تفسیر| چرا ترامپ درباره تمایل ایران به توافق دروغ پردازی می کند؟
شهریور ۲۴, ۱۴۰۵ ۱۲:۵۹ Asia/Tehran
-
دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا
پارستودی –دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا بار دیگر ادعا کرد ایران میخواهد سریع به توافق برسد.
به گزارش پارستودی، در حالی که ایران بارها اعلام کرده است خواهان مذاکره برای توافق با دولت آمریکا نیست. ترامپ در گزافه گویی جدید خود مدعی شد: ایران میخواهد سریع به توافق برسد.رئیس جمهور آمریکا در ادامه توهمات خود افزود: ما تصمیم خواهیم گرفت که آیا در مذاکرات شرکت کنیم یا خیر، و این گزینهای است که ما برای آن آمادهایم.
ادعای اخیر دونالد ترامپ مبنی بر اینکه ایران خواهان دستیابی سریع به توافق با آمریکا است، بیش از آنکه بازتابدهنده واقعیت مواضع تهران باشد، به نظر میرسد بخشی از یک عملیات سیاسی، روانی و اقتصادی برای مدیریت پیامدهای جنگ و فشارهای فزاینده بر واشنگتن باشد. ترامپ در شرایطی این ادعا را مطرح کرده که مقامهای ایرانی بارها بر نبود تمایل برای مذاکره مستقیم با دولت آمریکا تأکید کردهاند و حتی در گزارشهای اخیر نیز مواضع ایران درباره مذاکره، مشروط به تغییر شرایط و تأمین منافع کشور، توصیف شده است.
مهمترین هدف ترامپ از طرح این ادعا را باید در تلاش برای ایجاد این تصور جستوجو کرد که ابتکار عمل همچنان در اختیار واشنگتن است و این ایران است که برای پایان بحران و دستیابی به توافق عجله دارد. این تصویرسازی از نظر سیاسی اهمیت زیادی دارد. اگر افکار عمومی آمریکا و متحدان واشنگتن تصور کنند تهران در موقعیت ضعف قرار گرفته و برای مذاکره تحت فشار است، در آن صورت ترامپ میتواند هرگونه توافق احتمالی را نه بهعنوان عقبنشینی آمریکا از مواضع قبلی، بلکه بهعنوان نتیجه فشار حداکثری و «تسلیم» طرف مقابل معرفی کند. این همان الگوی تبدیل مذاکره به ابزاری برای نمایش برتری سیاسی است که ترامپ بارها در سیاست خارجی خود دنبال کرده است.
اما همزمانی این اظهارات با افزایش شدید قیمت نفت، نکته مهمتری را آشکار میکند. گزارشهای اخیر از عبور قیمت نفت از مرز ۱۱۰ دلار حکایت دارند؛ وضعیتی که مستقیماً بر اقتصاد آمریکا، قیمت سوخت، تورم و هزینههای حملونقل تأثیر میگذارد. بنابراین سخن گفتن ناگهانی از مذاکره و توافق را میتوان نوعی پیام به بازارهای انرژی نیز دانست. کما اینکه بعد از این توئیت ترامپ در تروث سوشال بهای نفت چند دلار کاهش یافت.تجربه ماههای اخیر نشان داده است که هرگاه احتمال کاهش تنش میان آمریکا و ایران یا برقراری آتشبس و توافق مطرح شده، بازار نفت به آن واکنش نشان داده است. حتی گزارشهای اقتصادی پیشین نیز از کاهش قیمت نفت پس از انتشار اخبار مربوط به مذاکرات حکایت داشتند.
