بررسی مطبوعات کابل 19 اسد
-
مطبوعات افغانستان
بررسی روزنامه های چاپ امروز (سه شنبه) در کابل
سرنوشت انتخابات و ماهیگری کشورهای آزمند عنوان سرمقاله ی روزنامه ی چراغ است که در آن چنین آمده است :
کمیسیون مستقل نظارت بر تطبیق قانون اساسی گفته است که رییس جمهور می تواند فرمان تقنینی جدید را در مورد قانون تشکیل، صلاحیت ها و وظایف کمیسیون مستقل انتخابات بدون نیاز به فرستادن به مجلس نمایندهگان صادر و آن را نافذ کند.دولت افغانستان در تلاش است قانون اصلاح و نظارت بر انتخابات را اعلام و به مرحله اجرا برساند، اما از سویی واشنگتن در تلاش است با دخالتهای خود در امور داخلی افغانستان اوضاع را به نفع خود پیش ببرد.
باراک اوباما رئیس جمهور امریکا در ماههای گذشته با صدور حکمی اختیارات نیروهای امریکایی در افغانستان را افزایش داد تا آن گونه که اوباما مدعی شده است " این نیروها بتوانند همراه با نیروی اردوی افغانستان در مبارزه با گروه طالبان نقش موثرتری داشته باشند." امریکا برنامههای استراتژیک و بلند مدتی را در افغانستان دنبال میکند و برای رسیدن به این اهداف باید برخی مقامات کشور را از دولت حذف نماید.
و حکومت درست جنگیدن را بیاموزد عنوان سرمقاله ی روزنامه ی ماندگار است که در آن چنین آمده است :
اگرچه سخنگویانِ حکومتی و خبرنامههای رسمی همواره سعی دارند دامنۀ جنگها را محدود و شمارِ شهدا را ناچیز و اوضاع را «تحت مدیریت» جلوه دهند، اما این پنهانکاری و احیاناً مصلحتنگری، چیزی از حجمِ مصیبتِ وارده بر مردم نمیکاهد جنوب تا شمال و شرق تا غرب را جنگ و بیدادِ تروریستانِ طالبی و داعشی درنوردیده و حکومت هنوز خونسردانه از صلح سخن میگوید و جستهوگریخته نیز فرمانِ جنگ میدهد؛ حال آنکه نه صـلحی وجود دارد و نه فرمانی فیصلهبخش برای جنگ و سرکوبِ قاطع دشمن. سالهاست که حکومت سربازان و سردارانِ صادق و شجاعِ کشور را بهجای جنگ، به باتلاقِ معامله و تزویر سوق میدهد؛ به این ترتیب که آنها را در برنامۀ جنگی توظیف و مصروف میکنند که در آن، ارادهای به نابودیِ دشمن وجود ندارد و چه بسا که جانِ دشمن، عزیزتر از جانِ سربازِ رشید وطن است.
ماندگار می افزاید :
نامِ دیگرِ این جنگ، جنگِ فرسایشیست؛ جنگی که در آن منافعِ استخباراتِ بیرونی و علایق تباریِ برخی حلقاتِ عالی قدرت، دستوپای سربازانِ میهن را میبندد و به آتشِ جنگِ دشمن بقا میبخشد.
و چرا طالبان قدرتمند تر می شود عنوان سرمقاله ی روزنامه ی افغانستان است که در آن چنین آمده است :
علیرغم شعارهایی که داده می شود، ناامنی همه روزه دامنه دار شده و مناطق بیشتری را تحت تأثیر قرار می دهد. بر خلاف آنچه ادعا می شود، طالبان ابتکار عمل بیشتری در راه اندازی عملیات ها، گروگانگیری ها، حملات تروریستی و کنترل جاده ها و سرک ها دارند. ناامنی تا چند سال قبل به چند ولسوالی محدود می شد، اما امروزه بسیاری از ولایت های کشور را دربر گرفته است.
در پایان نویسنده می افزاید :
سیاست حکومت همواره در قبال گروه های تروریستی متفاوت و دوگانه بوده است. در حالی که بیشترین کشتارها، انفجارها، انتحارها، گروگانگیری ها و کارگزاری مین های کنار جاده از سوی طالبان سازماندهی شده است و مسؤلیت نود فیصد حملات خونین را گروه طالبان به عهده می گیرد؛ اما حکومت طالبان را گروه تروریستی نمی داند. این که چرا با طالبان به عنوان گروه تروریستی برخورد نمی شود و چرا در قبال خشونت ها و کشتارهای طالبان، سیاست تساهل، گذشت و مدارا در پیش گرفته می شود؟ سؤالی است که سال ها ذهن مردم افغانستان را به خود مشغول داشته است. حکومت وحدت ملی گرچند سیاست های روشنی را در قبال سایر گروه های تروریستی اتخاذ کرده است، ولی باز هم برخورد حکومت در برابر طالبان از وضاحت و شفافیت برخوردار نیست. دلیل عمده قوت طالبان در همین سیاست های چند لایه نهفته است و نه در ناتوانی نیروهای امنیتی.