تفسیر | اروپا چگونه شریک پنهان جنگ علیه ایران شد؟
-
«مارک روته» دبیرکل پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو)
پارستودی- «مارک روته» دبیرکل پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) در اعترافی جدید، از دخالت مستقیم این ائتلاف غربی در جنگ تحمیلی علیه جمهوری اسلامی ایران خبر داد.
روته با اشاره به نقش زیرساختهای نظامی اروپا در عملیات آمریکا گفت میتوان استدلال کرد که اجرای این عملیات بدون استفاده از اروپا بهعنوان سکوی نمایش و انتقال قدرت برای ایالات متحده، بسیار دشوار یا عملاً غیرممکن بود. این اظهارات با مواضع قبلی روته نیز همخوانی دارد. او در ماه ژوئیه گفته بود عملیات «خشم حماسی» بدون استفاده از اروپا بهعنوان سکوی انتقال قدرت آمریکا، بسیار دشوار میبود.
دبیرکل ناتو در نشستی با حضور «متیو ویتاکر» سفیر آمریکا در ناتو و با موضوع آینده این ائتلاف در شورای روابط جهانی شیکاگو در شهر دموین ایالت آیووا در سخنانی صریح اعلام کرد تا ۵۰۰۰ سورتی پرواز از پایگاههای اروپایی در حمایت از عملیات «خشم حماسی» انجام شده است؛ عملیاتی که آمریکا و رژیم صهیونیستی از ۲۸ فوریه علیه ایران آغاز کردند. روته حتی تأکید کرد این پشتیبانی برای اجرای عملیات آمریکا «حیاتی» بوده است. این سخنان، دیگر یک تحلیل سیاسی نیست. اعتراف عالیترین مقام ناتو به نقش زیرساختهای نظامی اروپا در جنگ علیه ایران است.
البته یک تفکیک مهم وجود دارد. روته نگفته است «ناتو» بهعنوان یک سازمان در عملیات علیه ایران مشارکت کرده است. او از اجرای توافقهای دوجانبه آمریکا با اعضای اروپایی ناتو سخن گفته است. اما همین تفکیک، اصل مسئله را تغییر نمیدهد. وقتی هزاران سورتی پرواز از پایگاههای کشورهای عضو ناتو برای پشتیبانی از عملیات جنگی آمریکا انجام میشود، نمیتوان اروپا را صرفاً تماشاگر جنگ معرفی کرد. گزارش مرکز مطالعات شرقی اروپا در ورشو نیز ابعاد این پشتیبانی را پیشتر روشن کرده بود. بر اساس این گزارش، عملیات «خشم حماسی» تا حد زیادی بر ظرفیتهای نظامی آمریکا مستقر در اروپا تکیه داشت. جنگندههای آمریکایی از ایتالیا و بریتانیا به منطقه منتقل شدند.
هواپیماهای سوخترسان در بریتانیا، آلمان، اسپانیا، ایتالیا، یونان و بلغارستان مستقر شدند و اروپا به مخزن هواپیما، مهمات و مرکز لجستیکی عملیات تبدیل شد. حتی این اندیشکده احتمال داده است بخشی از مهمات دقیق مورد استفاده در حملات از ذخایر آمریکایی در پایگاه رامشتاین آلمان تأمین شده باشد.
اینجا تناقض اصلی اروپا آشکار میشود. برخی دولتهای اروپایی در آغاز جنگ از مشارکت مستقیم در حملات سخن نگفتند. بریتانیا و اسپانیا حتی در روزهای نخست محدودیتهایی اعمال کردند. اما همین گزارش نشان میدهد نقش اروپا بسیار فراتر از یک موضع سیاسی بود. لندن بعداً اجازه داد هواپیماهای آمریکایی از پایگاههایش برای حمله مستقیم به ایران استفاده کنند. در دیگر کشورهای اروپایی نیز زیرساختهای نظامی آمریکا برای انتقال نیرو و تجهیزات به منطقه به کار گرفته شد.
به همین دلیل، سخنان اخیر سیدعباس عراقچی در دیدار با مقامهای اروپایی در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل اهمیت بیشتری پیدا میکند. اعتراض وزیر امور خارجه ایران به استانداردهای دوگانه اروپا فقط درباره مواضع سیاسی این کشورها نیست. پرسش تهران این است که چگونه دولتهایی که خود را مدافع حاکمیت ملی، حقوق بینالملل و نظم مبتنی بر قواعد معرفی میکنند، اجازه میدهند خاک و زیرساختهای نظامیشان در جنگ علیه یک کشور مستقل مورد استفاده قرار گیرد و همزمان از پذیرش مسئولیت سیاسی این همکاری فاصله بگیرند.
اکنون اعتراف روته این پرسش را به سطح دیگری برده است. اروپا نمیتواند هم از پیامدهای جنگ سخن بگوید و هم نقش زیرساختهای خود در اجرای آن را نادیده بگیرد. مسئله فقط این نیست که چه کشوری بمب را رها کرد؛ مسئله این است که چه کشورهایی مسیر رسیدن بمب به میدان جنگ را هموار کردند.
این همان نقطهای است که باید میان «فرماندهی جنگ» و «پشتیبانی از جنگ» تفاوت گذاشت. آمریکا مسئول تصمیم و اجرای عملیات بود. اما سخنان روته و گزارشهای اروپایی نشان میدهد بخشی از ظرفیت نظامی و لجستیکی اروپا در خدمت اجرای آن قرار گرفت. بنابراین، تصویر اروپا بهعنوان بازیگری مستقل و صرفاً نگران تبعات جنگ، دیگر با واقعیتهای منتشرشده درباره نقش پایگاهها و زیرساختهایش سازگار نیست.
اعتراف دبیرکل ناتو در نهایت یک پیام روشن دارد: اروپا در جنگ ایران فقط بیرون میدان نایستاده بود، بخشی از پشتوانه نظامی جنگ در خاک اروپا قرار داشت. اکنون دولتهای اروپایی باید توضیح دهند که این پشتیبانی چگونه با ادعاهای آنان درباره حاکمیت کشورها، منع توسل به زور و قواعد حقوق بینالملل همخوانی دارد؟
mm