سیاست یک بام و دو هوای آمریکا درباره غنیسازی اورانیوم
-
کریس رایت وزیر انرژی آمریکا
پارستودی– وزیر انرژی آمریکا اعلام کرد که ایالات متحده غنیسازی اورانیوم را از سر میگیرد.
به گزارش پارستودی، کریس رایت وزیر انرژی آمریکا اعلام کرد که واشنگتن برنامه غنیسازی اورانیوم در داخل این کشور را از سر خواهد گرفت. رایت این موضوع را روز سهشنبه ۱۷ فوریه در جریان یک کنفرانس در پاریس اعلام کرد.
وزیر انرژی آمریکا گفت که این برنامه تا حدی با همکاری شرکایی در فرانسه پیش خواهد رفت. این اظهارات در شرایطی مطرح میشود که آمریکا و متحدان اروپایی آن به دنبال کاهش وابستگی به تأمینکنندگان خارجی سوخت هستهای بهویژه روسیه هستند.
ماه گذشته، شرکت سوخت هستهای فرانسوی اورانو موفق شد تا ۹۰۰ میلیون دلار بودجه از وزارت انرژی آمریکا دریافت کند تا در ساخت یک تأسیسات غنیسازی اورانیوم در ایالت تنسی مشارکت کند. این پروژه بخشی از تلاشهای گستردهتر واشنگتن برای تقویت ظرفیت داخلی در چرخه سوخت هستهای عنوان شده است.
اعلام غنیسازی اورانیوم در داخل آمریکا یک تناقض آشکار در سیاست خارجی ایالات متحده را برجسته میکند: واشنگتن از یک سو خواستار توقف کامل و بیقیدوشرط غنیسازی اورانیوم توسط ایران است، اما از سوی خود، برنامههای غنیسازیاش را برای اهداف تجاری و راهبردی از سر میگیرد. این رویکرد دوگانه، پرسشهای جدی درباره موضع واشنگتن و نیز مبانی سیاسی و حقوقی سیاست منع اشاعه آمریکا ایجاد کرده است.
در واقع اعلام وزیر انرژی آمریکا مبنی بر از سرگیری غنیسازی اورانیوم در این کشور، در شرایطی که واشنگتن شدیدترین فشارها را برای توقف کامل این فعالیت در ایران اعمال میکند، نمونهای بارز از سیاست دوگانه ("یک بام و دو هوا") در عرصه بینالمللی است. این رویکرد نه تنها اعتبار تعهدات عدم اشاعه آمریکا را زیر سوال میبرد، بلکه مذاکرات هستهای با ایران را نیز با چالشهای جدی مواجه کرده است.
موضع رسمی واشنگتن در قبال برنامه هستهای ایران، فراتر از محدودیتهای توافقنامه برجام است. در حالی که برجام به ایران اجازه غنیسازی تا سطح ۳.۶۷ درصد را میداد، دولت کنونی آمریکا خواستار "غنیسازی صفر" و تعطیلی کامل این فعالیتها در خاک ایران است. مقامات آمریکایی در مذاکرات اخیر عمان در فوریه ۲۰۲۶، این خواسته را بهعنوان شرط اصلی خود مطرح کردند و حتی پیشنهاد دادند که ذخایر اورانیوم با غنای بالای ایران (۶۰ درصد) به کشور ثالثی منتقل شود. واشنگتن این موضع را با استناد به نگرانیهای اشاعه و لزوم جلوگیری از دستیابی ایران به تواناییهای هستهای توجیه میکند.
در تضاد آشکار با این خواسته، دولت آمریکا سیاست توسعه و از سرگیری فعالیتهای غنیسازی اورانیوم در داخل کشور را در پیش گرفته است. هدف از این اقدام، تأمین سوخت برای نیروگاههای هستهای و کاهش وابستگی به واردات از کشورهایی مانند روسیه اعلام شده است. این تصمیم نشان میدهد که واشنگتن غنیسازی را یک فعالیت مشروع و ضروری برای تأمین منافع ملی خود میداند، اما همان حق را برای ایران که عضو پیمان منع اشاعه تسلیحات هستهای "انپیتی" (NPT) است، به رسمیت نمیشناسد. این سیاست دوگانه، هسته اصلی تناقض در رویکرد آمریکا یعنی "غنیسازی برای من، ممنوعیت برای تو" است. در مقابل ایران اعلام کرده که ممکن است در مورد سطوح غنیسازی انعطاف نشان دهد، اما تحت هیچ شرایطی از حق خود برای ادامه غنیسازی اورانیوم صرفنظر نخواهد کرد.
تهران این رویکرد را نشانه بارز ریاکاری و بیاعتمادی به نیات آمریکا میداند. مقامات ایرانی تأکید کردهاند که حق غنیسازی برای مقاصد صلحآمیز، طبق انپیتی، حقی "غیرقابل انکار" برای همه اعضا از جمله ایران است. سید عباس عراقچی وزیر امور خارجه ایران در ۱۷ فوریه در سخنانی در مقر اروپایی سازمان ملل متحد در ژنو در کنفرانس خلع سلاح تأکید کرد حق ایران برای استفاده از انرژی هستهای غیرقابل مذاکره است. عراقچی در ۸ فوریه نیز با اشاره به اینکه ایران هرگز از برنامه صلحآمیز هستهای و غنیسازی چشمپوشی نخواهد کرد تأکید کرد که شرط موفقیت مذاکرات پذیرفته شدن «این حق است.»
به نظر میرسد سیاست دوگانه واشنگتن در زمینه غنیسازی اورانیوم ریشه در رویکرد "حداکثری" آمریکا دارد که خواستار تغییر رفتار کلی ایران، از جمله برنامه موشکی و سیاست منطقهای آن، فراتر از موضوع هستهای است. کارشناسان معتقدند که این خواستههای حداکثری، که با اقداماتی مانند استقرار نظامی گسترده در اطراف ایران به خصوص استقرار ناوگروه هواپیمابر آبراهام لینکلن و اعزام ناوگروه هواپیمابر جرالد فورد و تهدید به اقدام نظامی همراه شده است، عمدتاً برای ایجاد اهرم فشار در مذاکرات طراحی شدهاند و دستیافتنی نیستند.
مشکل بزرگ اینجا است که واشنگتن این خواستهها را نه بهعنوان نقطه شروعی برای چانهزنی، بلکه بهعنوان هدف نهایی خود دنبال کند. این رویکرد نه تنها ایران را به عقبنشینی وادار نکرده، بلکه باعث شده تهران راهبرد "دیپلماسی و میدان" را در پیش گیرد و همزمان با مذاکره، توانمندیهای دفاعی خود را نیز تقویت کند و با برپایی رزمایشها از جمله در خلیج فارس و تنگه هرمز عزم خود برای مقابله جدی با هر گونه تجاوز احتمالی ایالات متحده را به نمایش بگذارد.
به طور کلی سیاست یک بام و دو هوای آمریکا در قبال غنیسازی اورانیوم، مذاکرات غیرمستقیم هستهای و رفع تحریمها را با چالشهای جدی مواجه کرده است. تا زمانی که واشنگتن بر این باور باشد که میتواند از یک سو برای خود حق غنیسازی را محفوظ بداند و از سوی دیگر همان حق را برای ایران به رسمیت نشناسد، دستیابی به یک توافق پایدار دور از دسترس خواهد بود. این تناقض، اعتبار پیمان انپیتی که فعالیتهای هستهای صلحآمیز از جمله غنیسازی را برای کشورهای عضو به رسمیت شناخته را تضعیف کرده و بیاعتمادی را در روابط بینالملل تعمیق میبخشد./
srm