گام دوم؛ طراحی آمریکا برای منزوی کردن ایران در منطقه
-
گام دوم؛ طراحی آمریکا برای منزوی کردن ایران در منطقه
با پیروزی انقلاب اسلامی ایران و تشکیل نظام جمهوری اسلامی تحولی نو در عرصه روابط بینالملل آغاز شد.
نظام جمهوری اسلامی با تکیه بر ارزش های دینی و نفی سیاستهای یکجانبه قدرت های جهانی؛ به نقش ملت ها در تعیین سرنوشت خود معنای تازه ای داد. این پدیده نوظهور الگوهای تحمیل شده بر نظام های جهانی را به چالش کشید.
این تحول را می بایست نقطه آغاز خصومت ورزی آمریکا با ایران دانست.
آمریکا خصومت ورزی با نظام جمهوری اسلامی ایران را در همه این سالها لحظه ای متوقف نکرده است.
اکنون «دونالد ترامپ» رئیس جمهوری آمریکا این کینه ورزی را به اوج رسانده و ضربه زدن و دشمنی با ایران را یکی از اولویتهای مهم سیاست خارجی خود قرار داده است.
رهبر معظم انقلاب در بیاناتی در دیدار با اقشار مختلف مردم با اشاره به وقیحتر و بی ادبتر شدن مسئولان آمریکایی گفتند: "آنها قبلاً نیز ادب سیاسی و دیپلماتیک را در حرفهایشان رعایت نمیکردند، اما مسئولان کنونی رژیم آمریکا به گونه ای وقیح و بیشرم و بیادب با دنیا حرف میزنند که انگار حیا را کاملاً از آنها گرفتهاند. آمریکا فکر میکند چون زور دارد حق هم دارد. درک آنها از قدرت، نه اقتدارِ مشروع و قانونی، که زورگویی است."
آمریکاییها با به کارگیری ابزارهای عملیات روانی تلاش کردهاند از طریق روشهای روانشناسی اجتماعی و متناسب با شرایط روز، اوضاع داخلی ایران را «بحران نمایی» ساخته و آن را در تمام لایههای جامعه به عنوان یک باور تبدیل کنند.
این در حالی است که به گواه اسناد و آمار متقن پیشرفتهای علمی، دفاعی، پزشکی، هستهای، نظامی، عمرانی و... صورت گرفته در این چهار دهه غیرقابل قیاس با دوران رژیم شاهنشاهی است.
مجله «فارین پالیسی» در یادداشتی به قلم «فیلیپ گوردون و رابرت ملی» (دو دستیار سابق دولت باراک اوباما در امور خاورمیانه) نوشت:
"از دیدگاه ترامپ، تحریمها ابزاری چندمنظوره هستند و ایران را به پذیرش یک توافق اصلاحشده مجبور خواهند کرد. علاوهبر این، تحریمها ممکن است باعث ناآرامی در ایران شود، اما خواستههای ترامپ آرزوهایی است که «مطلقاً قابلتحقق نیستند» چراکه چیزی در تاریخ وجود ندارد که نشان دهد ایران در برابر خواستههای آمریکا، حتی با وجود فشار سنگین اقتصادی تسلیم میشود.»
خصومت ورزی آمریکا علیه ایران ریشه های عمیقی دارد.
«نوام چامسکی»، نظریه پرداز و تحلیلگر مسایل سیاسی می گوید:
"گناه نابخشودنی ایران از دیدگاه آمریکا این است که دیکتاتوری را سرنگون کرد که واشنگتن در سال 1953 با کودتای نظامی آن را روی کار آورده بود؛ کودتایی که نظام پارلمانی ایران و باور ناحق این کشور برای تملک منابع طبیعی خودش را نابود کرد... ریشه ماجرا در این است."
هدف آمریکا، ضربه زدن به عناصر اقتدار ایران اسلامی است. آمریکا در این راستا با استفاده از نفوذ رسانه ای بویژه در شبکه های اجتماعی و تصویر سازی غلط از ایران و قدرت خود، درصدد ایجاد چالش های امنیتی و برهم زدن ثبات و وحدت ملی در ایران است.
