تفسیر| چرا ترامپ از توافقنامه مکه حمایت میکند؟
مرداد ۲۷, ۱۴۰۵ ۱۳:۵۵ Asia/Tehran
-
امضای توافقنامه مکه توسط عربستان، ترکیه و پاکستان
پارستودی- دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا حمایت خود از توافقنامه مکه را اعلام کرد.
به گزارش پارستودی، دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا در واکنش به توافقنامه مکه در صفحه شخصی خود نوشت: بسیار خوشحالم که میبینم عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان اخیرا و سرانجام توافقنامه دفاع مشترک مکه را امضا کردهاند. این نشان میدهد که چگونه خاورمیانه در حال اتحاد است و چگونه کشورها سرانجام قادر خواهند بود از خود به شیوهای معنادارتر دفاع کنند. تبریک به رهبری بزرگ سه کشور ذکر شده. این یک گام بزرگ، جسورانه و مهم است.
حمایت دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، از توافقنامه دفاع مشترک مکه که میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان منعقد شده است، را باید در چارچوب یک تغییر راهبردی عمیق در سیاست خارجی واشنگتن نسبت به غرب آسیا تحلیل کرد؛ تغییری که ریشه در درک ناکارآمدی مدل سنتی حضورمستقیم نظامی و تمایل به واگذاری مسئولیت امنیت منطقه به دست متحدان منطقهای دارد.
ترامپ که همواره از خروج نیروهای آمریکایی از «جنگهای بیپایان خاورمیانه» سخن گفته و هزینههای مالی و انسانی حضور نظامی در این منطقه را به چالش کشیده است، در توافقنامه مکه نه یک پیمان رقیب برای آمریکا، بلکه ابزاری برای تحقق استراتژی «اتحاد منطقهای تحت نظارت واشنگتن» میبیند. او با تمجید از این توافق به عنوان «گامی بزرگ، جسورانه و مهم»، در واقع به متحدان سنتی آمریکا پیام میدهد که دوران اتکای صرف به چتر امنیتی ایالات متحده به سر آمده و اکنون زمان آن فرا رسیده که خودشان سهم بیشتری از هزینههای دفاعی را تقبل کنند، در حالی که آمریکا نقش یک ناظر و تأمینکننده پشتیبانی لجستیکی و اطلاعاتی را ایفا خواهد کرد.
دلایل حمایت ترامپ از این توافق را میتوان در چند لایه متفاوت اما به هم پیوسته جستجو کرد. نخست، او به خوبی دریافته است که مداخله مستقیم نظامی در مناقشات منطقه، به ویژه در تقابل با ایران، نه تنها گرانقیمت و بینتیجه است، بلکه فرصتهای دیپلماتیک و اقتصادی واشنگتن را نیز محدود میکند. ترامپ میکوشد با تشویق متحدان خود به تشکیل یک ائتلاف دفاعی درونمنطقهای، هزینههای سیاسی و نظامی هر گونه رویارویی احتمالی را به گردن کشورهای منطقه بیندازد و از تعهدات تمامعیار آمریکا در این زمینه بکاهد.البته ترکیه به صراحت اعلام کرده که توافقنامه مکه علیه ایران نیست. جودت ییلماز، در مصاحبهای با شبکه «سیانان ترک» گفت: «توافق دفاعی مشترک مکه، ایران یا هیچ کشور دیگری را هدف قرار نداده است. هدف این توافق، تقویت امنیت منطقهای، دفاع متقابل و بازدارندگی است.»
دوم، این حمایت پاسخی به انتقادات داخلی از سیاستهای ترامپ در قبال خلیج فارس است؛ جایی که مخالفان او معتقدند خروج نظامی از منطقه، فضای خلأ قدرتی برای نفوذ ایران و چین ایجاد خواهد کرد. اما ترامپ با حمایت از توافقنامه مکه، نشان میدهد که به جای خروج کامل، به دنبال بازطراحی الگوی حضور است؛ الگویی که در آن پایگاههای نظامی آمریکا به جای نقش خط مقدم، به نقش مراکز پشتیبانی و هماهنگی تنزل مییابند و کشورهای عربی و ترکیه و پاکستان مسئولیت مستقیم تأمین امنیت جمعی را بر عهده میگیرند.
