چرا اروپا نگران جبهه لبنان است؟
-
فریدریش مرتس صدراعظم آلمان
پارس تودی- حمایت اروپا از گنجاندن توقف تجاوزات رژیم صهیونیستی به لبنان در تفاهم تهران و واشنگتن، نشاندهنده نگرانی فزاینده کشورهای اروپایی از گسترش جنگ و تأثیر آن بر ثبات امنیتی منطقه است.
فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان گفته است: «همگی توافق داریم که اکنون ضروری است آتشبسی که میان آمریکا و ایران برقرار شده، در جنوب لبنان نیز حفظ شود.» این جمله فریدریش مرتس، شاید مهمترین نشانه تغییر تدریجی نگاه اروپا به تحولات غرب آسیا پس از حمله دوم آمریکا و رژیم صهیونیستی به جمهوری اسلامی ایران باشد. اینکه رهبر کشوری که همواره از نزدیکترین حامیان رژیم صهیونیستی در اروپا محسوب میشود، بر ضرورت تسری آتشبس تهران و واشنگتن به لبنان تأکید میکند، صرفاً یک موضعگیری دیپلماتیک نیست، بلکه بیانگر درک تازهای از واقعیتهای ژئوپلیتیکی منطقه است؛ واقعیتی که بر اساس آن، امنیت لبنان دیگر موضوعی حاشیهای تلقی نمیشود، بلکه به بخشی از ترتیبات امنیتی جدید منطقهای تبدیل شده است.
همچنین حمایت اروپا از گنجانده شدن توقف تجاوزات رژیم صهیونیستی به لبنان در یادداشت تفاهم تهران و واشنگتن را میتوان بیش از هر چیز ناشی از نگرانی نسبت به شکنندگی نظم نوظهور پس از جنگ دانست. رهبران اروپایی بهخوبی میدانند که اگر رژیم جعلی اسرائیل بار دیگر جبهه لبنان را فعال کند، در عمل یکی از مهمترین بندهای تفاهم میان ایران و آمریکا نقض خواهد شد و کل سازوکار شکلگرفته برای پایان دادن به جنگ، در معرض فروپاشی قرار خواهد گرفت. از این منظر، لبنان به آزمونی برای سنجش میزان پایبندی آمریکا به توافق و حفظ آتشبس در تمامی جبههها تبدیل شده است.
اروپا همچنین دریافته است که جنگهای غرب آسیا دیگر قابلیت محدود ماندن ندارند. تجربه ماههای گذشته نشان داد که هرگونه اقدام نظامی رژیم صهیونیستی میتواند زنجیرهای از واکنشهای متقابل را در سطح منطقه فعال کند. حمله به لبنان، برخلاف گذشته، صرفاً به معنای رویارویی میان رژیم اسرائیل و حزبالله نخواهد بود، بلکه این خطر وجود دارد که بار دیگر پای بازیگران متعدد منطقهای به میدان کشیده شود و بحرانی تازه از شرق مدیترانه تا دریای سرخ و خلیج فارس شکل گیرد. در شرایطی که اروپا همچنان با پیامدهای جنگ اوکراین، فشارهای اقتصادی و بحرانهای امنیتی دستبهگریبان است، تحمل یک بیثباتی گسترده دیگر را ندارد.
در این میان، موضوع امنیت نیروهای حافظ صلح سازمان ملل در جنوب لبنان نیز برای اروپاییها اهمیت ویژهای دارد. فرانسه، ایتالیا و اسپانیا از اصلیترین مشارکتکنندگان در نیروهای یونیفل هستند و هرگونه ازسرگیری جنگ، جان نظامیان اروپایی مستقر در جنوب لبنان را مستقیماً در معرض خطر قرار میدهد. شکست مأموریت یونیفل نیز نهتنها اعتبار سازمان ملل، بلکه اعتبار اروپا را بهعنوان یکی از مهمترین حامیان عملیاتهای حفظ صلح زیر سؤال خواهد برد.
اظهارات مرتس همانند امانوئل مکرون رئیس جمهوری فرانسه از زاویهای دیگر نیز قابل توجه است. اگر تا چندی پیش انتقاد از سیاستهای اسرائیل عمدتاً از سوی کشورهایی مانند اسپانیا و ایرلند مطرح میشد، اکنون رهبران دو قدرت اصلی اتحادیه اروپا نیز نسبت به پیامدهای رفتار کابینه بنیامین نتانیاهو هشدار میدهند. تأکید ماکرون بر غیرقابل قبول بودن وضعیت کرانه باختری و حمایت او از تحریم وزیران افراطی اسرائیلی، در کنار درخواست مرتس برای جلوگیری از تشدید تنشها، نشان میدهد که حتی متحدان سنتی تلآویو نیز نسبت به سیاستهایی که میتواند منطقه را به سمت جنگی بیپایان سوق دهد، دچار تردید شدهاند.
مهمترین پیام این تحولات، پذیرش ضمنی این واقعیت است که هیچ ترتیبات امنیتی پایداری در منطقه بدون در نظر گرفتن نقش ایران قابل تحقق نیست. حمایت اروپا از بندی که توقف عملیات نظامی در لبنان را در چارچوب تفاهم تهران و واشنگتن تعریف کرده است، در عمل به معنای اذعان به این واقعیت است که ایران به یکی از اضلاع اصلی معادلات امنیتی منطقه تبدیل شده و نادیده گرفتن این نقش، نه به ثبات لبنان کمک میکند و نه امنیت گستردهتر غرب آسیا را تضمین خواهد کرد.
از این رو، حمایت اروپا از گنجانده شدن لبنان در یادداشت تفاهم ایران و آمریکا، بیش از هر چیز تلاشی برای حفظ توافقی است که میتواند از بازگشت منطقه به چرخه جنگ جلوگیری کند، ماجراجوییهای بیشتر نتانیاهو را مهار سازد و فرصت شکلگیری یک نظم امنیتی جدید را در منطقه فراهم آورد؛ نظمی که برخلاف گذشته، بر پایه پذیرش واقعیتهای قدرت و ضرورت مشارکت همه بازیگران تأثیرگذار منطقه استوار شده است.
mm