رنج استعمار| نسل‌کشی پنهان قرن بیستم؛ وقتی رم رویای امپراتوری را با خون نوشت
https://parstoday.ir/fa/world-i35102-رنج_استعمار_نسل_کشی_پنهان_قرن_بیستم_وقتی_رم_رویای_امپراتوری_را_با_خون_نوشت
پارس‌تودی- قرن بیستم میلادی نه تنها با پیشرفت‌های خیره‌کننده بشری، که با برخی از تاریک‌ترین صفحات تاریخ نیز عجین شد. در قلب قاره آفریقا، لیبی، قدرتی استعماری از اروپا طرحی شیطانی و نظام‌مند را برای نابودی یک ملت به اجرا درآورد.جنایتی که ده‌ها هزار انسان بی‌گناه را به کام مرگ فرستاد. داستان «شَر» یا نسل‌کشی لیبی، تنها یک تراژدی محلی نیست، بلکه نمادی گویا از چهره واقعی استعمار است.
(last modified 2026-02-08T06:37:41+00:00 )
بهمن ۱۵, ۱۴۰۴ ۰۶:۴۰ Asia/Tehran
  • اعدام عمر مختار در اردوگاه  سلوغ
    اعدام عمر مختار در اردوگاه سلوغ

پارس‌تودی- قرن بیستم میلادی نه تنها با پیشرفت‌های خیره‌کننده بشری، که با برخی از تاریک‌ترین صفحات تاریخ نیز عجین شد. در قلب قاره آفریقا، لیبی، قدرتی استعماری از اروپا طرحی شیطانی و نظام‌مند را برای نابودی یک ملت به اجرا درآورد.جنایتی که ده‌ها هزار انسان بی‌گناه را به کام مرگ فرستاد. داستان «شَر» یا نسل‌کشی لیبی، تنها یک تراژدی محلی نیست، بلکه نمادی گویا از چهره واقعی استعمار است.

نسل‌کشی لیبی، که در حافظه جمعی مردم این سرزمین با نام «شَر» ثبت شده است، به یکی از تاریک‌ترین و سازمان‌یافته‌ترین فجایع دوره استعمار در قرن بیستم اشاره دارد. این تراژدی عظیم به ویژه پس از جنگ دوم ایتالیایی–سنوسی، میان سال‌های ۱۹۲۹ تا ۱۹۳۴، به اوج خود رسید و طی آن، ساختار اجتماعی، اقتصادی و انسانی شرق لیبی، معروف به برقه، تقریباً نابود شد.

دلایل وقوع این فاجعه را باید در تقاطع ایدئولوژی فاشیستی، رقابت‌های امپریالیستی و رویای احیای امپراتوری روم جستجو کرد. ایتالیا، که نسبت به سایر قدرت‌های اروپایی دیرتر به عرصه استعمارگری پیوسته بود، با اشغال لیبی در سال ۱۹۱۱، به دنبال ایجاد «ایتالیای بزرگ» و تثبیت جایگاه خود به عنوان یک امپراتوری بود. «بنیتو موسولینی» رهبر فاشیست ایتالیا، لیبی را «ساحل چهارم» این کشور می‌خواند و آن را سرزمینی می‌دانست که می‌بایست به طور کامل ایتالیایی شود. این رویا، اما، با واقعیت حضور جمعیت بومی عرب و بربر در این سرزمین در تضاد بود. مقاومت شدید و طولانی‌مدت مردمی که تحت رهبری جنبش سنوسی و شخصیت اسطوره‌ای‌شان، عمر مختار، می‌جنگیدند، تبدیل به مانعی سرسخت در مسیر برنامه‌های توسعه‌طلبانه رم شد. در نتیجه، رهبران نظامی و سیاسی ایتالیا به این نتیجه رسیدند که برای تحقق رؤیای استعماری، باید جمعیت بومی را به طور کامل از بین برد. نامه‌های فرماندهان ارشدی چون «مارشال پیترو بادولیو» به ژنرال «رودولفو گراتسیانی» گویای این نیت شوم است؛ آنجا که صراحتاً از ضرورت نابودی جمعیت مغلوب سخن می‌گفتند. این نگرش، همراه با نژادپرستی نظام‌مند و دیدگاه تحقیرآمیزی که عرب‌ها و بربرها را وحشی می‌پنداشت، بستر فکری و سیاسی لازم برای جنایتی در ابعاد نسل‌کشی را فراهم آورد.

