بررسی مطبوعات کابل 12 میزان
چه کسی به داد پاکستان می رسد درسرمقاله روزنامه ماندگار
روزنامه ی ماندگار در سرمقاله ای تحت عنوان چه کسی به داد پاکستان می رسد، چنین نوشته است:
وضعیتِ پاکستان در این روزها اصلاً خوب نیست. حملات مرزیِ نیروهای هند و پاکستان حالا تشدید یافته و نگرانیها از یک جنگِ احتمالیِ دیگر بینِ این دو قدرت هستهیی، بسیار بالا گرفته است؛ اگرچه ممکن است این وضعیت از هر دو طرف کنترل گردد. هند در یک عملیات برقآسا، ۵۰ تروریست را در خاکِ پاکستان کُشت؛ تروریستانی که منتظرِ فرصت بودند تا اهدافی را در هند مورد حمله قرار دهند. جدا از هند، کشورهای دیگری مثل افغانستان و برخی کشورهای آسیای میانه نیز پاکستان را به عنوان یک نقطۀ غیرقابلِ اعتماد در نظر دارند و سعی میکنند که به شکلهای غیرمستقیم فشارهایی را بر این کشور وارد کنند. مسلماً همۀ کشورهای نزدیک به ما، پاکستان را برای خود دشمن و یا دستکم دردسر میشناسند و از ناحیۀ آن در رنج بهسر میبرند.
ماندگار می افزاید:
چهار همسایۀ پاکستان (هند، بنگلدیش، ایران و افغانستان) در کنار برخی از کشورهای عضو سارک، از تروریسم و افراطگرایی که از جانب پاکستان در منطقه حمایت میشود، رنج میبرند. رویاروییِ کنونی و مشترکِ آنان در برابر پاکستان، این کشور را در ذهنِ حامیانِ غربیاش با سوالهای بزرگ مواجه کرده است. اگر پاکستان به زودی تغییری در سیاستِ خویش به وجود نیاورد، تاوانِ سنگینی را خواهد پرداخت. اما تنها نگرانی این است که حامیان قدرتمند پاکستان، آن کشور را ترغیب به همکاریهای ظاهری و موقت در روند صلحِ افغانستان و از بین بردنِ برخی رهبرانِ طالبان سازند تا فرصتی شود برای رهاییِ این کشور از باتلاقی که در آن قرار گرفته است.
و افغانستان و ادامه ی سریال کنفرانس های بین المللی، عنوان سرمقاله ی روزنامه ی چراغ است که در آن چنین آمده است:
در شرایطی که قرار است کنفرانس بروکسل بتاریخ 13 و 14 میزان در بلژیک برگزار شود، فقدان برنامه ریزی بلندمدت اقتصادی در افغانستان و متاثر بودن کمکهای خارجی از تحولات جامعه جهانی دستاورد این کنفرانس را در هالهای از ابهام قرار داده است.
چراغ می افزاید:
با گذشت تقریبآ 2 سال از فعالیت دولت وحدت ملی، عملکردهای سیاسی و اقتصادی حکومت افغانستان نه تنها موفق نبوده، بلکه تاثیرات منفی بر وضعیت سیاسی و اقتصادی این کشور داشته است. از جمله مهمترین دلایل این امر را میتوان در محورهایی همچون کاهش سرمایهگذاری خارجی، فرار سرمایه داخلی، فساد اداری و عدم برنامهریزی زیربنایی جستجو کرد.
و به سراغ روزنامه ی ویسا می رویم که در مطلبی تحت عنوان مشکلات حکومت و حدت ملی چنین نوشته است:
حکومت وحدت ملی در دوسال گذشته نتوانست وعده هایی را که به ملت سپرده بود جامه ی عمل بپوشاند که بدین ترتیب، با مشکلاتی روبرو شد. در مدت دوسال عمر حکومت وحدت ملی شرکای حکومت با اختلافات عمیق داخلی روبرو بودند که باعث موضع گیری های ضد و نقیض رییس جمهور و رییس اجرایی در برخی قضایا گردید که نظرهایی مخالف یکدیگر ابراز می کردند. از موقف حکومت در قضیه ی مهاجرین افغان دراروپا، قضیه ی مبارزه با فساد اداری، قضیه ی جنگ یمن و عربستان سعودی در سیاست خارجی و اختلافات در مورد تفویض مدال ها و تقدیر از شماری مقام های بلند رتبه ی حکومت، به عنوان نمونه هایی از اختلافات داخلی میان سران این حکومت یاد کرده می توانیم.
در پایان ویسا می افزاید:
افزون بر این، در طول دو سال عمر حکومت وحدت ملی، وضعیت اقتصادی کشور نسبت به یک و نیم دهه ی گذشته روز به روز خراب تر گردید، ارزش افغانی به پایین ترین حد خود رسید، میزان بی کاری به اوج رسید، کشور با فرار سرمایه ها روبرو شد و رشد اقتصادی کشور نیز کم شد.
وضعیت خراب امنیتی و اقتصادی باعث گردید تا صدها هزار تن راهی کشورهای اروپایی شوند. به این ترتیب، میزان مهاجرت افغان ها به کشورهای غربی در دو سال حکومت وحدت ملی به صورت بی سابقه ای افزایش یافت و شمار زیادی از جوانان تحصیل یافته و متخصص از راه های خطرناک به اروپا رفتند.