تفسیر |  آیا بریکس آماده ایفای نقشی مؤثرتر در نظم چندقطبی جهان است؟
https://parstoday.ir/fa/iran-i43280-تفسیر_آیا_بریکس_آماده_ایفای_نقشی_مؤثرتر_در_نظم_چندقطبی_جهان_است
پارس‌تودی- رئیس جمهوری اسلامی ایران در هجدهمین نشست سران بریکس در دهلی‌نو، با تأکید بر ضرورت دفاع این مجموعه از حاکمیت ملی، تمامیت ارضی و ممنوعیت توسل به زور، خواهان ایفای نقشی فراتر از همکاری‌های اقتصادی و تجاری شد.
(last modified 2026-09-14T04:58:29+00:00 )
شهریور ۲۲, ۱۴۰۵ ۱۹:۰۸ Asia/Tehran
  • مسعود پزشکیان رئیس جمهوری اسلامی ایران
    مسعود پزشکیان رئیس جمهوری اسلامی ایران

پارس‌تودی- رئیس جمهوری اسلامی ایران در هجدهمین نشست سران بریکس در دهلی‌نو، با تأکید بر ضرورت دفاع این مجموعه از حاکمیت ملی، تمامیت ارضی و ممنوعیت توسل به زور، خواهان ایفای نقشی فراتر از همکاری‌های اقتصادی و تجاری شد.

 این موضع مسعود پزشکیان رئیس جمهوری اسلامی ایران، در واقع، طرح این پرسش راهبردی است که آیا بریکس می‌تواند به یکی از بازیگران مؤثر در شکل‌دهی به نظم چندقطبی و دفاع از استقلال کشورها در نظام بین‌الملل تبدیل شود؟

اهمیت این مطالبه زمانی روشن‌تر می‌شود که جایگاه امروز بریکس را در اقتصاد و سیاست جهانی در نظر بگیریم. بریکس پس از گسترش، اکنون ۱۱ عضو دارد و نزدیک به نیمی از جمعیت جهان را نمایندگی می‌کند. سهم این مجموعه از اقتصاد جهانی نیز بر اساس برابری قدرت خرید، حدود ۴۰ درصد برآورد می‌شود. بنابراین، صحبت از بریکس دیگر به معنای صحبت درباره یک گروه محدود از اقتصادهای نوظهور نیست؛ این مجموعه به یکی از مهم‌ترین کانون‌های قدرت در حال ظهور در نظام بین‌الملل تبدیل شده است.

پزشکیان در سخنان خود سه مفهوم «تاب‌آوری، همکاری و پایداری» را از سطح شعار فراتر برد و آنها را به یک دستورکار سیاسی پیوند زد. از نگاه ایران، تاب‌آوری فقط به معنای مقاوم‌سازی اقتصاد در برابر بحران‌ها نیست؛ استقلال اقتصادی و توان تصمیم‌گیری مستقل، بدون امنیت سیاسی و مصونیت در برابر توسل به زور نیز پایدار نخواهد ماند.

تجربه سال‌های اخیر نشان داده است که تحریم‌های یکجانبه، فشارهای مالی و استفاده سیاسی از شبکه‌های بانکی و تجاری جهانی، بخشی از همان ساختار قدرتی هستند که کشورهای مستقل را تحت فشار قرار می‌دهند. به همین دلیل، پیشنهاد پزشکیان برای گسترش تجارت با ارزهای ملی، تقویت بانک توسعه جدید و ایجاد سازوکارهای مالی مستقل‌تر، در کنار مطالبه سیاسی او معنا پیدا می‌کند.

این نکته اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا بریکس در سال‌های اخیر گام‌هایی برای کاهش وابستگی به سازوکارهای مالی تحت سلطه غرب برداشته است. اسناد بریکس بر افزایش استفاده از ارزهای ملی، تأمین مالی با پول‌های ملی و افزایش قابلیت همکاری سامانه‌های پرداخت تأکید کرده‌اند. بانک توسعه جدید نیز سهم وام‌دهی با ارزهای ملی را افزایش داده است.
البته هنوز نمی‌توان از شکل‌گیری یک نظام مالی مستقل از دلار سخن گفت، اما جهت‌گیری بریکس روشن است یعنی کاهش آسیب‌پذیری کشورهای عضو در برابر استفاده سیاسی از ابزارهای مالی.

در این چارچوب، بخش امنیتی سخنان پزشکیان اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. ایران تلاش دارد مسئله حاکمیت ملی و ممنوعیت توسل به زور را به یکی از موضوعات دائمی بریکس تبدیل کند. این مطالبه در نشست دهلی‌نو نیز با فضای کلی بیانیه مشترک بریکس همخوانی داشت. اعضای این مجموعه بر حاکمیت کشورها، حفاظت از غیرنظامیان و مخالفت با تحریم‌های یکجانبه تأکید کردند و خواستار نقش مؤثرتر کشورهای جنوب جهانی در ساختار حکمرانی بین‌المللی شدند.

در این حال باید در نظر داشت که مزیت ایران برای بریکس صرفاً سیاسی نیست. موقعیت ژئوپلیتیکی ایران در اتصال آسیای مرکزی، قفقاز، روسیه، خلیج فارس و مسیرهای منتهی به آب‌های آزاد، در کنار ظرفیت‌های انرژی و ترانزیتی کشور، می‌تواند بخشی از معماری جدید تجارت جنوب جهانی باشد. پزشکیان با اشاره به همین ظرفیت‌ها، در واقع جایگاه ایران را از یک عضو سیاسی بریکس به حلقه‌ای ارتباطی میان بازارها، منابع انرژی و مسیرهای ترانزیتی تعریف کرد.

با وجود این، آزمون اصلی بریکس از همین‌جا آغاز می‌شود. اختلاف منافع میان اعضا، روابط نزدیک برخی کشورها با غرب و تفاوت دیدگاه آنها درباره مسائل امنیتی، مانع از آن می‌شود که این مجموعه به‌سرعت به یک ائتلاف سیاسی واحد تبدیل شود. بریکس قرار نیست ناتو یا پیمان ورشو دیگری باشد. قدرت واقعی آن در ایجاد قواعد، نهادها و سازوکارهایی است که انحصار تصمیم‌گیری جهانی را از یک مرکز قدرت خارج کند.

از این منظر، سخنان پزشکیان را باید پیشنهادی راهبردی برای آینده بریکس دانست. جهان چندقطبی بدون ابزارهای اقتصادی، مالی و حقوقیِ پشتیبان آن تحقق پیدا نمی‌کند. بریکس زمانی به یک قدرت تعیین‌کننده در نظم جدید جهانی تبدیل خواهد شد که دفاع از حاکمیت کشورها، مخالفت با توسل به زور و مقابله با یکجانبه‌گرایی را از سطح بیانیه به سازوکارهای عملی تبدیل کند.

نشست دهلی‌نو نشان داد که این مطالبه دیگر صرفاً خواست ایران نیست؛ بلکه به مسئله‌ای مهم برای بخش بزرگی از جنوب جهانی در مسیر بازتعریف قواعد قدرت در قرن بیست‌ویکم تبدیل شده است.
mm