تفسیر | بنبست دیپلماسی و تغییر دکترین نظامی؛ ز
-
آیا ایران و آمریکا در آستانه مرحله جدیدی از تقابل هستند؟
پارستودی- تحولات چند روز اخیر در عرصه تقابل ایران و آمریکا، نه تنها افق دیپلماسی را تیره ساخته، بلکه احتمال رویارویی نظامی در منطقه را افزایش داده است.
به گزارش پارستودی، تحولات چند روز اخیر در عرصه تقابل ایران و آمریکا، تصویری از بنبستی عمیق و چندلایه را ترسیم کرده است که نه تنها افق دیپلماسی را تیره ساخته، بلکه احتمال بروز مرحلهای جدید و خطرناک از تقابل را پررنگ نموده است.
سه رخداد بهطور همزمان، این وضعیت را رقم زدهاند: اعلام شروط صریح تهران برای بازگشایی تنگه هرمز، هشدار جدی یک مقام ارشد ایرانی درباره تغییر دکترین نظامی از تدافعی به تهاجمی و دستور ناگهانی دونالد ترامپ برای توقف کامل مذاکرات با ایران. این سه مؤلفه در کنار یکدیگر، معمایی پیچیده را شکل میدهند که حل آن، نیازمند نگاهی جامع به محاسبات راهبردی دو طرف است.
موضعگیری اخیر محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای ایران، مرزهای دیپلماسی تهران را بهوضوح ترسیم کرده است. او با خطاب قرار دادن «آمریکای متوهم» اعلام کرد که تا زمانی که تعهدات آمریکا در تفاهمنامه از جمله رفع محاصره دریایی، آزادی اموال بلوکهشده، رفع تحریم نفت، پایان تهدید و عملیات نظامی در همه جبههها اجرایی نشود، تنگه هرمز باز نخواهد شد. این اظهارات که در نطق پیش از دستور مجلس بیان شد، نشان میدهد که تهران بازگشایی این آبراه راهبردی را نه یک اقدام یکجانبه، بلکه در گرو اجرای کامل تعهدات واشنگتن میداند و هرگونه عادیسازی را منوط به تحقق پیشنیازهایی سیاسی و اقتصادی میکند که از سوی آمریکا باید محقق شوند.
در موازات این موضعگیری رسمی، خبرگزاری رویترز از هشداری بیسابقه از سوی یک مقام ارشد ایرانی پرده برداشت که ابعاد تازهای از استراتژی جدید تهران را آشکار میسازد. بر اساس این گزارش، روند پیشرفت به سوی مذاکرات صلح و ازسرگیری تردد نفتکشها از طریق تنگه هرمز متوقف شده و هیچ نشانهای از حرکت طرفها به سمت پایان مناقشه دیده نمیشود.
این مقام ارشد به صراحت اعلام کرد که ایران تصمیم گرفته است سیاست خود را به دلیل بنبست در تلاشها برای دستیابی به توافقی جهت پایان دائمی جنگ، از حالت تدافعی به «کاملاً تهاجمی» تغییر دهد. او تأکید کرد که «نهادهای ایرانی باید برای تشدید تنشها در تنگه هرمز و منطقه وسیعتر آماده باشند» و در صورت شکست دیپلماسی، تهران برای شکستن محاصره دریایی ایالات متحده، «یک حمله نظامی بهموقع و دقیق» انجام خواهد داد. این تغییر دکترین، یک جهش کیفی در رویکرد نظامی تهران محسوب میشود که از بازدارندگی صرف به اقدام تهاجمی فعال تغییر جهت داده است.
در نقطه مقابل، دونالد ترامپ که هفتهها ادعا می کرد که تحولات مثبتی در رابطه با ایران ایجاد شده، ، ناگهان راهبرد خود را تغییر داد. بر اساس گزارش سیانان، ترامپ به نمایندگان ارشد دولت خود از جمله معاون رئیسجمهور و نمایندگان ویژه دستور داد تا تمام گفتوگوها با ایران را متوقف کنند. او در شبکه اجتماعی خود نوشت: «هیچ مذاکرهای با جمهوری اسلامی ایران در جریان نیست و هیچ گفتوگویی نیز برنامهریزی نشده است.
