چرا ترامپ میان تهدید و توافق سرگردان است؟
https://parstoday.ir/fa/world-i39296-چرا_ترامپ_میان_تهدید_و_توافق_سرگردان_است
پارس تودی – شبکه تلویزیونی سی.ان.ان در گزارشی اعلام کرد: «دولت آمریکا در مواجهه با موضوع هسته‌ای ایران دچار سردرگمی شده است.» 
(last modified 2026-05-30T15:10:26+00:00 )
خرداد ۰۹, ۱۴۰۵ ۱۸:۳۲ Asia/Tehran
  • دونالد ترامپ، رئیس جممهور آمریکا
    دونالد ترامپ، رئیس جممهور آمریکا

پارس تودی – شبکه تلویزیونی سی.ان.ان در گزارشی اعلام کرد: «دولت آمریکا در مواجهه با موضوع هسته‌ای ایران دچار سردرگمی شده است.» 

 

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا طی چند هفته گذشته چندین بار موضع خود را درباره سرنوشت ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران تغییر داده است. یک روز این ذخایر را «بی‌اهمیت» می‌خواند و نظارت ماهواره‌ای را کافی می‌داند؛ روزی دیگر از انتقال آن به آمریکا سخن می‌گوید، سپس ایده دفن و مهر و موم کردن را مطرح می‌کند و در نهایت دوباره بر نابودی یا خروج آن اصرار می‌ورزد. این تناقض گوئی‌ها را نباید فقط به شخصیت غیرقابل پیش‌بینی ترامپ تقلیل داد.
به گزارش پارس تودی، سردرگمی واشنگتن، بیش از هر چیز بازتاب بن‌بست راهبردی آمریکا پس از جنگ چهل‌روزه علیه ایران است. جنگی که برخلاف محاسبات اولیه کاخ سفید و تل‌آویو، نه به فروپاشی بازدارندگی ایران انجامید نه ساختارهای راهبردی جمهوری اسلامی را مختل کرد و نه تهران را به پذیرش شروط حداکثری آمریکا واداشت.
ترامپ و حلقه نزدیک به او تصور می‌کردند با وجود ناکامی در رسیدن به اهداف اصلیشان در تجاوز نظامی به ایران می توانند با  فشار ترکیبی نظامی، اقتصادی و روانی، ایران را در موقعیتی قرار دهند که برای پایان بحران، امتیازهای بزرگ بدهد. ازجمله می توان به محدودیت‌های سخت‌گیرانه‌تر هسته‌ای، مهار برنامه موشکی و حتی بازتعریف نقش منطقه‌ای اشاره کرد؛ اما آنچه در میدان رخ داد، تصویری متفاوت ارائه کرد. ایران نه‌تنها توانست ظرفیت‌های نظامی و زیرساختی خود را حفظ کند، بلکه با هدف قرار دادن پایگاه‌های آمریکا در منطقه و حفظ انسجام داخلی، این پیام را منتقل کرد که هزینه‌های هرگونه جنگ فراتر از برآوردهای اولیه واشنگتن خواهد بود
ترامپ اکنون با وضعیت درماندگی مواجه شده است. او  نیازمند «دستاوردسازی» سیاسی است چرا که  رئیس‌جمهوری که جنگ را با شعار مهار سریع ایران آغاز کرد، اکنون برای افکار عمومی آمریکا و متحدان منطقه‌ای خود نیازمند نشان دادن یک موفقیت ملموس است. مسئله اورانیوم غنی‌شده ایران در این چارچوب به یک نماد تبدیل شده است. نمادی که کاخ سفید می‌کوشد آن را به‌عنوان «امتیاز گرفته‌شده از ایران» عرضه کند. اما واقعیت‌های میدانی و فنی دست ترامپ را بسته است.
