تفسیر | چرا ایران بر لزوم ایجاد معماری امنیتی منطقه ای جدید تاکید می ورزد؟
https://parstoday.ir/fa/iran-i42980-تفسیر_چرا_ایران_بر_لزوم_ایجاد_معماری_امنیتی_منطقه_ای_جدید_تاکید_می_ورزد
پارس‌تودی- محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی و نماینده ویژه جمهوری اسلامی ایران در امور چین در توئیتی نوشت: تأکید چین بر تقویت امنیت مشترک، بازتاب‌دهنده اصلی است که ایران نیز سال‌هاست بر آن تأکید داشته است. 
(last modified 2026-09-05T15:22:36+00:00 )
شهریور ۱۴, ۱۴۰۵ ۱۲:۵۲ Asia/Tehran
  • محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی ایران
    محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی ایران

پارس‌تودی- محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی و نماینده ویژه جمهوری اسلامی ایران در امور چین در توئیتی نوشت: تأکید چین بر تقویت امنیت مشترک، بازتاب‌دهنده اصلی است که ایران نیز سال‌هاست بر آن تأکید داشته است. 

به گزارش پارس‌تودی، قالیباف با استقبال از اظهارات اخیر شی جین‌پینگ رئیس جمهور چین نوشت: تأکید چین بر تقویت امنیت مشترک، بازتاب‌دهنده اصلی است که ایران نیز سال‌هاست بر آن تأکید داشته است. کشورهای منطقه باید آینده خود را با دستان خود رقم بزنند و ثبات واقعی تنها از طریق ایجاد یک معماری امنیتی جدید و بومی در منطقه امکان‌پذیر است. ایران آماده است.

دیدگاه محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی ایران درباره ضرورت شکل‌گیری «معماری امنیتی جدید و بومی» در منطقه، در واقع فراتر از یک موضع‌گیری مقطعی درباره روابط ایران و چین است و باید آن را در چارچوب تحولات ژئوپلیتیکی غرب آسیا، رقابت قدرت‌های بزرگ و تغییر الگوی مناسبات امنیتی منطقه تفسیر کرد. نقطه کانونی سخنان او این است که امنیت منطقه نباید همچنان بر حضور و مداخله قدرت‌های خارجی استوار باشد، بلکه کشورهای منطقه باید بتوانند سازوکارهای امنیتی خود را طراحی و اجرا کنند. این نگاه، از منظر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، امتداد مفهومی ایده‌ای است که طی سال‌های گذشته بر «امنیت درون‌زا» و نقش‌آفرینی مستقیم کشورهای منطقه در تأمین ثبات تأکید داشته است.

اشاره قالیباف به تأکید چین بر «تقویت امنیت مشترک» نیز اهمیت ویژه‌ای دارد. چین در سال‌های اخیر تلاش کرده است خود را نه صرفاً به‌عنوان یک قدرت اقتصادی، بلکه به‌عنوان بازیگری مؤثر در ترتیبات سیاسی و امنیتی جهان معرفی کند. برای پکن، امنیت مشترک به این معناست که امنیت یک کشور نباید به قیمت ناامنی کشور دیگر تأمین شود و مسائل منطقه‌ای، تا حد امکان، باید از طریق گفت‌وگو و همکاری میان بازیگران همان منطقه حل‌وفصل شوند. بنابراین، هم‌پوشانی میان ادبیات سیاسی ایران و چین درباره امنیت منطقه‌ای، زمینه‌ای مناسب برای گسترش همکاری راهبردی دو کشور فراهم می‌کند؛ هرچند این هم‌پوشانی الزاماً به معنای یکسان بودن منافع یا اهداف تهران و پکن نیست.

