بررسی مطبوعات کابل 13 میزان
پیام ها و پیامدهای جنگ و گریز در ولایات
پیام ها و پیامدهای جنگ و گریز در ولایات، عنوان سرمقاله ی روزنامه ی افغانستان است که در آن چنین آمده است:
سقوط ولایات و ولسوالی ها، یکی پس از دیگری، سقوط اعتماد مردم به دولت و استراتژی نظامی دولت را در پی دارد. ورود طالبان به بخش هایی از کندز و تصرف مناطقی از هلمند و همین گونه جنگ در برخی دیگر از ولایات کشور، برای مردم افغانستان کاملا غیر قابل قبول و شوک آور بود. دولت افغانستان نه در عرصه سیاسی توانسته تصمیم و کار درستی از خود نشان دهد و در نه در عرصه نظامی قابلیت قابل توجهی از خود نشان داده است. در عرصه سیاست، سیاستمداران کشور هنوز تعریف واضحی از طالبان ارایه نکرده اند و در عرصه نظامی نیز جنگ هر روز بیشتر گسترش پیدا می کند و مناطق بیشتری از افغانستان را در آتش خود می سوزاند. حقیقت این است که دولت افغانستان چه در گذشته و چه در حال حاضر هرگز سیاست منطقی و قابل قبولی در جنگ با طالبان نداشته است.
نویسنده می افزاید: شکست های دولت وحدت ملی در میدان جنگ، بر سیاست های منطقه ای و جهانی و روابط افغانستان با کشورهای دیگر نیز تاثیر خواهد گذاشت. دولت افغانستان زمانی می تواند ابهت و اقتدار خود را به کشورهای جهان نشان دهد که بتواند در مقابل دشمنان داخلی خود به خوبی بجنگند و آنان را قلع و قمع کند. اما نمایش های جنگ و گریز در ولایات، آسیب پذیری و ضعف دولت را نشان می دهد. دولتی که به خود مشغول باشد و نتواند مرزها، مناطق و ولایات خود را حفظ کند، چگونه می تواند با اقتدار در مقابل دسیسه ها و پلان های شوم دشمنان خارجی خود بایستد.
و بازهم کندز در آستانه ی فاجعه، عنوان سرمقاله ی روزنامه ی ماندگار است که در آن چنین آمده است:
در حالی که کشورهای جهان آمادۀ برگزاریِ نشستِ بروکسل و رهبرانِ دولت وحدتِ ملی نیز عازمِ آن کنفرانس اند، طالبان بر چند شهر از جمله قندوز حملهور شدهاند. این حملات بهخصوص حمله به شهر قندوز که از سه طرف صورت گرفته است، در واقع تجربۀ سالِ گذشته را در حالِ تکرار نشان میدهد. طالبان اینبار مجهزتر از سالِ گذشته، خود را برای تصرفِ کاملِ این شهر و ولایتِ مهم آماده کردهاند. این وضع میرساند که دولت در یک سالِ گذشته هیچ قصدی به تصفیۀ کندز از وجود طالبان نداشته و حتا حلقاتی در دولت به تجهیز و تمویلِ دوبارۀ طالبان کمک رساندهاند تا فاجعۀ سالِ گذشته تکرار گردد. البته اینبار طالبان نهتنها به قندوز، که به چند شهرِ مهمِ دیگر از جمله پلخمری حمله کردهاند و با نیروهای امنیتیِ ما درگیر اند. ماندگار می افزاید: دوامِ جنگ و تکرارِ فاجعههای جنگی به ما میگوید که ارگ و حلقاتِ دولتی مرتبط با آن، به دلایلِ قومی و سمتی و نیز به دلیلِ برخی بازیهای سیاسی، سعی در حفظِ طالبان در میدانهای جنگ دارند و فقط نیروهای دولتی را در یک جغرافیای وسیع در برابرِ یک جنگِ فرسایشی قرار دادهاند. اینبار طالبان در حالی به شهرها حمله کردهاند که حامد کرزی طالبان را گروههایِ خودی لقب داده و گفته است ساحاتی را که آنان میگیرند، نباید پس گرفت. این همان نگاهِ ویرانگریست که در بیرون و داخلِ نظام توسط حلقاتِ حامیِ طالبان فربه میگردد تا سرانجام آزادی و مردمسالاری، جای خود را به استبداد و قبیلهگرایی خالی کند. یقیناً تا زمانی که به این نوع نگاهها مجال داده شود و ارگ با قطعِ علاقۀ قومی از تروریستان به سیاستِ محاصره و سرکوب در میدانهای جنگ روی نیـاورد، شهکاریهای طالبان و دست به دست شدنِ شهرها و ولسوالیها ادامه خواهد یافت و در نتیجۀ آن، نهادهای امنیتی، ضعیف و خانوادههای بیشتری بیسرپرست خواهند شد!
و به سراغ روزنامه ی ویسا می رویم که در مطلبی تحت عنوان طفلی که دو ساله شد اما راه نرفت، چنین نوشته است :
دیدیم که دو سال از حکومت وحدت ملی گذشت؛ ولی این طفل دوساله هنوز بپای خود ایستاد شده نمیتواند و راه رفته نمیتواند اصل علت این است که خشت تهداب آن کج نهاده شده است. اگر این حکومت پنج ساله یا ده ساله هم شود نیز عین مشکل را خواهد داشت. لذا نحوۀ حکومت وحدت ملی غیر قانونی است و چقدر جای تأسف است که وزیر خارجۀ امریکا میآید و به بسیار سادگی بر نتایج انتخابات ما چلیپا میکشد و کمر قانون اساسی ما را که از سوی بزرگترین نهاد ملی کشور ما یعنی لویه جرگه تصویب شده است، می شکند؛ ایا مگر ما مانند هند برتانوی اشغال شده ایم که هر گونه سرنوشت ما را امریکا رقم بزند؟ بسیار جای شرم و خجالت است!
در پایان ویسا می افزاید:
باید بدانیم که در دنیا هیچ حکومتی ولو هر قدر هم بی کفایت باشد، صد در صد ناکام نمیباشد، ولی چنین حکومتی را حکومت کامیاب هرگز گفته نمیتوانیم. حکومت پروژهایی را که افتتاح کرد محصول ابتکار و کارکرد خودش نیست، بند سلما، ساختمان شورای ملی، پروژۀ کاسا هزار، تاپی که آن هم تام هنوز فقط یک نام است نیز محصول ابتکارات حکومت قبلی بحساب میآید. در بخش امنیتی نیز باید گفت که وضع خراب امنیتی تنها محصول مداخلات بیگانه نیست و تنها محصول نیرومند شدن دشمنان داخلی نیست؛ بلکه نتیجۀ معامله گریهای داخلی ناشی از ضعف دولت است. همین دولت است که در نتیجۀ ناتوانی تا گلو در فساد غرق است، چنانچه رسانه ها همواره از فروش یا به اجاره دادن پست های بلند دولتی گزارش داده اند. می توان گفت که رهبران حکومت در یک چیز کمال دارند که عقب تریبون بایستند وجملات چرب و رنگین ارائه کنند؛ ولی ملت دیگر ازین قصیده سراییها به ستوه آمده و عمل میخواهد.