اجرای این طرح شوم، با ظرافتی دیوانه‌وار و خشونتی نظام‌مند پیگیری شد. شاید قلب تپنده این نسل‌کشی را بتوان در ایجاد شبکه‌ای وسیع از اردوگاه‌های کار اجباری دانست. مدارک تاریخی از وجود حداقل شانزده اردوگاه اصلی خبر می‌دهند که حدود هشتاد تا صد هزار نفر از ساکنان برقه، معادل نزدیک به نیمی از کل جمعیت این ناحیه، در آنها زندانی شدند. هدف از این کار، قطع ارتباط مبارزان سنوسی با پایگاه اجتماعی‌شان و نابودی بنیان‌های زندگی عشایری بود. شرایط در این اردوگاه‌ها، که اردوگاه «سوانی الطریه» یکی از معدود موارد دارای اسناد باقی‌مانده است، به عمد غیرانسانی طراحی شده بود: گرسنگی، بیماری‌های مسری مانند حصبه و سل، کمبود شدید آب و دارو، و ازدحام مرگبار. هزاران نفر، از جمله زنان، کودکان و سالخوردگان، در این محفظه‌های مرگ جان سپردند. اوج نمادین این وحشت، اعدام عمر مختار در اردوگاه «سلوغ» در سپتامبر ۱۹۳۱ بود که در برابر چشمان بیست هزار زندانی غیرنظامی انجام شد تا پیام سرکوب و تسلیم به تمامی مردم برقه مخابره شود.

اما این پایان ماجرا نبود. پیش از ورود به اردوگاه‌ها، بسیاری از مردم در معرض یکی از هولناک‌ترین جنبه‌های این سیاست قرار می‌گرفتند: راه‌پیمایی‌های مرگ. ده‌ها هزار نفر از ساکنان مناطق حاصلخیز جبل الاخضر (کوه‌های سبز) با هدف اسکان مهاجران ایتالیایی، با خشونت از خانه و کاشانه خود رانده و به سوی بیابان‌های سوزان یا محل‌های اسکان موقت مجبور به کوچ می‌شدند. در این سفرهای اجباری، که همراه با ضرب و شتم و اعدام معترضان بود، شمار زیادی از فرط گرسنگی، تشنگی و خستگی جان دادند. همزمان، ارتش ایتالیا به نابودی عمدی معیشت مردم دست زد. کشتار دسته‌جمعی دام‌ها، که ستون فقرات اقتصاد عشایری بود، به گونه‌ای سیستماتیک انجام پذیرفت که آمارها نشان از کاهشی فاجعه‌بار دارد: تعداد گوسفند و بز از ۱۲۶ هزار رأس در سال ۱۹۱۰ به ۲۲ هزار رأس در ۱۹۳۳ و شمار شترها از ۸۳ هزار به حدود ۲۶۰۰ رأس رسید. همچنین، برای محروم کردن مبارزان و غیرنظامیان از آب، چاه‌ها مسدود یا مسموم شدند. افزون بر اینها، ارتش ایتالیا یکی از نخستین موارد استفاده گسترده از سلاح‌های شیمیایی علیه غیرنظامیان پس از جنگ جهانی اول را با کاربرد گاز خردل علیه مناطق مسکونی و مبارزان به ثبت رساند.

برآورد دقیق تلفات انسانی این نسل‌کشی، به دلیل تلاش مقامات ایتالیایی برای نابودی اسناد و سرکوب اخبار، همواره با چالش روبرو بوده است. با این حال، ارقام موجود خود گویای عمق فاجعه‌اند. جمعیت برقه از حدود ۲۲۵ هزار نفر در آستانه عملیات در ۱۹۲۹، به ۱۴۲ هزار نفر در پایان آن کاهش یافت که حاکی از نابودی نزدیک به یک‌سوم ساکنان است. برآورد کلی کشته‌شدگان در طول این دوره بین ۲۰ تا ۱۰۰ هزار نفر ذکر شده و گزارش شده که تنها در سال‌های ۱۹۳۰ و ۱۹۳۱ حدود دوازده هزار نفر به اتهام شورش اعدام شدند. سازمان ملل متحد پس از جنگ جهانی دوم برآورد کرد که در طول کل دوره استعمار ایتالیا بر لیبی (۱۹۴۲–۱۹۱۲)، بین ۲۵۰ تا ۳۰۰ هزار لیبیایی بر اثر عوامل غیرطبیعی مرتبط با جنگ، سرکوب، گرسنگی و بیماری جان باخته‌اند.

این نسل‌کشی نه تنها جامعه لیبی را به شدت زخمی کرد، بلکه پیوندی تاریخی با فجایع بعدی در اروپا یافت. بازدیدهای رسمی مقامات بلندپایه نازی از جمله هاینریش هیملر و هرمان گورینگ از لیبی در سال‌های ۱۹۳۸ و ۱۹۳۹، برای مشاهده نتایج سیاست‌های پاکسازی قومی و اسکان اجباری، نشان می‌دهد که جنایات آزمایش‌شده در مستعمرات آفریقایی، گاه به عنوان آزمایشگاه برای فجایع بعدی در قلب اروپا عمل کرده‌اند.

نابودی برنامه‌ریزی‌شده لیبی توسط استعمار ایتالیا، فراتر از تصرف خاک، تلاشی برای محو هویت یک ملت بود، با این حال مقاومت سرسختانه لیبیایی‌ها در برابر این پروژه نسل‌کشی، با وجود قربانی‌های دهشتناک، نشان داد که اراده یک ملت را نمی‌توان به سادگی از صفحه تاریخ پاک کرد.

ad