طی بیش از چهار دهه توطئه های آمریکا برای منزوی کردن نظام جمهوری اسلامی هر روز پیچیده تر و از تقابل سخت وارد عرصه های جنگ نرم شده است و پروپاگاندای پیچیده و گسترده ای را بر ضد نظام اسلامی به راه انداخته اند که هدف اصلی آن، پوشاندن نقاط قوت جمهوری اسلامی و القای نقاط منفی برای ایجاد یأس و ناامیدی در مردم و جوانان است.
ملت ایران از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تا به امروز، در مقابل فتنه ها و توطئه های دشمنان ایستاده و نفوذ ناپذیری خود را در مقابل دشمنان به اثبات رسانده و در مقابل تهدیدها و فشارها و توطئه ها هیچگاه مرعوب نشده است.
دولتمردان آمریکا با تصورات واهی اکنون عناصر قدرت و ارزش های انقلاب و نظام جمهوری اسلامی را هدف قرار داده که دامنه آن از مسایل اقتصادی تا تهدیدهای نظامی گسترده است.
رهبر معظم انقلاب، هدف آمریکا از این تصویرسازی های غلط را، «القای در موضع قدرت بودن آمریکا» دانسته و خاطرنشان می کنند: "با وجود قدرت سخت افزاری آمریکاییها، واقعیت آن است که آنها در موضع قدرت نیستند زیرا عامل اصلی و تعیین کننده قدرت در تقابل های جهانی، «قدرت نرم افزاری» به معنای منطق، استدلال و حرف نو است که آمریکا در این موارد بشدت ضعیف است و بدلیل فقدان منطق و استدلال، بر مبنای زورگویی سخن می گوید."
حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان می کنند: "این خیالات، انسان را به یاد سخنان چهل سال قبل آمریکاییها و نوکران آنها در داخل می اندازد که به یکدیگر مژده سرنگونی شش ماهه جمهوری اسلامی را می دادند اما اکنون چهار دهه از عمر نظام اسلامی گذشته است."
دشمن می خواهد ملت ایران را به این جمع بندی برساند که ایران در بن بست قرار گرفته است و هیچ راهی جز زانو زدن و تسلیم شدن در مقابل آمریکا وجود ندارد.
امروز بسیاری از تحلیلگران و نظریه پردازان انقلاب های جهان بر این نکته اتفاق نظر دارند که نظام جمهوری اسلامی ایران توانسته است با وجود انبوه فشارها و توطئه ها از جنگ تحمیلی تا محاصره اقتصادی و تحریم های گسترده ظالمانه، جایگاه خود را به عنوان انقلابی با ثبات و اثر گذار تثبیت کند و به راه خود ادامه دهد و دهه پنجاه انقلاب را نیز با تکیه بر ارزش های انقلابی به سال های افتخار و پیروزی ملت ایران تبدیل خواهد کرد.
«بی.کی. شرما» تحلیلگر برجسته امور بین الملل در مورد نقش ایران در تضمین صلح و ثبات در خاورمیانه می گوید: "آمریکا بخوبی از نقش حیاتی ایران در محاسبات راهبردی منطقه ای مطلع است ولی رشد ایران را به عنوان خطری برای منافع ملی آمریکا و متحدان این کشور یعنی اسرائیل و عربستان سعودی تلقی می کند. ایران، بدون توجه به تحولات آتی، همچنان یک بازیگر راهبردی مهم در منطقه بوده و در آینده نیز خواهد بود."
رهبر معظم انقلاب سال گذشته در بیاناتی در دیدار هزارن نفر از دانشآموزان و دانشجویان با اشاره به اذعان بسیاری از سیاسیون و جامعه شناسان معتبر دنیا مبنی بر فرسوده شدن و از بین رفتن «قدرت نرمِ» آمریکا گفتند: "قدرت نرم آمریکا به معنای «اقناع و قبولاندن نظر خود به کشورهای دیگر»، اکنون در ضعیفترین موقعیت ممکن قرار دارد و بخصوص از زمان روی کار آمدن رئیس جمهور فعلی آمریکا نه تنها ملتها بلکه دولتهای اروپا، چین، روسیه، هند، آفریقا و آمریکای لاتین نیز با تصمیمهای آمریکا صراحتاً مخالفت میکنند."