از این جنبه ، ادعای ترامپ میتواند یک ابزار برای کاهش انتظارات تورمی و مهار تبعات اقتصادی جنگ باشد. وقتی رئیسجمهور آمریکا میگوید ایران خواهان توافق سریع است، پیام ضمنی آن به بازار این است که بحران ممکن است بهزودی پایان یابد و عرضه نفت دوباره افزایش پیدا کند. همین انتظار میتواند بخشی از «صرف ریسک» موجود در قیمت نفت را کاهش دهد. به بیان دیگر، ترامپ با استفاده از واژه «توافق» میتواند بدون آنکه الزاماً توافقی واقعی در دسترس باشد، بخشی از فشار روانی ناشی از افزایش قیمت انرژی را کاهش دهد. واکنش سریع بازار نفت به اخبار سیاسی نیز نشان میدهد که دیپلماسی و بازار انرژی در بحران کنونی بهشدت به یکدیگر پیوند خوردهاند.
هدف دیگر این فضاسازی میتواند تأثیرگذاری بر محاسبات متحدان آمریکا باشد. افزایش قیمت نفت و اختلال در مسیرهای انرژی، کشورهای اروپایی و آسیایی را بهشدت تحت تأثیر قرار میدهد و هرچه بحران طولانیتر شود، فشار آنها بر واشنگتن برای یافتن راهی سیاسی جهت پایان دادن به جنگ افزایش خواهد یافت. ترامپ با القای اینکه «ایران آماده توافق است»، در واقع میتواند مسئولیت طولانی شدن بحران را متوجه تهران کند و از خود تصویری از رئیسجمهوری صلحطلب و آماده مذاکره ارائه دهد. این در حالی است که گزارشهای مختلف نشان دادهاند مواضع دو طرف درباره شروط توافق همچنان فاصله زیادی دارد.
این ادعا همچنین میتواند بخشی از جنگ روانی علیه ایران باشد. نسبت دادن تمایل شدید به مذاکره به تهران، این پیام را دنبال میکند که فشارهای نظامی، اقتصادی و سیاسی آمریکا نتیجه داده و ایران در نهایت ناچار به پذیرش مذاکره شده است. چنین روایتی میتواند با هدف تأثیرگذاری بر افکار عمومی داخل ایران، ایجاد اختلاف در محاسبات سیاسی و القای این تصور مطرح شود که ادامه مقاومت بیفایده است. در مقابل، اگر تهران این روایت را رد کند، واشنگتن میتواند آن را بهعنوان نشانه فقدان اراده ایران برای پایان دادن به بحران معرفی کند.
نکته مهم دیگر این است که ترامپ با اعلام اینکه آمریکا تصمیم خواهد گرفت آیا در مذاکرات شرکت کند یا نه، عملاً حتی در شرایطی که مدعی تمایل ایران به توافق است، خود را در جایگاه تصمیمگیرنده نهایی قرار میدهد. این عبارت نشان میدهد که هدف اصلی الزاماً آغاز یک روند مذاکره برابر نیست، بلکه حفظ تصور برتری و تعیین دستورکار از سوی واشنگتن است. بنابراین، سخنان ترامپ را باید بیش از آنکه یک خبر درباره تغییر واقعی موضع ایران دانست، بخشی از مدیریت سیاسی بحران، جنگ روانی و تلاش برای کنترل آثار اقتصادی آن تلقی کرد.
هم چنین ارتباط زمانی میان جهش قیمت نفت و طرح دوباره موضوع مذاکره بسیار معنادار است. هنگامی که نفت به محدوده ۱۱۰ دلار میرسد، هزینه ادامه جنگ برای اقتصاد آمریکا و متحدانش افزایش مییابد و هر خبر درباره احتمال توافق میتواند به سرعت بر بازار اثر بگذارد. بنابراین، ادعای ترامپ درباره تمایل ایران به توافق سریع، هم میتواند مصرف داخلی سیاسی داشته باشد و هم کارکرد اقتصادی و روانی. هدف اصلی چنین روایتی، به احتمال زیاد انتقال تصویر بحران از «فشار آمریکا برای پایان دادن به جنگ» به «تلاش ایران برای رسیدن به توافق» است؛ تغییری در روایت که میتواند هم موقعیت چانهزنی واشنگتن را تقویت کند و هم از فشار ناشی از افزایش قیمت انرژی بر دولت ترامپ بکاهد./
srm
کلیدواژه