تفسیر | اعتراف سالیوان به تسلیم‌ناپذیری ایران و سقف قدرت نظامی آمریکا
https://parstoday.ir/fa/world-i43982-تفسیر_اعتراف_سالیوان_به_تسلیم_ناپذیری_ایران_و_سقف_قدرت_نظامی_آمریکا
پارس‌تودی– جیک سالیوان مشاور امنیت ملی بایدن با اشاره به اینکه ایران تسلیم نمی‌شود تاکید نمود که قدرت نظامی راه حل نیست.
(last modified 2026-10-01T13:41:58+00:00 )
مهر ۰۹, ۱۴۰۵ ۱۷:۰۷ Asia/Tehran
  • جیک سالیوان مشاور سابق امنیت ملی آمریکا
    جیک سالیوان مشاور سابق امنیت ملی آمریکا

پارس‌تودی– جیک سالیوان مشاور امنیت ملی بایدن با اشاره به اینکه ایران تسلیم نمی‌شود تاکید نمود که قدرت نظامی راه حل نیست.

به گزارش پارس‌تودی، جیک سالیوان مشاور سابق امنیت ملی آمریکا در اظهاراتی با اشاره به جنگ  ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی ایران و فشار اقتصادی واشنگتن علیه تهران، تاکید کرد: ایران تسلیم نخواهد شد و ادامه وضعیت موجود، ضمن بی‌ثبات نگه داشتن شرایط، هزینه سنگینی برای آمریکا به همراه دارد.

سالیوان در گفت‌ وگو با اندیشکده کارنگی بر محدودیت قدرت نظامی برای دستیابی به یک نتیجه سیاسی پایدار و ضرورت استفاده از مسیر دیپلماتیک برای پایان دادن به درگیری‌ها در غرب آسیا تاکید کرد. وی در ارزیابی خود از درگیری با ایران گفت که توان نظامی به‌تنهایی برای حل اختلافات میان تهران و واشنگتن کافی نیست و دستیابی به یک نتیجه سیاسی به مذاکره و دیپلماسی نیاز دارد.

سالیوان همچنین با اشاره به وضعیت صادرات نفت ایران و اقدامات آمریکا برای محدود کردن آن، گفت که اعمال فشار بر صادرات ایران به‌تنهایی نمی‌تواند چالش اصلی در این درگیری را برطرف کند. وی در ادامه با اشاره به محدودیت‌های قدرت نظامی آمریکا خاطرنشان کرد که این محدودیت‌ها توانایی واشنگتن برای مدیریت همزمان بحران‌های بین‌المللی را با چالش مواجه کرده است.

اظهارات جیک سالیوان، مشاور امنیت ملی پیشین آمریکا، را نمی‌توان تنها یک اظهارنظر تبلیغاتی یا موضعی تاکتیکی دانست. او با صراحت می‌گوید ایران تسلیم نمی‌شود، قدرت نظامی به‌تنهایی راه‌حل نیست، فشار بر صادرات نفت هم چالش اصلی را برطرف نمی‌کند و واشنگتن باید برای پایان دادن به درگیری‌ها به مسیر دیپلماتیک بازگردد.

 این سخنان در واقع اعترافی راهبردی به محدودیت قدرت نظامی آمریکا در برابر ایران است. تجربه دو دهه گذشته نشان می‌دهد که از اشغال افغانستان و عراق تا تحریم‌های گسترده، ترور فرماندهان و مقامات ارشد ایران و تهدید مداوم به گزینه نظامی، هیچ‌یک به تغییر رفتار بنیادین ایران یا تسلیم آن منجر نشده است.

ایران با تکیه بر عمق راهبردی، جغرافیای پیچیده، توان موشکی و پهپادی، شبکه متحدان منطقه‌ای، مقاومت اقتصادی و سرمایه ملی، هزینه هر اقدام نظامی را برای آمریکا بالا برده است. بنابراین، وقتی سالیوان از محدودیت قدرت نظامی سخن می‌گوید، در حقیقت از سقف توان اعمال زور آمریکا در برابر کشوری سخن می‌گوید که می‌تواند ضربه بخورد، اما به‌سادگی وادار به تسلیم نمی‌شود.

