عقبنشینیهای مکرر ترامپ، نشانه استیصال در برابر ایران
-
دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا
پارستودی- دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا، برای چندمین بار در چند هفته گذشته، باز هم سناریوی تکراری خود برای حمله مجدد به ایران را تکرار کرد.
رئیسجمهور روانپریش آمریکا همچنین روز دوشنبه از تهدید به حمله «بسیار بزرگ» علیه ایران در روز سهشنبه عقبنشینی کرد. ترامپ، این بهانه را که «رهبران عرب خواستار مذاکره شدهاند» دلیل این تصمیم اعلام کرد. این الگو یعنی تعیین ضربالاجل، لفاظی آتشین، تهدید نظامی و در نهایت پسکشیدن، چنان در عملکرد تیم ترامپ تکرار شده که دیگر نه یک تاکتیک، بلکه نشانه استیصال و درماندگی در سیاست خارجی آمریکا علیه ایران است.
پنج هفته حملات سنگین مشترک آمریکا و رژیم جعلی اسرائیل نتوانست هیچیک از اهداف اعلامی واشنگتن را محقق کند. برخی تحلیلگران نظامی غربی این حملات را «شدیدترین بمباران منطقه از جنگ خلیج فارس به این سو» توصیف کردهاند. ایران نه از برنامه هستهای صلح آمیز خود دست کشیده، نه موشکهای بالستیک خود را زمین گذاشته و نه حمایت از جبهه مقاومت در غزه، لبنان و یمن را متوقف کرده است.
این واقعیت تلخ برای پنتاگون، حتی در گزارشهای محرمانه اطلاعاتی آمریکا نیز بازتاب یافته است. بر اساس برآوردهای سیا و پنتاگون، ایران هنوز حدود ۷۰ درصد از توان موشکی پیش از جنگ خود را حفظ کرده است. جدیدترین نسل موشکهای ضدکشتی ایران نیز با موفقیت آزمایش شده و به یگانهای مستقر در تنگه هرمز تحویل داده شده است.
اما نقطه عطف معادله اینجاست که ایران اهرمی در اختیار دارد که هیچیک از طرفهای قبلی قربانی سیاست «فشار حداکثری» ترامپ (مثل ونزوئلا) نداشتند و آن تنگه هرمز است. محاصرهای که آمریکا علیه ایران طراحی کرده بود، حالا خود در محاصره متقابل گرفتار شده است.
تردد نفتکشها از این آبراهه حیاتی عملاً متوقف شده و بازارهای جهانی هر روز شوک تازهای میخورند. قیمت نفت برنت به بالای ۱۱۰ دلار رسیده است. تحلیلگران وال استریت از «سقوط شبکه ایمنی نفت جهان» هشدار میدهند. این فشار به سرعت به درون آمریکا بازگشته است: تورم سالانه ۳.۸ درصدی و بنزین ۴ دلاری، ترامپ را در آستانه انتخابات میاندورهای به شدت آسیبپذیر کرده است.
در چنین شرایطی، عقبنشینی اخیر ترامپ را باید نه به پای احترام او به درخواست متحدان عرب، که به پای ترس او از «شکست حتمی» در جنگی تمامعیار نوشت. جنگطلبانی در واشنگتن که از اشغال جزیره خارک یا تصاحب ذخایر اورانیوم ایران سخن میگویند، سادهانگارانه فرض میکنند ایران بدون پاسخ قاطع، دست روی دست خواهد گذاشت.
اما فرماندهان میدانی ایران تأکید کردهاند که «انگشت نیروهای مسلح بر ماشه است» و هرگونه تعرض جدید، واکنشی «سریع، قاطع، پرقدرت و گسترده» خواهد داشت. این بار فقط اهداف نظامی آمریکا در منطقه در معرض تلافی نیست. متحدان منطقهای واشنگتن نیز به صراحت به آمریکا اعلام کردهاند که از عواقب یک جنگ تمامعیار وحشت دارند.
نکته قابل تأمل آنکه خود ترامپ نیز به این نتیجه رسیده که ادامه مسیر نظامی دستاوردی جز «فرو رفتن بیشتر در باتلاق» ندارد. او که در ابتدا جنگ را «چهار تا پنج هفتهای» پیشبینی کرده بود، اکنون وارد سومین ماه درگیری شده و هنوز به «پیروزی» موعود دست نیافته است. دیوید شنکر، معاون اسبق وزارت خارجه آمریکا، وضعیت را «بنبست» توصیف میکند و تصریح کرده که ترامپ درباره بازگشت به یک درگیری تمامعیار «مردد» است.
آنچه امروز در منطقه رخ داده، شکست یک راهبرد کلان است. تهدید و عقبنشینی، دو روی یک سکه برای مردی شده که نه میخواهد واقعیت قدرت ایران را بپذیرد و نه میتواند بدون اعلام پیروزی ساختگی از بحران خارج شود. اما حقیقت میدانی این است که ترامپ هر چند بار هم تهدید کند و عقب بنشیند،
ثابت شده که اهرمهای فشاری که در برابر سایر ملتها کار میکرد، در برابر اراده ملت ایران کارساز نیست. تا زمانی که ایران بر برگ برنده جغرافیایی خود در تنگه هرمز و ایستادگی راهبردی تکیه دارد، کاخ سفید هیچ راه فرار آسانی از این بنبست تاریخی پیش رو نخواهد داشت؛ مگر آنکه واقعیت جدیدی را در معادلات قدرت منطقه بپذیرد.
mm