های جرمی،‌ زمین‌گیر شوند.

 

و ما را به خیر تو امیدی نیست شر مرسان، عنوان سرمقاله ی روزنامه ی افغانستان ما است که در آن چنین آمده است:

پس از سال ها رابطه کج دار و مریز میان افغانستان و روسیه، خاطرات تلخی به یادگار مانده است. طرف روسی نیز هیچگاه خاطره خوشی از رابطه با افغان ها ندارد. به حدی که در ترمینولوژی سیاست خارجی روسیه «سندروم افغان» یک اصطلاح مشهور است. هر وقت روس ها در عرصه سیاست خارجی از افغانستان یاد می کنند و یا در مورد آن بحث می کنند همواره از اصطلاح سندروم افغان به عنوان بیان کننده یک نقطه تلخ یاد می کنند. روسیه بزرگ ترین شکست تاریخ خود را در افغانستان تجربه کرده است و به همین خاطر هیچگاه نمی تواند یک طرف صادق و شریکی دارای نیت نیک برای افغانستان باشد. از همین رو در دستگاه سیاست خارجی این کشور ضمیر کابلوف به عنوان تیوری پرداز تجزیه افغانستان نامی آشنا و معروف است. 

نویسنده می افزاید:

در این سو در افغانستان نیز نه تنها خاطرات تلخ بر دوش تاریخ افغانستان بلکه تجربه های تلخی از ویرانی و تباهی از رابطه با روسیه هنوز بر دوش مردم افغانستان سنگینی می کند. تمام بحران های متوالی و درهم تنیده امروز افغانستان ریشه در مداخله احمقانه روسیه به افغانستان دارد. روسیه آن زمان که حضور نیرومند کمونیسم را تجربه می کرد و سرخوش از فتح سرزمین های بیشتر به منظور جلوگیری از نفوذ کاپیتالیسم غربی در قلمرو خود قرار داشت، با حمله به افغانستان بزرگ ترین جنایت تاریخ را مرتکب گردید. آن تجاوز تنها یک جنایت بزرگ نبود بلکه بزرگ ترین اشتباه تاریخی نیز بود. میلیون ها قربانی و میلیون ها آواره در سراسر جهان و ویرانی همه زیربناهای اقتصادی و زندگی مردم افغانستان محصول آن جنایت بزرگ بود.