تفسیر | استیصال راهبردی آمریکا؛ از ناکامی نظامی تا تهاجم اقتصادی علیه ایران
شهریور ۱۲, ۱۴۰۵ ۱۱:۴۵ Asia/Tehran
-
اسکات بسنت، وزیر خزانه داری آمریکا
پارس تودی-اسکات بسنت، وزیر خزانه داری آمریکا بار دیگر در اظهاراتی قلدرمابانه، کشورهای جهان را در مورد همکاریشان با ایران تهدید کرد و گفت که هیچکس نباید از تهران حمایت کند.
به گزارش پارس تودی، اسکات بسنت روز ۲ سپتامبر در گفت و گو با فاکس نیوز درباره تحریمها علیه ایران، عنوان کرد که پیام او به همه این است که از ایران فاصله بگیرند و هیچکس نباید از این کشور حمایت کند. او ادعا کرد که اهداف بالقوه تحریمها میتواند شامل «شرکتهای هواپیمایی، شرکتهای کشتیرانی و داراییهای دیجیتال» باشد.بسنت همچنین اشاره کرد که ایالات متحده با «هر کسی که به ایران کمک کند»، وارد گفت و گو خواهد شد.
اقدام اخیر دولت آمریکا در تشدید جنگ اقتصادی علیه ایران، که با ادبیات قلدرمابانه اسکات بسنت، وزیر خزانهداری این کشور، مبنی بر تهدید هرگونه همکاری با تهران همراه شده است، نه تنها نشاندهنده عمق استیصال راهبردی واشنگتن است، بلکه آشکارا ریشه در ناکامی فاحش این کشور در عرصه رویارویی نظامی با جمهوری اسلامی ایران دارد. آنچه تحت عنوان «عملیات طرد اقتصادی» (Operation Economic Outcast) و با شعار «خفهگی اقتصادی» ایران کلید خورده، در واقع تلاشی برای جبران شکستهای میدانی و دستیابی به اهدافی است که زورگویی نظامی از تحقق آن عاجز مانده است.
بیاعتنایی قدرت های رقیب غرب یعنی چین و روسیه به این تهدیدات و خودداری آنان از همراهی با سناریوی تحریمی جدید آمریکا، ریشه در محاسبات ژئوپلیتیک و اقتصادی عمیقی دارد که فراتر از اراده واشنگتن است. اظهارات اخیر مقامات ایرانی نیز مؤید این واقعیت است که چین و روسیه نهتنها این اقدامات را نپذیرفتهاند، بلکه پیشبینی میشود سایر کشورها نیز در برابر این زورگویی اقتصادی مقاومت کنند. این موضعگیری، نقشه راهبردی واشنگتن برای انزوای کامل اقتصادی ایران را با چالش اساسی مواجه ساخته است.
نخستین و مهمترین عاملی که چین را در برابر فشارهای آمریکا مقاوم ساخته، منافع حیاتی اقتصادی این کشور است. پکن بهوضوح نشان داده که در صورت تعارض منافع اقتصادی با تحریمهای یکجانبه آمریکا، به طور جدی از منافع خود دفاع میکند. آمارها گویای این واقعیت است که چین در سال ۲۰۲۵ بیش از ۸۰ درصد نفت صادراتی ایران را خریداری کرده و در سال جاری نیز بهطور متوسط روزانه حدود ۱.۲ میلیون بشکه نفت از ایران دریافت داشته که تنها اندکی کمتر از مدت مشابه سال قبل است. این وابستگی متقابل اقتصادی، خط قرمزی است که پکن اجازه نمیدهد واشنگتن از آن عبور کند. افزون بر این، ساختار پالایشگاههای « تیپات » Teapot Refineryدر چین که عمدتاً واحدهای مستقل و خصوصی با وابستگی اندک به نظام مالی آمریکا هستند، ابزارهای مؤثری برای دور زدن تحریمها فراهم آورده و واشنگتن را در اعمال فشار مؤثر بر این مراکز ناتوان ساخته است. پالایشگاه های تیپات چین بزرگ ترین خریداران نفت تحریمی ایران به شمار می روند و بخش مهمی از صادرات نفت ایران به این پالایشگاه های مستقل می رسد.