محاصره دریایی همچنان با تمام قدرت برقرار است». اظهارات مقامات آمریکایی از جمله اسکات بسنت وزیر خزانه داری این کشور نشان می دهد. که ایالات متحده بهجای رویکرد «ضربه فوری به ایران»، راهبرد «اختناق تدریجی» را در پیش گرفته است. این تغییر راهبرد نشان میدهد که واشنگتن به جای تشدید نظامی فوری، قصد دارد با فشار اقتصادی و محاصره مستمر، تهران را به مرور به تسلیم وادارد.
در چنین شرایطی، چشمانداز آینده تقابل ایران و آمریکا بسیار تاریک و پرابهام به نظر میرسد. تفاهمنامه ۶۰ روزه اسلام آباد که در ۱۷ ژوئن با هدف پایان جنگ منعقد شده بود، به دلیل اختلافنظر بنیادین دو طرف بر سر کنترل تنگه هرمز و زیاده خواهی های واشنگتن از هم پاشید. تهران اعلام کرد که بند ۵ این تفاهمنامه حق مدیریت این آبراه را به ایران میدهد، اما واشنگتن این تفسیر را رد کرد.
ترامپ نیز با ادعای اینکه تنگه هرمز «باز است و فعالیت میکند» و «همه مینهای دریایی برداشته شدهاند»، عملاً هرگونه توافقی را بر اساس مدیریت مشترک یا پذیرش نقش ایران در این آبراه رد کرده است. در مقابل، ایران نه تنها بر حق حاکمیت خود بر تنگه هرمز پافشاری میکند، بلکه با تغییر دکترین نظامی خود، آمادگی خود را برای رویارویی مستقیم اعلام کرده است.
از سوی دیگر، ترامپ از طرحی که ایران با عمان برای مدیریت ترافیک دریایی در تنگه هرمز دنبال میکند، به شدت ناراضی است و حتی عمان را تهدید به بمباران کرده است. این نشان میدهد که واشنگتن هر گونه ترتیبات جایگزین برای مدیریت تنگه را که خارج از کنترل مستقیم آمریکا باشد، برنمیتابد. در عین حال، فشارهای فزاینده بر ارتش آمریکا و هزینههای جنگ نامحبوب علیه ایران، ترامپ را به سمت فاصله گرفتن از درگیری سوق داده است، اما او همچنان اصرار دارد که ایران باید نشانههای تازهای از آمادگی برای توافق مدنظر او نشان دهد.
در مجموع، وضعیت بغرنج کنونی، نه یک بنبست دیپلماتیک ساده، بلکه فروپاشی کانالهای گفتوگو و عبور دو طرف از مرحله مذاکره به مرحله جدیدی از تقابل است. ایران با تغییر دکترین نظامی خود به «کاملاً تهاجمی»، پیام روشنی ارسال کرده که دیگر تنها به دنبال بازدارندگی نیست، بلکه برای شکستن محاصره دریایی غیر قانونی و ظالمانه واشنگتن و تغییر معادلات میدان، آماده اقدام نظامی است.
آمریکا نیز با راهبرد «اختناق تدریجی» و توقف مذاکرات، به رعم خود قصد دارد ایران را در محاصره اقتصادی و نظامی خفه کند. تنگه هرمز به کانون این تقابل تبدیل شده است؛ جایی که نه تنها سرنوشت جنگ، بلکه آینده امنیت انرژی جهانی و معادلات قدرت در غرب آسیا در آن گره خورده است. در چنین فضایی، دیپلماسی به حاشیه رانده شده و به نظر می رسد که میدان، بار دیگر به صحنه اصلی تعیینکننده معادلات تبدیل میشود.
srm