جنگ با ایران چگونه اسطوره قدرت بلامنازع آمریکا را فرو ریخت؟
https://parstoday.ir/fa/iran-i39984-جنگ_با_ایران_چگونه_اسطوره_قدرت_بلامنازع_آمریکا_را_فرو_ریخت
پارس‌تودی- «جنگ با ایران حقایق تلخی را روشن کرد؛ ترامپ با شروع این جنگ اشتباه وحشتناکی مرتکب شد و در نهایت از این جنگ از نظر نظامی، دیپلماتیک و اقتصادی ضعیف‌تر خارج شد.»
(last modified 2026-06-17T13:39:47+00:00 )
خرداد ۲۷, ۱۴۰۵ ۱۷:۰۴ Asia/Tehran
  • جنگ با ایران چگونه اسطوره قدرت بلامنازع آمریکا را فرو ریخت؟

پارس‌تودی- «جنگ با ایران حقایق تلخی را روشن کرد؛ ترامپ با شروع این جنگ اشتباه وحشتناکی مرتکب شد و در نهایت از این جنگ از نظر نظامی، دیپلماتیک و اقتصادی ضعیف‌تر خارج شد.»

این اعتراف هیئت تحریریه نیویورک‌تایمز، بازتاب شکاف عمیقی در ارزیابی نخبگان آمریکایی از یکی از پرهزینه‌ترین محاسبات راهبردی واشنگتن در سال‌های اخیر است. دولت دونالد ترامپ جنگ را با مجموعه‌ای از اهداف حداکثری آغاز کرد؛ «تسلیم بی‌قیدوشرط ایران»، «تغییر حکومت»، «پایان کامل غنی‌سازی» و «خروج همه مواد هسته‌ای ایران». اما همان‌گونه که نیویورک‌تایمز تأکید می‌کند، پایان جنگ نه تنها هیچ‌یک از این اهداف را محقق نکرد، بلکه آمریکا را در جایگاهی قرار داد که ناچار شد به توافقی تن دهد که دو ماه پیش آن را نشانه شکست تلقی می‌کرد.

این نخستین‌بار نیست که بلندپروازی نظامی آمریکا با واقعیت‌های ژئوپلیتیک غرب آسیا برخورد می‌کند. تجربه افغانستان، عراق و حتی مداخلات محدودتر در منطقه نشان داده است که برتری نظامی لزوماً به پیروزی سیاسی منجر نمی‌شود. اندیشکده آمریکایی «رند» طی سال‌های گذشته بارها هشدار داده بود که هرگونه درگیری مستقیم با ایران، به دلیل ظرفیت‌های نامتقارن تهران، گستره جغرافیایی بحران و آسیب‌پذیری زیرساخت‌های انرژی جهانی، فاقد یک مسیر خروج روشن خواهد بود.

یکی از مهم‌ترین محورهای گزارش نیویورک‌تایمز، شکست فرضیه «فروپاشی سریع حکومت ایران» است. فرضیه‌ای که گفته می‌شود بنیامین نتانیاهو آن را به ترامپ القا کرد. بسیاری از صاحب‌نظران آمریکایی از جمله استفن والت، استاد برجسته روابط بین‌الملل دانشگاه هاروارد، سال‌هاست بر این نکته تأکید می‌کنند که فشار خارجی و حملات نظامی در ایران معمولاً نتیجه‌ای معکوس به همراه دارد و به جای تضعیف انسجام داخلی، احساسات ملی‌گرایانه را تقویت می‌کند.

ایران، با وجود تحمل خسارت‌های سنگین انسانی و زیرساختی، توانست ساختار تصمیم‌گیری و قابلیت‌های عملیاتی خود را بازسازی کند و به بازیگری تبدیل شود که طرف مقابل ناچار به پذیرش نقش و وزن راهبردی آن شد. همین مسئله سبب شده است که برخی تحلیلگران غربی از «پیروزی راهبردی ایران» سخن بگویند؛ مفهومی که به معنای پیروزی مطلق نیست، بلکه بیانگر ناکامی طرف مقابل در تحقق اهداف اعلامی خود است.

بُعد دیگر این جنگ، تأثیر آن بر جایگاه جهانی آمریکا بود. هیئت تحریریه نیویورک‌تایمز تصریح می‌کند که واشنگتن اکنون در چشم بسیاری از ناظران، ضعیف‌تر از گذشته به نظر می‌رسد. نشریه فارن‌پالیسی نیز در تحلیل‌های خود هشدار داده بود که فرسایش ذخایر تسلیحاتی آمریکا در جنگی طولانی، می‌تواند توان بازدارندگی این کشور را در برابر رقبایی چون چین کاهش دهد.

از منظر اقتصادی نیز، جنگ نشان داد که تنگه هرمز همچنان یکی از حساس‌ترین گلوگاه‌های اقتصاد جهانی است. آنچه ترامپ در پایان جنگ به عنوان «بازگشایی تنگه هرمز» از آن یاد کرد، در واقع بازگشت به وضعیتی بود که پیش از آغاز جنگ وجود داشت. تفاوت اساسی آن بود که بازارهای جهانی دریافتند ایران در صورت احساس تهدید وجودی، ابزارهای مؤثری برای تأثیرگذاری بر جریان انرژی جهانی در اختیار دارد. همین درک، هزینه‌های راهبردی هرگونه تقابل آینده را افزایش خواهد داد.

نکته مهم دیگر، بحران مشروعیت تصمیم‌گیری در داخل آمریکا است. نیویورک‌تایمز به صراحت از بی‌اعتنایی ترامپ به قانون اساسی و دور زدن کنگره سخن می‌گوید. این موضوع، شکاف دیرینه میان اختیارات رئیس‌جمهور و نقش کنگره در اعلام جنگ را دوباره به مرکز مباحث سیاسی آمریکا بازگردانده است. تصویب قطعنامه‌های محدودکننده اختیارات جنگی رئیس‌جمهور در کنگره نیز نشانه‌ای از همین نگرانی فزاینده است.

در نهایت، یکی از مهم‌ترین درس‌های این جنگ، شکست «توهم مهندسی نظم منطقه‌ای از طریق زور» است. آمریکا بار دیگر دریافت که قدرت سخت، هرچند ویرانگر، الزاماً توان شکل‌دهی به نتایج سیاسی مطلوب را ندارد. غرور ناشی از برتری نظامی، هنگامی که با شناخت ناقص از جامعه هدف و پیچیدگی‌های منطقه‌ای همراه شود، می‌تواند به ضد خود تبدیل شود.

گزارش نیویورک‌تایمز در واقع بیش از آنکه روایت شکست یک رئیس‌جمهور باشد، هشدار درباره افول یک شیوه از سیاست‌ورزی آمریکایی است. شیوه‌ای که تصور می‌کند می‌توان با بمب، تحریم و تهدید، واقعیت‌های ژئوپلیتیک را بازنویسی کرد. جنگ با ایران نشان داد که عصر راه‌حل‌های ساده برای بحران‌های پیچیده به پایان رسیده است و هزینه نادیده گرفتن این واقعیت، نه فقط برای واشنگتن، بلکه برای نظم بین‌المللی بسیار سنگین خواهد بود.

mm