در سوی دیگر، روسیه نیز به دلایل راهبردی و ساختاری، خود را ملزم به تبعیت از دستورات آمریکا نمیبیند. مسکو که خود سالهاست هدف تحریمهای گسترده واشنگتن قرار گرفته، عملاً در خارج از نظام اقتصادی تحت رهبری آمریکا فعالیت میکند و این امر، اهرمهای فشار واشنگتن را در قبال این کشور بی اثر ساخته است. پیمان راهبردی ۲۰ ساله امضا شده میان روسیه و ایران در سال ۲۰۲۵ و همکاریهای گسترده نظامی و اقتصادی، نشان از عزم جدی کرملین برای تقویت محور مقاومت در برابر هژمونی آمریکا دارد. مسکو بهصراحت این اقدامات را «فشار غیرقانونی» خوانده و هرگونه استفاده از تحریم را بهعنوان ابزاری برای اعمال فشار بر کشورها مردود شمرده است.
درک این بیاعتنایی، بدون توجه به بستر شکلگیری آن یعنی شکست راهبردی آمریکا در جنگ نظامی علیه ایران، ناقص خواهد بود. پس از ماهها درگیری و هزینههای سنگین مالی و انسانی، واشنگتن به این نتیجه رسیده که گزینه نظامی نه تنها به اهداف از پیش تعیینشده منجر نشده، بلکه هزینههای گزافی بر پیکره اقتصاد و اعتبار بینالمللی ایالات متحده تحمیل کرده است. روی آوردن به جنگ اقتصادی تمامعیار، در واقع اذعان پنهان به ناتوانی در عرصه نظامی و تلاشی برای دستیابی از راه فشار اقتصادی به آنچه در میدان نبرد به دست نیامده، است. ادبیات بسنت که از «خفهگی اقتصادی» و «انزوای کامل» ایران سخن میگوید، بیش از آنکه نشاندهنده قدرت باشد، حکایت از درماندگی و ناامیدی از تأثیرگذاری ابزارهای نظامی دارد.
در عین حال جنگ اقتصادی جدید آمریکا نیز با موانع ساختاری عظیمی روبهروست که تحقق اهداف آن را با تردید جدی مواجه ساخته است. ایالات متحده دیگر آن هژمونی اقتصادی انحصاری سابق را در اختیار ندارد و تلاش برای اعمال تحر
یمهای یکجانبه و ثانویه در شرایط کنونی، با مخاطرات فراوانی همراه است. هر تحریم جدیدی علیه نهادهای چینی، خطر بروز درگیری اقتصادی گستردهتر میان آمریکا و چین را افزایش میدهد، خطری که واشنگتن تمایلی به پذیرش آن ندارد. همچنین تلاش برای اعمال فشار بر چین و روسیه، با توجه به موقعیت ویژه این دو کشور، «بسیار دشوار» خواهد بود و واشنگتن را در تنگنایی راهبردی قرار میدهد که نه توان عقبنشینی و نه امکان پیشروی مؤثر دارد.
به نظر می رسد آنچه در تحرکات انفعالی اخیر آمریکا علیه ایران به چشم میخورد، نه قدرتنمایی، که انعکاس افول هژمونی و شکست راهبردی این کشور در مواجهه با ایران است. بیاعتنایی کشورهایی چون چین و روسیه به تهدیدهای قلدرمابانه مقامات واشنگتن، نشان از تغییر معادلات قدرت در نظام بینالملل و پایان دوره یکجانبه گرایی دارد. ایران با اتکا به این واقعیتهای ژئوپلیتیک و با بهرهمندی از شکافهای موجود در اجماع بینالمللی علیه خود، میتواند از این جنگ اقتصادی نیز با سربلندی عبور کند و بار دیگر ثابت نماید که زیادهخواهی و قلدری، هرگز آمریکا را به اهدافش نخواهد رساند./
srm
کلیدواژه