قدرت نظامی آمریکا بی‌شک ویرانگر است؛ می‌تواند زیرساخت‌ها را نابود کند، اقتصاد را تحت فشار بگذارد و تهدید ترور مقامات ارشد را مطرح کند. اما همین قدرت در رسیدن به نتیجه سیاسی پایدار ناتوان است، زیرا نتیجه سیاسی بدون پذیرش طرف مقابل و بدون ترتیبات پس از بحران ممکن نیست. آمریکا در افغانستان و عراق آموخت که پیروزی نظامی سریع، به دولت‌سازی و ثبات پایدار تبدیل نمی‌شود.

در مورد ایران نیز تصرف سرزمینی، اشغال یا تغییر نظام نه‌تنها هزینه‌ای غیرقابل تحمل دارد، بلکه می‌تواند منطقه را به آشوبی فراگیر بکشاند. از این‌رو، گزینه نظامی بیشتر ابزار فشار و بازدارندگی تا ابزار حل سیاسی است. در همین راستا سالیوان به‌درستی اشاره می‌کند که دستیابی به نتیجه سیاسی به مذاکره و دیپلماسی نیاز دارد؛ یعنی واشنگتن باید بپذیرد که بدون گفت‌وگو، تضمین‌های متقابل و چارچوبی برای امنیت منطقه‌ای، بحران ادامه خواهد یافت.

بخش دیگر سخنان او درباره صادرات نفت ایران است. آمریکا سال‌ها کوشید با تحریم، صادرات نفت ایران را محدود کند و تهران را از درآمدهای حیاتی محروم سازد. این فشارها آسیب‌های جدی زد، اما نتوانست ایران را به زانو درآورد. ایران مسیرهای جایگزین، تجارت منطقه‌ای، دور زدن تحریم‌ها و همکاری با بازیگران غیرغربی را گسترش داد.

به عبارت دیگر، فشار اقتصادی حداکثری به یک وضعیت فرسایشی تبدیل شد که هم هزینه‌های انسانی و منطقه‌ای دارد و هم به نتیجه سیاسی مورد نظر آمریکا نمی‌رسد. سالیوان می‌گوید فشار بر صادرات نفت به‌تنهایی چالش اصلی را برطرف نمی‌کند؛ این یعنی تحریم جای دیپلماسی را نمی‌گیرد و اگر هدف پایان دادن به درگیری باشد، باید بسته‌ای از مشوق‌ها، تضمین‌ها و محدودیت‌های متقابل روی میز بیاید.

نکته مهم دیگر، محدودیت‌های قدرت نظامی آمریکا در مدیریت همزمان بحران‌های بین‌المللی است. واشنگتن امروز همزمان درگیر رقابت با چین، جنگ اوکراین، بحران غزه، تنش‌های دریای سرخ، مسائل تایوان و بی‌ثباتی در چند منطقه است. این پراکندگی منابع، توان آمریکا برای تمرکز بر ایران را کاهش می‌دهد. اگر بحران ایران به یک جنگ بزرگ تبدیل شود، آمریکا ناچار است نیروهای خود را از نقاط دیگر بکشد، هزینه‌های مالی و انسانی را بپذیرد و خطر حمله به پایگاه‌ها و منافعش را تحمل کند. تجربه سال‌های اخیر نشان داده که حتی یک جنگ محدود هم می‌تواند زنجیره‌ای از بحران‌ها را فعال کند. بنابراین، ادامه وضع موجود نه‌تنها ایران را بی‌ثبات نگه می‌دارد، بلکه برای آمریکا نیز هزینه سنگین، فرسایشی و راهبردی دارد.

به نظر می رسد که اظهارات سالیوان اعتراف به واقعیتی تلخ برای دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا است: قدرت نظامی آمریکا در برابر ایران به سقف خود رسیده و نمی‌تواند به‌تنهایی نتیجه سیاسی مطلوب را بسازد. این به معنای محدودیت تبدیل زور در شکل دادن به نظم پایدار مدنظر واشنگتن است. اگر واشنگتن به دنبال پایان دادن به درگیری‌هاست، باید از زبان تهدید و فشار صرف فاصله بگیرد و به دیپلماسی جدی، چندجانبه و نتیجه‌محور تن بدهد. در غیر این صورت، چرخه تنش، تحریم و تهدید ادامه می‌یابد و در نهایت نیز به عنوان طرف بازنده ناگزیر به ترک منطقه خواهد شد.
srm