تحلیل-جنگ روایت‌ها در تفاهم‌نامه‌ چابهار
https://parstoday.ir/dari/news/iran-i313638-تحلیل_جنگ_روایت_ها_در_تفاهم_نامه_چابهار
ادعای واگذاری ۱۱۰ هکتار از خاک چابهار به افغانستان در حالی مطرح شد که فروش زمین به اتباع خارجی طبق قانون در ایران ممنوع است و این پرسش مطرح می‌شود که چگونه در جنگ روایت‌ها یک توافق اقتصادی شفاف، به بحرانی رسانه‌ای تبدیل شد؟
(last modified 2026-10-12T06:12:00+00:00 )
میزان 19, 1405 19:44 Asia/Kabul
  • تحلیل-جنگ روایت‌ها در تفاهم‌نامه‌ چابهار
    تحلیل-جنگ روایت‌ها در تفاهم‌نامه‌ چابهار

ادعای واگذاری ۱۱۰ هکتار از خاک چابهار به افغانستان در حالی مطرح شد که فروش زمین به اتباع خارجی طبق قانون در ایران ممنوع است و این پرسش مطرح می‌شود که چگونه در جنگ روایت‌ها یک توافق اقتصادی شفاف، به بحرانی رسانه‌ای تبدیل شد؟

گاهی فاصله میان «واقعیت» و «روایت» تنها یک کلمه است. یک کلمه که اگر جابه‌جا شود، از دل آن بحرانی ساخته می‌شود که نه ریشه در قانون دارد، نه در قرارداد و نه حتی در عقل سلیم. ماجرای اخیر چابهار دقیقاً از همین جنس است. یک عبارت، از دهان یک مسئول بیرون می‌آید، در مسیر رسانه‌ها تغییر شکل می‌دهد و ناگهان به بحرانی بدل می‌شود که نه با یک بخشنامه، بلکه با ده‌ها تحلیل و توضیح باید جمع شود. اما چرا این چرخه هر بار تکرار می‌شود؟ چرا در فضای رسانه‌ای امروز، یک «برداشت نادرست» می‌تواند از یک «توافق اقتصادی روشن» پیشی بگیرد؟ پاسخ این پرسش، ما را به لایه‌های عمیق‌تری از ماجرا می‌برد که فراتر از یک خبر ساده است.

 

  • روایت ساخته‌شده

چند روز پیش، پس از اظهارات یکی از نمایندگان مجلس ایران درباره همکاری‌های تجاری ایران و افغانستان، موجی از خبرها با تیترهای تکان‌دهنده منتشر شد: «ایران ۱۱۰ هکتار از خاک بندر چابهار را به افغانستان واگذار کرد». رسانه‌هایی که سال‌هاست از هر شکاف کوچک در روابط منطقه‌ای پلی برای عملیات روانی می‌سازند، این بار نیز به سرعت وارد میدان شدند با تیترهایی که نه در متن قانون ریشه داشتند، نه در مفاد تفاهم‌نامه و نه در واقعیت میدانی. آنچه در این میان کمتر دیده شد، نفس «توافق» بود؛ توافقی که می‌توانست نقطه عطفی در روابط اقتصادی دو کشور باشد اما در سایه یک شایعه، به حاشیه رانده شد.

 

  • واقعیت حقوقی

اما پشت این هیاهو، یک اصل ساده و بدیهی وجود دارد که هر دانشجوی سال اول حقوق نیز آن را می‌داند: مالکیت خاک ایران، حتی یک وجب از آن، به هیچ تبعه خارجی واگذار نمی‌شود.
ماده ۹ آیین‌نامه اجرایی ماده ۲۴ قانون مناطق آزاد، صریح و روشن است: فروش و انتقال قطعی زمین به اتباع خارجی ممنوع است. حسین فروزان دبیر شورای عالی مناطق آزاد ایران با تعبیری رسا این موضوع را جمع می‌کند: «واگذاری زمین به یک کشور دیگر جزو محالات است. آنچه در تفاهم‌نامه ایران و افغانستان آمده، نه «واگذاری مالکیت» بلکه «اعطای حق بهره‌برداری و سرمایه‌گذاری» است. همان کاری که ایران سال‌هاست در چابهار با هند، چین و دیگر کشورها انجام می‌دهد.

