چرا یادداشت تفاهم اسلامآباد به مرحله بحران رسید؟
-
تفاهم اسلامآباد
پارستودی– سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، اقدامات دولت آمریکا را ناقض تفاهم اسلامآباد و عامل بروز بحران در اجرای این تفاهمنامه دانست.
اسماعیل بقایی گفت: «در اینکه تفاهم اسلامآباد وارد بحران شده، تردیدی نیست؛ اما جمهوری اسلامی ایران هیچگاه در نقض تعهدات خود پیشقدم نبوده است و طرفی که مستمراً مرتکب نقض تعهدات شده، آمریکاست.» این جمله سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، مهمترین کلید برای فهم چرایی بحرانی شدن یادداشت تفاهم اسلامآباد است. این یادداشت تفاهم قرار بود پس از پایان جنگ، چارچوبی برای کاهش تنش، تثبیت آتشبس و جلوگیری از بازگشت درگیریها فراهم کند، اما اکنون با «نقض زودهنگام و مستمر تعهدات آمریکا» وارد مرحله بحرانی شده است.
جمهوری اسلامی ایران در طول این سالها بارها ثابت کرده که در ایفای تعهدات بینالمللی خود، سابقهای جز حسننیت و جدیت ندارد. بقایی با تأکید بر این پیشینه تأکید کرد که «هیچکس نمیتواند ایران را متهم به نقض عهد کند.» اما آنچه تفاهم اسلامآباد را به بحران کشاند، نه کوتاهی ایران، که «مثلهکردن» اجزای این یادداشت ۱۴ بندی از سوی آمریکاییها است.
ایران از ابتدا سیاست «تعهد در برابر تعهد» را مبنای رفتار خود قرار داده و هر زمان طرف مقابل به تعهداتش پایبند بوده، تهران نیز با حسن نیت عمل کرده است. بنابراین، از نگاه دستگاه دیپلماسی ایران، بحران موجود نه یک اختلاف حقوقی، بلکه یک بحران اعتماد است. بحرانی که ریشه در سابقه طولانی پیمانشکنی واشنگتن دارد. یکی از مهمترین محورهای اختلاف، بند پنجم یادداشت تفاهم اسلامآباد است. این بند به مدیریت امنیت تنگه هرمز اختصاص دارد.
بقایی معتقد است بند پنجم با دقت و صراحت تنظیم شده تا هیچ امکان «تفسیر به رأی» برای آمریکا باقی نماند. هدف این بند ایجاد سازوکاری مشترک با مشورت عمان برای تضمین امنیت کشتیرانی و همزمان جلوگیری از سوءاستفاده نظامی از تنگه هرمز علیه ایران بوده است. بقایی تصریح میکند که واشنگتن با فشار بر برخی بازیگران منطقهای و ایجاد سازوکارهای موازی، عملاً اجرای بند پنجم را مختل کرد و حتی کشتیها را به خاموش کردن سامانههای ردیابی تشویق یا مجبور ساخت. اقدامی که خطر برخوردهای دریایی، حوادث زیستمحیطی و افزایش ناامنی در آبراههای بینالمللی را افزایش داده است.
یکی دیگر از مهمترین بخشهای اظهارات بقایی، افشای دروغپردازیهای مقامات آمریکایی درباره مذاکرات مسقط است. وی با صراحت گفت: «دروغگویی بخشی از الگوی رفتاری هیأت حاکمه آمریکا شده و به آن اعتیاد پیدا کردهاند.» ادعای ترامپ مبنی بر اینکه ایران در مسقط با همه چیز موافقت کرده و بعد به کشتیها حمله کرده، از سوی سخنگوی وزارت خارجه رد شد؛ وی تاکید کرد این موضوع مطلقاً واقعیت ندارد. مذاکرات مسقط صرفاً بر تنگه هرمز و در چارچوب بند ۵ متمرکز بود. ایران با مشورت عمان به دنبال سازوکاری برای عبور ایمن کشتیها بود، اما «فشارهای پیدا و پنهان آمریکا بر عمان» این امر را ناکام گذاشت. این مداخلهگری، خود مؤید آن است که آمریکا بهدنبال امنیت منطقه نیست، بلکه اصرار بر تداوم ناامنی دارد.
بحران در اجرای یادداشت تفاهم اسلامآباد تنها به موضوع تنگه هرمز محدود نمیشود. سخنگوی وزارت خارجه ایران در اینباره نیز گفت مجموعهای از اقدامات آمریکا، از جمله استمرار فشارهای نظامی، تداوم تحریمها و اقدامات یکجانبه، عملاً فلسفه وجودی این تفاهم را زیر سؤال برده است.
اگر قرار باشد یک طرف توافق، همزمان از ابزار نظامی، فشار سیاسی و اقدامات بازدارنده علیه طرف مقابل استفاده کند، دیگر نمیتوان از یک تفاهم پایدار سخن گفت.
بدیهی است که از نگاه تهران، تفاهم اسلامآباد هنوز به طور کامل از بین نرفته، بلکه در وضعیتی قرار گرفته که احیای آن منوط به تغییر رفتار آمریکا و بازگشت به اجرای تعهدات است؛ امنیت تنگه هرمز باید توسط کشورهای ساحلی و از طریق سازوکارهای منطقهای تأمین شود، نه با حضور نیروهای فرامنطقهای که خود به یکی از عوامل اصلی بیثباتی تبدیل شدهاند.
بر همین اساس سخنگوی وزارت خارجه ایران تاکید کرد توافق زمانی پایدار میماند که اصل «تعهد در برابر تعهد» رعایت شود. از نگاه دستگاه دیپلماسی ایران، اگر یک طرف توافق به صورت یکجانبه مفاد آن را نقض کند و همزمان انتظار اجرای کامل تعهدات از سوی طرف مقابل داشته باشد، نتیجهای جز فرو رفتن توافق در بحران حاصل نخواهد شد. به همین دلیل، تهران ضمن تأکید بر ادامه مسیر دیپلماسی، بازگشت تفاهم اسلامآباد به مسیر عادی را مشروط به توقف «پیمانشکنی آمریکا» و اجرای کامل تعهدات از سوی واشنگتن میداند. شرطی که تنها راه جلوگیری از تشدید بحران و بازگشت ثبات به منطقه خواهد بود.
mm