تفسیر | تهدیدهای توخالی ترامپ و فرسایش قدرت آمریکا
https://parstoday.ir/fa/world-i42272-تفسیر_تهدیدهای_توخالی_ترامپ_و_فرسایش_قدرت_آمریکا
پارس‌تودی– دونالد ترامپ بار دیگر یک کشور را به بمباران تهدید کرده است؛ این بار عمان، کشوری که در مسیر گفت‌وگوهای مرتبط با ایران و همچنین در تحولات مربوط به تردد در تنگه هرمز نقش دارد.
(last modified 2026-08-19T04:47:40+00:00 )
مرداد ۲۸, ۱۴۰۵ ۰۷:۵۱ Asia/Tehran
  • دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا
    دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا

پارس‌تودی– دونالد ترامپ بار دیگر یک کشور را به بمباران تهدید کرده است؛ این بار عمان، کشوری که در مسیر گفت‌وگوهای مرتبط با ایران و همچنین در تحولات مربوط به تردد در تنگه هرمز نقش دارد.

ترامپ گفته است اگر عمان مانع اقدامات آمریکا شود، آن را به‌شدت بمباران خواهد کرد. این تهدید را نمی‌توان صرفاً یک اظهارنظر معمول در سیاست خارجی آمریکا دانست؛ بلکه بخشی از الگویی است که در آن تعداد تهدیدها افزایش یافته، اما فاصله میان تهدید و اجرای آن نیز بیشتر شده است. بنابراین اگر عمان تهدیدهای ترامپ را جدی نگیرد، چندان عجیب نیست. سابقه دولت ترامپ در قبال کشورهای مختلف نشان داده است که میان تهدید و اقدام فاصله قابل‌توجهی وجود دارد؛ فاصله‌ای که اکنون به یک مشکل راهبردی برای واشنگتن تبدیل شده است.

ترامپ تلاش می‌کند «غیرقابل‌پیش‌بینی بودن» را به ابزاری برای افزایش قدرت آمریکا تبدیل کند. اما غیرقابل‌پیش‌بینی بودن، اگر فاقد راهبرد روشن باشد، به‌تدریج به «غیرقابل‌اعتماد بودن» تبدیل می‌شود. متحدان نمی‌دانند تصمیم بعدی واشنگتن چه خواهد بود و رقبا نیز به‌تدریج تشخیص می‌دهند کدام تهدیدها قابلیت اجرا دارند و کدام‌یک صرفاً برای اعمال فشار سیاسی مطرح می‌شوند.

سی‌ان‌ان دامنه این بحران را فراتر از ایران می‌داند. عمان از یک سو با تهدید نظامی آمریکا روبه‌رو است و کره‌جنوبی از سوی دیگر تحت فشار واشنگتن قرار دارد. ترامپ از سئول به دلیل خودداری از ورود به جنگ با ایران انتقاد می‌کند و همزمان درباره رزمایش‌های آمریکا و کره‌جنوبی مواضعی اتخاذ می‌کند که به برخی خواسته‌های کره‌شمالی نزدیک است. این تناقض می‌تواند برای متحدان آمریکا پیام خطرناکی داشته باشد. واشنگتن از آنها انتظار همراهی دارد، اما خود درباره تعهدات امنیتی‌اش پیام‌های متناقض می‌فرستد.

در چنین شرایطی، ترامپ اتحادها را بیش از گذشته شبیه قراردادهای مالی می‌بیند؛ متحد باید هزینه بدهد و در مأموریت‌های مورد نظر واشنگتن همراه شود. این نگاه، اتحاد را از یک سرمایه راهبردی و بلندمدت به یک معامله کوتاه‌مدت تبدیل می‌کند.

ریچارد هاس، رئیس پیشین شورای روابط خارجی آمریکا، نیز نسبت به همین روند هشدار داده است. او ادعای ترامپ درباره مالکیت آمریکا بر تنگه هرمز را «احمقانه» و «مخرب» توصیف کرده است. آمریکا سال‌ها بر بین‌المللی بودن این آبراه تأکید کرده بود و چنین ادعایی می‌تواند با سنت دیرینه سیاست خارجی واشنگتن در تضاد قرار گیرد.
هاس همچنین انتقال بخشی از توان نظامی آمریکا از شرق آسیا به غرب آسیا را خطرناک می‌داند. از نگاه او، چنین اقدامی نگرانی ژاپن، کره‌جنوبی، استرالیا و فیلیپین را افزایش می‌دهد و همزمان فرصت بیشتری برای چین و کره‌شمالی فراهم می‌کند تا نفوذ خود را گسترش دهند.

این نگرانی صرفاً نظری نیست. کره‌شمالی به توسعه برنامه هسته‌ای و موشکی خود ادامه داده و روابط پیونگ‌یانگ با مسکو و پکن نیز عمیق‌تر شده است. روسیه نیز برنامه‌های ترامپ برای پایان جنگ اوکراین را نپذیرفته و چین در رقابت اقتصادی و راهبردی با آمریکا عقب‌نشینی نکرده است.

در نتیجه، مشکل سیاست خارجی ترامپ فقط تعدد تهدیدها نیست؛ مسئله اصلی، نبود یک راهبرد منسجم در پشت این تهدیدهاست. ترامپ می‌خواهد با اعمال فشار امتیاز بگیرد، اما فشار بیش از حد بر متحدان می‌تواند آنها را از آمریکا دور کند. تهدید مکرر رقبا نیز زمانی که بارها مطرح شود اما به اقدام منجر نشود، به‌تدریج اثر بازدارندگی خود را از دست می‌دهد.

آمریکا امروز لزوماً با کمبود ابزارهای قدرت مواجه نیست؛ بحران اصلی، فرسایش اعتبار استفاده از قدرت است. متحدی که به تعهدات آمریکا اعتماد نکند، به دنبال گزینه‌های جایگزین می‌رود و رقیبی که تردید واشنگتن را احساس کند، جسورتر خواهد شد.

از عمان تا کره‌جنوبی، تصویری مشترک در حال شکل‌گیری است؛ ترامپ می‌خواهد جهان از قدرت آمریکا بترسد، اما سیاستی که تهدید را جایگزین راهبرد می‌کند، ممکن است نتیجه‌ای معکوس داشته باشد.
اگر جهان به این نتیجه برسد که واشنگتن بیش از آنکه عمل کند تهدید می‌کند، هزینه این وضعیت برای آمریکا می‌تواند از شکست یک عملیات نظامی نیز بیشتر باشد. در سیاست جهانی، فرسایش واقعی قدرت از جایی آغاز می‌شود که دیگران دیگر تهدیدهای یک قدرت را جدی نگیرند.
mm