افغانستان در این معادله نه یک مالک، بلکه یک «سرمایه‌گذار» است؛ کشوری محصور در خشکی که به دنبال دسترسی به آب‌های آزاد است و ایران نیز از این مسیر، به دنبال رونق اقتصادی سیستان و بلوچستان و تقویت جایگاه ترانزیتی خود است. اگر این تفاهم‌نامه با دقت خوانده شود نه تنها هیچ بند محرمانه‌ای در آن وجود ندارد، بلکه تمام مفاد آن منطبق بر قوانین داخلی و رویه‌های بین‌المللی سرمایه‌گذاری است. سرمایه‌گذاری خارجی در بنادر، از رتردام تا سنگاپور و از جبل‌علی تا پیرئوس، امری روزمره و پذیرفته‌شده است؛ آنچه غیرعادی است، تلاش برای تبدیل این رویه عادی به یک «بحران امنیتی» است.

  •  چرا این شایعه ساخته شد؟

پاسخ این پرسش را باید در دو لایه جست‌وجو کرد:
لایه اول: اشتباه در بیان یا تحریف در نقل؟
اظهارات اولیه نماینده مجلس اگر با دقت بیشتری بیان می‌شد شاید این حجم از سوءبرداشت را ایجاد نمی‌کرد. اما در فضای رسانه‌ای امروز، حتی یک جمله نادقیق، می‌تواند به سوختی برای ماشین شایعه‌سازی تبدیل شود. این پدیده تنها مختص ایران نیست بلکه در سراسر جهان، سیاستمداران گاه با عباراتی نادقیق، به رسانه‌ها اجازه می‌دهند روایتی بسازند که هیچ شباهتی به واقعیت ندارد. اما تفاوت اینجاست که در کشورهایی با سواد رسانه‌ای بالا، چنین اشتباهی در چند ساعت مهار می‌شود در حالی که در فضای رسانه‌ای قطبی‌شده، این اشتباه می‌تواند به بحرانی چندروزه بدل شود.

لایه دوم: عملیات روانی هدفمند

رسانه‌هایی مانند اینترنشنال که سال‌هاست با محاصره خبری و تحریف واقعیت‌ها علیه منافع ملی ایران عمل می‌کنند این بار نیز از یک «اشتباه لفظی» یا «برداشت نادرست» یک فرصت ساختند. هدف مشخص است: ایجاد شکاف میان ایران و افغانستان، تخریب روابط رو به گسترش دو کشور و ضربه زدن به پروژه‌های ترانزیتی که می‌تواند ایران را از محاصره اقتصادی نجات دهد. این عملیات روانی الگویی آشنا دارد: نخست، انتخاب یک «واژه حساس» مانند «واگذاری» یا «مالکیت»؛ دوم، تکرار آن در ده‌ها تیتر و پست؛ سوم، ایجاد شکاف میان افکار عمومی و مسئولان؛ و در نهایت، تبدیل یک توافق اقتصادی به یک «بحران ملی». این الگو پیش‌تر در ماجرای «کیش و چین» و «بنادر خزر» نیز آزموده شده بود.

  • چابهار؛ یک بندر، چند معنا

برای درک اهمیت ماجرا باید فراتر از این جنجال رسانه‌ای نگاه کرد. چابهار فقط یک بندر نیست:
- برای ایران دروازه‌ای به اقیانوس هند، حلقه‌ای در زنجیره «یک کمربند، یک جاده»، و فرصتی برای شکوفایی اقتصادی منطقه‌ای که سال‌ها از توسعه عقب مانده است.
- برای افغانستان تنها راه دسترسی به آب‌های آزاد، بدون وابستگی به پاکستان است.
- برای چین و روسیه مسیری برای اتصال به شبه‌قاره هند و بازارهای جنوب آسیاست.
- برای منطقه، شبکه‌ای از راه‌های ریلی و مواصلاتی که می‌تواند از واخان بدخشان تا خواف و هرات و چابهار را به هم متصل کند.

