دیپلماسی ایران و آمریکا؛ آیا واشنگتن قابل اعتماد است؟
https://parstoday.ir/fa/iran-i7018-دیپلماسی_ایران_و_آمریکا_آیا_واشنگتن_قابل_اعتماد_است
پارس‌تودی - در عرصه پرآشوب روابط بین‌الملل، دیپلماسی در صورت بهره‌برداری صحیح می‌تواند ابزاری کارآمد و مؤثر برای تأمین منافع ملی باشد.
(last modified 2025-11-09T03:33:11+00:00 )
فروردین ۲۳, ۱۴۰۴ ۰۴:۵۹ Asia/Tehran
  • دیپلماسی ایران و آمریکا؛ آیا واشنگتن قابل اعتماد است؟

پارس‌تودی - در عرصه پرآشوب روابط بین‌الملل، دیپلماسی در صورت بهره‌برداری صحیح می‌تواند ابزاری کارآمد و مؤثر برای تأمین منافع ملی باشد.

برخلاف آنچه برخی رسانه‌های مغرض و جریان‌های معاند تلاش دارند القا کنند، جمهوری اسلامی ایران بارها در موقعیت‌های مختلف تاریخی، نشان داده است که عقلانیت و تدبیر را بر هیجان و واکنش‌های زودگذر ترجیح می‌دهد و از دیپلماسی به‌عنوان ابزاری مکمل در کنار دیگر عناصر قدرت ملی استفاده می کند.
در همین راستا مذاکرات غیر مستقیم ایران و آمریکا امروز (شنبه ۱۲آوریل) در عمان برای گفت وگوهای غیرمستقیم در سطح مقامات عالی برگزار می شود.
روابط سیاسی آمریکا با ایران پس از انقلاب اسلامی، سال‌هایی پر از تنش پشت سرگذاشته است؛ در میانه این روابطه خصمانه، گاهی گفت‌و‌گو‌هایی مستقیم و غیرمستقیم هم صورت گرفته است.
تاریخچه این تعاملات نشان می‌دهد این گفت‌و‌گو‌ها یا ناشی از"چالش‌های اضطراری و موقت" بوده و یا حول "مسائل راهبردی و بنیادین" شکل گرفته‌اند.
اولین تماس‌های غیررسمی آمریکا با ایران پس از حادثه تسخیر سفارت آمریکا از سوی دولت «جیمی کارتر» و با هدف آزادی گروگان‌ها انجام شد.این تماس‌ها که از طریق الجزایر انجام می‌شد در سال ۱۹۸۱ به توافق الجزایر و آزادی گروگان‌ها ختم شد.
آمریکا نیز متقابلاً متعهد شده بود در ازای این موضوع، در امور داخلی ایران مداخله نکند، تحریم‌ها را رفع و دارایی‌های مسدود شده ایران را برگرداند؛ اما پس از آزادی گروگان‌ها عملا به هیچ یک از این تعهدات عمل نکرد.این مورد، فقط نمونه تعاملات ایران و آمریکا برای حل بحران‌های فوری نبود.
روابط ناشی از بحران که واکنشی به مسائل امنیتی و منطقه‌ای بود، در سال‌های بعد در میانه جنگ ایران و عراق، مسائل افغانستان و مواردی از این دست نیز تکرار شد.
اما تعاملاتی که حول مسائل راهبردی شکل گرفته بود، بیشتر ناظر به برنامه هسته‌ای ایران بوده است. از مذاکرات هسته‌ای با واسطه گری تروئیکای اروپایی در سال ۲۰۰۳ تا مذاکرات ژنو در سال ۲۰۱۳ و برجام در سال ۲۰۱۵ همگی نمونه‌ی بارز روابط با محوریت مسائل راهبردی است.بررسی الگوی کلی گفت و گوها نشان می‌دهد گفت وگوها عمدتا موقت، کوتاه مدت، بحران محور و در بسیاری از موارد با واسطه بوده است.
رفتار آمریکا در این گفت وگوها همیشه از الگوی ثابتی پیروی کرده است که می‌توان برخی از مهم‌ترین شان را اینگونه برشمرد: نبود تعهد بلند مدت، کوتاه نیامدن از اصول اساسی و بسنده کردن به اعطای امتیازات فرعی به حریف، مذاکره تحت فشار، استفاده از ابزار‌های نظامی و اقتصادی برای فشار بر طرف مقابل، برساخت روایتی متفاوت از گفت وگوها از طریق امپراطوری رسانه‌ای خود و متحدان، گرفتن امتیاز نقد از حریف و دادن وعده‌های نسیه به او، صرف نظر کردن از میز گفت وگو در صورت ایجاد گزینه‌های جدید مانند آشوب‌های داخلی و در نهایت نقض عهد.
این الگو نه فقط در گفت وگو با ایران بلکه در گفت وگوی آمریکا با سایر کشور‌ها نیز استفاده شده است.
مرور تاریخچه گفت وگوهای با آمریکا نشان می‌دهد این کشور فقط به کنترل ایران می‌اندیشد و از این راهبرد تنزل نخواهد کرد ضمن اینکه راهکنش‌های ایران نیز تحت تاثیر عواملی مانند تحولات داخلی و منطقه‌ای پیوسته در حال دگرگونیست.
جمهوری اسلامی ایران نشان داده است که هیچ وقت در پی بازسازی روابط نیست بلکه فقط در پی استیفای منافع اضطراری خود است.
بر این اساس لازم است گفت وگو کنندگان ایران در عین تلاش برای استیفای منافع ملی، الگو‌های رفتاری آمریکا در عرصه دیپلماسی را به عنوان یک تجربه زیسته مورد توجه قرار داده و با نظر به آن پشت میز گفت وگو قرار بگیرند.

hm