سوم، توافقنامه مکه منافع اقتصادی و تسلیحاتی برای ایالات متحده به همراه دارد ؛ چرا که هر گونه همکاری دفاعی میان این سه کشور، به معنای افزایش سفارشات تسلیحاتی به صنایع نظامی آمریکا و در نتیجه، رونق کسبوکار مجتمع های نظامی –صنعتی آمریکا خواهد بود. ترامپ که همواره بر ایجاد اشتغال و کاهش کسری تجاری تأکید دارد، این توافق را زمینهساز قراردادهای کلان تسلیحاتی میبیند که میتواند بخشی از وعدههای اقتصادی او را محقق سازد.
اما پیامدهای این حمایت برای حضور نظامی آمریکا در منطقه، پیچیدهتر از آن است که در ظاهر به نظر میرسد. از یک سو، استقبال ترامپ از توافق مکه را میتوان نشانهای از آغاز فرایند کاهش تدریجی حضور مستقیم نیروهای زمینی و هوایی آمریکا در کشورهای حاشیه خلیج فارس تلقی کرد؛ بهگونهای که واشنگتن به جای حفظ پایگاههای دائمی و پر هزینه، به استقرار نیروهای واکنش سریع در خارج از منطقه و استفاده از پایگاههای سیار و توافقات موقت روی خواهد آورد. این تغییر، به زعم ترامپ ضمن کاهش آسیبپذیری نیروهای آمریکایی ، بار روانی و سیاسی میزبانی از نظامیان خارجی را از دوش دولتهای عربی برمیدارد و به آنان اجازه میدهد تا در عین برخورداری از پشتیبانی فنی و اطلاعاتی آمریکا، ظاهر استقلال راهبردی خود را حفظ کنند.
اما از سوی دیگر، این رویکرد میتواند به تضعیف جایگاه سنتی آمریکا به عنوان تنها ضامن ادعایی امنیت منطقه منجر شود و زمینه را برای نفوذ بازیگرانی چون روسیه و چین که همواره بر پایان هژمونی آمریکا تأکید داشتهاند، فراهم آورد. اگر متحدان عرب واشنگتن به این نتیجه برسند که میتوانند بدون حضور گسترده نظامی آمریکا، ائتلافهای دفاعی جایگزین تشکیل دهند، آنگاه واشنگتن بخش مهمی از اهرم فشار خود را از دست خواهد داد و دیگر نمیتواند پایگاههای منطقهای خود را به عنوان برگ برنده نظامی به رخ بکشد.
حمایت ترامپ از توافق مکه، فارغ از هر گونه ارزیابی خوشبینانه یا بدبینانه، گواهی بر این واقعیت است که آمریکا دیگر تمایلی به ایفای نقش پلیس جهانی در غرب آسیا ندارد و میکوشد تا با تشویق متحدان به تشکیل ائتلافهای منطقهای، ضمن حفظ منافع استراتژیک خود، از باتلاق تعهدات بیپایان نظامی خارج شود.
با این حال، سؤال اساسی که همچنان پابرجاست، این است که آیا این ائتلاف تازهتأسیس، بدون پشتیبانی همهجانبه واشنگتن، از انسجام و کارایی لازم برای مقابله با تهدیدات جدی برخوردار خواهد بود یا اینکه در اولین آزمون جدی، فروپاشی آن، بار دیگر آمریکا را به صحنهای بازخواهد گرداند که ترامپ به شدت از گریز از آن اصرار دارد؟ پاسخ به این پرسش، نه در بیانیههای کاخ سفید، که در میدان عمل و واکنش بازیگران منطقهای به بحرانهای آینده نهفته است.ضمن اینکه در اینجا متغیری به نام رژیم صهیونیستی وجود دارد که عملا ترامپ را به بازیچه سیاست های منطقه ای خود به ویژه جنگ با محور مقاومت و ایران کشانده و او را در باتلاقی گرفتار کرده که رهایی از آن بسیار پرهزینه است./
srm
کلیدواژه