منطقه آزاد چابهار با مساحتی بیش از ۸۱ هزار هکتار، فضایی برای سرمایه‌گذاری‌های بزرگ فراهم کرده است. اختصاص ۱۱۰ هکتار برای سرمایه‌گذاری افغانستان نه تنها تهدید نیست، بلکه فرصتی برای ایجاد اشتغال در سیستان و بلوچستان، تقویت صادرات غیرنفتی، تبدیل چابهار به هاب ترانزیتی منطقه
 و مهم‌تر از همه، خنثی‌سازی محاصره اقتصادی دشمنان است.

نکته‌ای که در این میان کمتر گفته می‌شود این است که این سرمایه‌گذاری نه یک هدیه به افغانستان، بلکه یک «معامله برد-برد» است. افغانستان از این مسیر به آب‌های آزاد می‌رسد و ایران نیز از طریق ترانزیت کالا، حق دسترسی و سرمایه‌گذاری مشترک، به درآمد و اشتغال دست می‌یابد. در اقتصاد بین‌الملل، این الگو را «هم‌افزایی ترانزیتی» می‌نامند؛ همان چیزی که چابهار را از یک بندر معمولی به یک «کریدور راهبردی» تبدیل می‌کند.

  • درس‌هایی از این ماجرا

۱. دقت در بیان، ضرورت مسئولان است. یک جمله نادقیق می‌تواند به ابزاری برای عملیات روانی تبدیل شود. مسئولان باید بدانند که در فضای رسانه‌ای امروز هر کلمه می‌تواند به یک تیتر تبدیل شود؛ پس انتخاب واژه‌ها خود یک اقدام راهبردی است.

۲. رسانه‌ها مسئولیت دارند. بازنشر خبری که با یک جست‌وجوی ساده در متن قانون قابل رد است تنها به آشفتگی افکار عمومی دامن می‌زند. رسانه‌های داخلی نیز باید به جای موج‌سواری بر شایعات، به موج‌سازی بر واقعیت‌ها بپردازند.

۳. مردم باید مجهز به سواد رسانه‌ای باشند. در فضایی که هر خبری می‌تواند تحریف شود، پرسیدن سه سؤال ساده ضروری است:
   - منبع خبر کجاست؟
   - آیا با قانون و عقل سلیم سازگار است؟
   - چه کسی از این شایعه سود می‌برد؟

۴. دشمن از توسعه ایران می‌ترسد. هر پروژه‌ای که ایران را از انزوا خارج کند هدف شایعه‌سازی قرار می‌گیرد: از کیش و چین تا چابهار و افغانستان. بنابراین، هر گام توسعه‌ای باید با یک پیوست رسانه‌ای همراه باشد یعنی پیش از آنکه دشمن روایت بسازد، ما باید واقعیت را روایت کرده باشیم.

چابهار، این بندر راهبردی در جنوب شرق ایران، امروز بیش از هر زمان دیگری نماد یک حقیقت است: ایران نه خاک می‌فروشد، نه حاکمیت واگذار می‌کند. ایران سرمایه‌گذاری می‌کند، توسعه می‌آفریند و از این مسیر، امنیت و رفاه را برای منطقه به ارمغان می‌آورد.

شایعه‌ها می‌آیند و می‌روند. آنچه می‌ماند، واقعیتی است که در متن قانون، در مفاد قرارداد و در مسیر توسعه چابهار نوشته شده است. وظیفه رسانه های پاک این است که این واقعیت را با دقت، با منطق و با سرعت در برابر عملیات روانی دشمن بازگو کنند زیرا در جنگ روایت‌ها، آن‌که سریع‌تر و دقیق‌تر سخن بگوید پیروز میدان است.

محمد مهدی مومنی‌ها