تفسیر | از مدرسه میناب تا عروسی کوهستک؛ غیرنظامیان همچنان قربانی جنایات آمریکا
شهریور ۱۲, ۱۴۰۵ ۱۱:۴۰ Asia/Tehran
-
مدرسه میناب
پارستودی – ارتش آمریکا شامگاه سهشنبه مراسم عروسی در بندر کوهستک شهرستان سیریک در جنوب ایران را هدف قرار داد. دهها نفر شهید و مجروح شدند. زنان و کودکان در میان قربانیان بودند.
به گزارش پارس تودی، یک کودک چهار ساله نیز به شهادت رسید. جشن عروسی به صحنه جنایت تبدیل شد. این فقط یک حمله نظامی نیست. این یک جنایت علیه مردم غیر نظامی است. مردم کوهستک در میدان جنگ نبودند. مراسم عروسی داشتند. کودکان در کنار خانوادههای خود بودند. آمریکا به همین جمع غیرنظامی حمله کرد. بمبهای آمریکایی میان خانوادههایی فرود آمد که هیچ نقشی در میدان نبرد نداشتند.
کوهستک ادامه همان مسیری است که پیشتر در میناب و لامرد دیده شد. مدرسه در میناب هدف قرار گرفت. سالن ورزشی در لامرد هدف قرار گرفت. اکنون مراسم عروسی در کوهستگ هدف قرار گرفته است. نقطه مشترک همه این حملات روشن است، قربانیان، مردم عادی هستند. کودکانی که باید در مدرسه باشند. خانوادههایی که باید در کنار یکدیگر باشند. مردمی که باید جشن بگیرند، نه اینکه زیر آوار بمب جان بدهند.
محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی ایران در واکنش به این جنایت، آمریکا را «شیطان بزرگ» نامید. این تعبیر امروز بیش از یک شعار سیاسی معنا دارد. عملکرد آمریکا در میدان جنگ، معنای آن را آشکار کرده است. شیطان بزرگ همان قدرتی است که هزاران کیلومتر دورتر از مرزهای خود جنگ راه میاندازد و سپس برای جهان از حقوق بشر سخنرانی میکند. واشنگتن سالها حقوق بشر را به ابزار فشار سیاسی تبدیل کرده است. دولتهایی را تحریم کرده است. کشورهایی را تهدید کرده است. برای دیگران نسخه اخلاقی نوشته است. اما اکنون همان آمریکا در ایران، خانه و مدرسه و سالن ورزشی و مراسم عروسی را در تیررس حملات خود قرار داده است.
حقوق بشر با موشک و بمب سنجیده نمیشود. اعتبار اخلاقی با تعداد بیانیههای سیاسی ساخته نمیشود. دولتی که خود را مدافع حقوق انسان معرفی میکند، باید نخست در برابر رفتار خودش پاسخگو باشد. شهادت کودکان ایرانی، آزمونی برای ادعاهای حقوقبشری آمریکا است. نتیجه این آزمون را مردم میبینند. جنایت کوهستک همچنین پرده دیگری از واقعیت جنگ را کنار زده است. خطر فقط خود بمباران نیست. خطر بزرگتر، عادی شدن بمباران است. خطر آن است که شهادت کودکان به یک خبر روزانه تبدیل شود. خطر آن است که کشتار غیرنظامیان در میان اخبار جنگ گم شود. خطر آن است که جهان به تماشای جنایت عادت کند.
اما مسئولیت فقط متوجه آمریکا نیست. سکوت اروپا نیز بخشی از همین بحران اخلاقی است. دولتهای اروپایی در برابر بسیاری از تحولات جهانی بیانیه صادر میکنند. درباره حقوق بشر سخن میگویند. از قوانین بینالمللی دفاع میکنند. اما وقتی زنان و کودکان ایرانی قربانی حملات آمریکا میشوند، صدای اعتراض آنان شنیده نمیشود. این سکوت، یک پیام سیاسی دارد. اروپا در برابر متحد آمریکایی خود زبان دیگری دارد. همان اروپا که در پروندههای دیگر از حقوق بشر به عنوان اصل بنیادین سخن میگوید، در برابر شهادت غیرنظامیان ایرانی سکوت میکند. این دوگانگی بیش از آنکه اعتبار حقوق بشر را حفظ کند، بیاعتباری سیاست دوگانه غرب را آشکار میکند.
نهادهای بینالمللی نیز نمیتوانند تا ابد پشت سکوت پنهان شوند. سازمان ملل برای زمانی ساخته شده است که جان غیرنظامیان در معرض تهدید قرار میگیرد. شورای امنیت برای چنین لحظاتی است. نهادهای حقوق بشری برای دفاع از قربانیان شکل گرفتهاند. سکوت در برابر شهادت کودکان، اعتبار این نهادها را زیر سؤال میبرد.
کوهستک فقط یک نقطه جغرافیایی نیست. یک سند است. سندی از جنگی که آمریکا آغاز کرده و هزینه آن را مردم میپردازند. سندی از کودکی که دیگر به خانه بازنمیگردد. سندی از خانوادهای که جشن عروسیاش به مجلس عزا تبدیل شد و سندی از جهانی که مدعی دفاع از حقوق بشر است اما در برابر کشتار غیرنظامیان سکوت میکند. آمریکا میتواند این جنایت را در میان انبوه اخبار جنگ پنهان کند. اروپا میتواند سکوت کند. نهادهای بینالمللی میتوانند بیانیههای مبهم صادر کنند. اما تاریخ سکوت نمیکند. جنایت کوهستک را نمیتوان با بیانیههای سیاسی پوشاند. این جنایت در حافظه مردم ایران و در ترازوی تاریخ باقی خواهد ماند. آمریکا در کوهستک بار دیگر چهره واقعی «شیطان بزرگ» را به نمایش گذاشت.
mm
کلیدواژه