ایران و معادله مهارناپذیر؛ چرا پروژه آمریکایی–صهیونیستی به بنبست رسیده است؟
-
مؤلفههای قدرت ایران برای مقابله با پروژه آمریکایی-صهیونیستی
پارس تودی - تحولات پس از جنگ غزه نشان داد که نگرانی آمریکا و رژیم صهیونیستی از ایران صرفاً به توان نظامی یا موقعیت جغرافیایی آن محدود نمیشود، بلکه ریشه در الگویی دارد که تهران در حوزه استقلال سیاسی و بازتعریف قدرت منطقهای ارائه کرده است.
به گزارش پارستودی به نقل از خبرگزاری مهر، جنگ رژیم صهیونیستی ضد باریکه غزه از هفتم اکتبر ۲۰۲۳ صرفاً یک درگیری نظامی محدود باقی نماند و بهتدریج به صحنهای برای آشکار شدن تغییر معادلات بازدارندگی در غرب آسیا تبدیل شد. در این میان، نقش ایران بهعنوان بازیگری تأثیرگذار، بار دیگر در کانون توجه محافل سیاسی و امنیتی غرب قرار گرفت.
بر اساس تحلیل رسانههای منطقهای، ایران در قلب یکی از حساسترین مناطق ژئوپلیتیکی جهان قرار دارد؛ جایی که منافع انرژی، تجارت جهانی و امنیت بینالمللی به هم گره خورده است. اشراف ایران بر خلیج فارس و تنگه هرمز- مسیر عبور حدود یکپنجم تجارت جهانی نفت - به تهران امکان میدهد در صورت بروز تنش، هزینههای فرامنطقهای بر بازارهای جهانی تحمیل کند. افزون بر این، جایگاه ایران بهعنوان پل ارتباطی آسیای مرکزی با قفقاز، آن را به بازیگری کلیدی در معادلات انرژی و ترانزیت تبدیل کرده است.
با این حال، تحلیلگران تأکید دارند که عامل اصلی نگرانی غرب، صرفاً جغرافیا یا توانمندیهای نظامی ایران نیست، بلکه "ایده استقلال" است که تهران آن را به یک پروژه سیاسی و امنیتی عملی تبدیل کرده است. ایران نشان داده که میتوان خارج از چارچوب نظم تکقطبی، در برابر فشارها و تحریمها ایستاد و دچار فروپاشی نشد؛ الگویی که قابلیت تکرار آن، تهدیدی جدی برای نظام سلطه تلقی میشود.
در همین چارچوب، ایران با شکستن انحصار سنتی مفهوم قدرت ایجاد شده از زمان پایان جنگ جهانی دوم، مفهوم بازدارندگی چند وجهی مبتنی بر توزیع عناصر قدرت را ارائه کرد تا توانایی دشمنان را برای دستیابی به یک نتیجه سریع محدود کند. "محور مقاومت" از دل این تحول شکل گرفت؛ محوری که بر اساس تقاطع منافع و دشمنی مشترک با نظام سلطه غرب و به ویژه رژیم صهیونیستی بنا شده است.
hm