مفهوم «معماری امنیتی جدید» از این منظر کلیدی‌ترین بخش سخنان قالیباف است. معماری امنیتی صرفاً به معنای ایجاد یک پیمان نظامی یا تشکیل یک سازمان جدید نیست، بلکه مجموعه‌ای از قواعد، ترتیبات، اعتمادسازی‌ها و سازوکارهای همکاری است که بتواند منازعات میان کشورهای منطقه را مدیریت کند. منطقه غرب آسیا طی دهه‌های گذشته شاهد جنگ‌ها، رقابت‌های تسلیحاتی، مداخلات خارجی، بحران‌های سیاسی و بی‌اعتمادی عمیق میان دولت‌ها بوده است. در چنین شرایطی، ایجاد معماری امنیتی بومی مستلزم آن است که کشورهای منطقه از منطق «امنیت علیه دیگری» به سمت «امنیت با دیگری» حرکت کنند. این تغییر، اگرچه از نظر نظری جذاب است، در عمل با موانع جدی مانند اختلافات ایدئولوژیک، رقابت‌های ژئوپلیتیکی و بی‌اعتمادی تاریخی روبه‌رو خواهد بود.

عبارت «کشورهای منطقه باید آینده خود را با دستان خود رقم بزنند» نیز حامل یک پیام سیاسی روشن است. این گزاره، در درجه نخست، انتقادی نسبت به وابستگی امنیتی کشورهای منطقه به قدرت‌های فرامنطقه‌ای محسوب می‌شود. حضور نظامی آمریکا و دیگر قدرت‌های خارجی در غرب آسیا طی دهه‌های گذشته یکی از ارکان اصلی نظم امنیتی منطقه بوده است؛ اما از نگاه ایران، این حضور نه‌تنها نتوانسته ثبات پایدار ایجاد کند، بلکه در مواردی به تشدید رقابت‌ها و افزایش ناامنی منجر شده است. از این زاویه، سخنان قالیباف را می‌توان تلاشی برای طرح یک الگوی جایگزین دانست که در آن کشورهای منطقه، به‌جای اتکا به تضمین‌های خارجی، مسئولیت اصلی امنیت خود را بر عهده بگیرند.

با این حال، تحقق چنین الگویی نیازمند فراتر رفتن از شعار و تبدیل ایده امنیت مشترک به سازوکارهای عملی است. گفت‌وگوهای منظم میان کشورهای منطقه، توافق بر اصول عدم مداخله، ایجاد کانال‌های ارتباطی برای مدیریت بحران، همکاری در مبارزه با تروریسم، تأمین امنیت خطوط انرژی و کشتیرانی و حتی سازوکارهای کنترل تسلیحات می‌توانند اجزای چنین معماری‌ای باشند. در این چارچوب، روابط ایران با کشورهای عربی منطقه نیز اهمیت تعیین‌کننده ای دارد؛ زیرا هیچ معماری امنیتی فراگیری بدون مشارکت بازیگران اصلی خلیج فارس و تفاهم میان قدرت‌های منطقه‌ای شکل نخواهد گرفت.

از سوی دیگر، عبارت پایانی قالیباف، یعنی «ایران آماده است»، نشان می‌دهد که تهران قصد دارد خود را نه صرفاً به‌عنوان مخالف نظم موجود، بلکه به‌عنوان یکی از طراحان نظم جایگزین معرفی کند. این مسئله می‌تواند برای ایران فرصت دیپلماتیک ایجاد کند، اما همزمان مستلزم ارائه ابتکارهای مشخص و قابل پذیرش برای دیگر کشورهای منطقه است. اگر مفهوم امنیت بومی بتواند به همکاری واقعی، اعتمادسازی و کاهش تنش منجر شود، ظرفیت آن را دارد که به چارچوبی مؤثر برای آینده منطقه تبدیل شود.

در غیر این صورت، ممکن است در سطح ادبیات سیاسی باقی بماند. بنابراین، اهمیت اصلی سخنان قالیباف نه در اعلام یک پیمان یا ائتلاف جدید، بلکه در تلاش برای تثبیت این ایده است که نظم امنیتی غرب آسیا در حال ورود به مرحله‌ای تازه است؛ مرحله‌ای که در آن نقش قدرت‌های منطقه‌ای، به‌ویژه ایران و کشورهای مهم عربی، و همچنین نقش چین در حمایت سیاسی و اقتصادی از ترتیبات جدید، می‌تواند بیش از گذشته تعیین‌کننده باشد.
srm