ایران پس از سال‌ها تحریم، ترور دانشمندان هسته‌ای علمی و نخبگان و مقامات سیاسی، خرابکاری و فشار سیاسی، نه‌تنها دانش هسته‌ای خود را حفظ کرده، بلکه توانسته چرخه فناوری بومی را تثبیت کند. حتی اگر فرض شود بخشی از ذخایر اورانیوم جابه‌جا یا محدود شود، دانش فنی، زیرساخت انسانی و ظرفیت بازسازی سریع برنامه هسته‌ای همچنان باقی خواهد ماند. همین مسئله باعث شده بخشی از نهاد امنیتی آمریکا نسبت به رویکردهای نمایشی و تبلیغاتی تردید داشته باشد.
مواضع متناقض ترامپ درباره سرنوشت اورانیوم غنی شده در ایران نیز از همین استیصال سرچشمه می‌گیرد. هنگامی که او می‌گوید «این مواد اهمیتی ندارند» در واقع به یک واقعیت فنی اشاره می‌کند. داشتن ذخایر اورانیوم، لزوماً به معنای توان فوری ساخت سلاح هسته‌ای نیست و نظارت‌های اطلاعاتی و ماهواره‌ای می‌تواند تحولات را رصد کند. اما زمانی که از انتقال یا نابودی ذخایر سخن می‌گوید، در حال پاسخ دادن به نیاز سیاسی خود برای ارائه یک پیروزی نمادین است. این دوگانگی، نشانه اختلاف‌نظر عمیق درون دولت آمریکا نیز هست.
بخشی از تیم ترامپ، از جمله مقام‌هایی چون مارکو روبیو، وزیر خارجه و اسکات بسنت، وزیر خزانه داری همچنان بر سیاست فشار و گرفتن امتیاز حداکثری اصرار دارند. آنان معتقدند عقب‌نشینی از مطالبه واگذاری ذخایر اورانیوم، به معنای شکست آمریکا پس از جنگ خواهد بود. اما در سوی دیگر، جریان واقع‌گراتری قرار دارد که می‌داند ایرانِ پس از جنگ، نه ایرانِ پیش از جنگ است و تهران در موقعیت ضعف قرار ندارد که شروط تحمیلی را بپذیرد.
نکته مهم‌تر اینکه آمریکا اکنون با محدودیت‌های ژئوپلیتیکی نیز روبه‌رو است. واشنگتن درگیر رقابت‌های همزمان با چین و روسیه است و ظرفیت ورود به یک بحران فرسایشی تازه در غرب آسیا را ندارد. افزون بر آن، تجربه‌های تلخ عراق و افغانستان هنوز در حافظه راهبردی آمریکا زنده است. هرگونه تلاش برای تشدید درگیری با ایران، می‌تواند هزینه‌های غیرقابل پیش‌بینی اقتصادی و امنیتی برای آمریکا و متحدانش ایجاد کند. به همین دلیل، آنچه سی‌ان‌ان از آن به‌عنوان «سردرگمی» یاد می‌کند، در واقع نشانه یک بحران عمیق‌تر است و آن  ناتوانی واشنگتن در تبدیل برتری نظامی به دستاورد سیاسی است.
ترامپ پس از جنگ چهل‌روزه نه توانست ایران را به عقب‌نشینی راهبردی وادار کند و نه موفق شد چارچوبی روشن برای توافق پساجنگ ترسیم کند. او اکنون میان دو گزینه گرفتار شده است؛ توافقی واقع‌گرایانه که احتمالاً کمتر از انتظارات اولیه آمریکا است، یا ادامه فشارهایی که ممکن است به شکست دیپلماتیک دیگری منجر شود. از این منظر، سرگیجه ترامپ در پرونده هسته‌ای ایران  یک ناهماهنگی سیاسی نیست، بازتاب شکاف میان آرزوهای ژئوپلیتیکی آمریکا و واقعیت‌های میدانی قدرت ایران است.
واشنگتن هنوز به‌دنبال توافقی است که آن را «پیروزی» معرفی کند، اما مسئله اینجا است که ایرانِ پس از جنگ، بیش از هر زمان دیگری نشان داده است که حاضر نیست امنیت و ظرفیت راهبردی خود را در برابر توافقی ناپایدار معامله کند.
mm