آمریکا و مهندسی روایت؛ از جنگ رسانه‌ای خارجی تا سرکوب شهروندان
https://parstoday.ir/fa/world-i34790-آمریکا_و_مهندسی_روایت_از_جنگ_رسانه_ای_خارجی_تا_سرکوب_شهروندان
پارس تودی - رویترز فاش می‌کند کنترل روایت در آمریکا به ابزاری برای سرکوب بدل شده است. ابزاری که در سیاست خارجی آمریکا هم با استفاده از رسانه‌های مختلف برای اهداف آمریکا به کار می‌رود.
(last modified 2026-01-28T15:20:49+00:00 )
بهمن ۰۸, ۱۴۰۴ ۱۱:۴۷ Asia/Tehran
  • بازداشت یک معترض توسط نیروهای فدرال آمریکا
    بازداشت یک معترض توسط نیروهای فدرال آمریکا

پارس تودی - رویترز فاش می‌کند کنترل روایت در آمریکا به ابزاری برای سرکوب بدل شده است. ابزاری که در سیاست خارجی آمریکا هم با استفاده از رسانه‌های مختلف برای اهداف آمریکا به کار می‌رود.

کنترل روایت‌ها فقط ابزار اعمال زور و فشار در سیاست خارجی آمریکا نیست بلکه در سیاست داخلی و برای سرکوب مردم آمریکا نیز از این ابزار بهره جسته است. تیتر اصلی رویترز در 28 ژانویه به این موضوع اختصاص یافته است. پارس تودی گزیده تحلیلی زیر را از گزارش رویترز ارائه کرده است.  بررسی تحقیقی رویترز از شش برخورد خشونت‌آمیز میان مأموران مهاجرتی آمریکا و شهروندان یا مهاجران نشان می‌دهد که وزارت امنیت داخلی ایالات متحده به‌طور نظام‌مند روایت‌هایی را منتشر و رسانه‌ای کرده است که بعدها با ویدئوها، اسناد دادگاهی و گزارش‌های رسمی مستقل نقض شده‌اند. در هر شش مورد، مقامات فدرال پیش از روشن‌شدن حقایق، قربانیان را به‌عنوان «تهدید مسلحانه»، «آشوبگر» یا «تروریست داخلی» معرفی کرده و استفاده از زور مرگبار را موجه جلوه داده‌اند.

بر اساس این گزارش، تناقض میان اظهارات رسمی و شواهد عینی—از کشته شدن دو شهروند آمریکایی در مینیاپولیس گرفته تا مرگ یک بازداشتی در تگزاس و مختومه شدن پرونده تیراندازی در شیکاگو—الگویی نگران‌کننده از کنترل روایت به جای پاسخگویی را آشکار می‌کند. در برخی موارد، حتی دادگاه‌های فدرال صراحتاً دولت را به «تحریف گسترده واقعیت» متهم کرده‌اند. خلاصه‌ای از شش حادثه در ادامه آمده است:

در حادثه نخست، وزارت امنیت داخلی پس از کشته شدن الکس پرتی در مینیاپولیس ادعا کرد که او با اسلحه گرم به مأموران گشت مرزی نزدیک شده و تهدیدی مرگبار بوده است؛ اما تصاویر ویدئویی نشان داد که او تلفن همراه در دست داشته، اسلحه‌اش در غلاف بوده و پیش از شلیک توسط مأمور جدا شده است.

در حادثه دوم، همین وزارتخانه کشته شدن رنه گود را نتیجه «مسلح‌سازی خودرو» و تلاش برای زیر گرفتن مأمور اداره مهاجرت و گمرک توصیف کرد، در حالی که ویدئوهای منتشرشده نشان می‌دهند مأموران خود به سمت خودروی او حرکت کرده و شواهد روشنی از حمله عمدی با خودرو وجود ندارد.

در حادثه سوم، تیراندازی به خولیو سوسا-سِلیس ابتدا به‌عنوان واکنش دفاعی به حمله‌ای برنامه‌ریزی‌شده معرفی شد، اما اسناد اف‌بی‌آی آشکار کرد که کل عملیات با اشتباه در شناسایی پلاک خودرو آغاز شده و تیراندازی زمانی رخ داده که افراد در حال فرار بوده‌اند.

در حادثه چهارم، مرگ جرالدو لوناس کامپوس در بازداشتگاه تگزاس ابتدا «ناراحتی پزشکی» و سپس «تلاش برای خودکشی» اعلام شد، اما گزارش پزشکی قانونی شهرستان، مرگ را قتل ناشی از خفگی بر اثر فشار به گردن و قفسه سینه تشخیص داد.

در حادثه پنجم، وزارت امنیت داخلی استفاده از گاز اشک‌آور علیه معترضان در شیکاگو را واکنشی به حمله خشونت‌آمیز توصیف کرد، اما قاضی فدرال اعلام کرد یکی از فرماندهان مرزی در دادگاه بارها درباره ضرورت استفاده از زور دروغ گفته است.

در حادثه ششم، تیراندازی به ماری‌مار مارتینز، شهروند آمریکایی، به‌عنوان دفاع در برابر فردی مسلح معرفی شد؛ در حالی که تصاویر دوربین‌های لباس نشان دادند او هرگز اسلحه را بیرون نیاورده و در نهایت نیز دولت فدرال پرونده را مختومه اعلام کرد.

مجموع این شش حادثه نشان می‌دهد که تناقض‌ها نه استثنا، بلکه بخشی از یک الگوی سازمان‌یافته برای کنترل روایت عمومی و پیش‌دستی بر فرآیند حقیقت‌یابی هستند؛ الگویی که به‌طور مستقیم اعتبار نهادهای امنیتی فدرال و صداقت دولت در استفاده از زور مرگبار را زیر سؤال می‌برد. الگویی که در سیاست خارجی آمریکا و اعمال فشار بر کشورهای جهان نیز به وفور مورد استفاده سیاستمداران آمریکا بوده است.

NH2