بررسی مطبوعات چاپ کابل 3 ثور 96
"پیامدهای حملات خونین انتحاری" ، "مسوولان نهاد های کشفی مورد باز پرس جدی قرار بگیرند" و "درد جانکاه مردم و قلب سنگی حکومت" عناوین سرمقاله روزنامه های مهم امروز چاپ کابل است که در ادامه میخوانید:
روزنامه افغانستان در سرمقاله ای تحت عنوان "پیامدهای حملات خونین انتحاری" چنین نوشته است :
حمله بر قول اردوی 209 شاهین که منجر به کشته و زخمی شدن ده ها سرباز و افسر اردوی ملی گردید، یک ضربه بزرگ نظامی برای حکومت افغانستان به شمار می آید.
اگرچه نیروهای امنیتی در هر حالت برای فداکاری و مقابله با دشمن آمادگی دارند و روزانه ده ها تن از این نیروها در جبهه های جنگ با هراس افگنان جان شان را از دست می دهند، اما تلفات سنگین این نیروها در اثر حملات انتحاری و آن هم در درون پایگاه شان یک ضربه جبران ناپذیر نظامی به حساب می آید.
برای تربیت و آموزش نیروهای اردوی ملی سال ها وقت لازم است تا ظرفیت های مسلکی و توانایی های نظامی آنان به حد مطلوب برسد.
از اینرو جان هر سرباز برای حکومت و مردم افغانستان بسیار ارزشمند بوده که تدابیر معقول برای جلوگیری از افزایش تلفات نیروهای امنیتی را الزامی می سازد.
نویسنده می افزاید : گاه دوگانه و متفاوت به گروه طالبان و سایر گروه های هراس افگن غیر قابل توجیه بوده و با واقعیت های عینی کشور مطابقت ندارد.
این حملات به صورت واضح حقانیت سیاست های شفاف و واضح حکومت وحدت ملی را در برابر دشمنان افغانستان به اثبات می رساند و نشان می دهد که تعریف حکومت از دوست و دشمن با واقعیت های سیاسی و امنیتی کشور سازگاری دارد.
به همین دلیل مردم افغانستان از رویکرد جدید امنیتی، حمایت و پشتیبانی می کنند و آن را برای مؤفقیت مبارزه باتروریزم مؤثر می دانند.
"مسوولان نهاد های کشفی مورد باز پرس جدی قرار بگیرند" عنوان سرمقاله روزنامه ی آرمان ملی است که در آن چنین آمده است :
رخداد قول اردوی 209 شاهین بیانگر آن است که در دم و دستگاه این نهاد نیز کاستی و ضعف مدیریت به حدی جدی است که تروریستها ملبس با یونیفورم نظامی بی آن که شناخته شوند قادر می گردند تا از نقاط مهم عبور کنند و با انجام حمله انتحاری با موتر بمب، موانع را از میان برداشته و در میان نماز گزاران با مسلسل شلیک های پی در پی نموده، ده ها تن از سربازان و افسران را به شهادت برسانند. این حادثه نباید با این سادگی قضاوت شود.
آرمان ملی می افزاید :
ضعف مدیریت و نبود رهبری درست در قول اردوی 209 شاهین سبب شده است که دشمن با مهارت خاص، خود را به میان این جزوتام رسانیده و دست به حمله تهاجمی غافلگیرانه ای بزند.
باید وزارت دفاع اگر ریگی در کفش ندارد، این ماجرا را با جدیت تحقیق و بررسی نموده و ریشه ی ماجرا را بیابد.
معلوم است که دراین ماجرا کسانی ضعیف عمل کرده و وظایف شان را به درستی انجام نداده اند.
این افراد باید شناسایی شده و به کیفر برسند.
فرمانده قول اردو، معاونین و مسؤولان نظام قراول و پاسگاه های کنترولی تا دروازه قول اردو و حتی مسؤولان کشفی و امنیتی این نهاد باید مورد باز پرس قرار گرفته و در تناسب با درجه مسؤولیت های شان مجازات شوند.
و به سر اغ روزنامه ی ماندگار می رویم که در سرمقاله ای تحت عنوان "درد جانکاه مردم و قلب سنگی حکومت" چنین نوشته است :
چندی پیش، حادثۀ شفاخانۀ چهارصد بستر نیز به همین صورت و شاید با ابعادی فاجعه بارتر به وقوع پیوست و نوکِ پیکانِ اعتراضهای وسیعِ مردمی را متوجه حکومت و کارکردهایِ امنیتی و سیاسیاش در قبالِ طالبان و تروریسم ساخت.
این وضع اگرچه به استیضاح وزرای امنیتی انجامید اما ارگ ریاستجمهوری با صد حیله و روش، آنها را از تیغِ مجلس به سلامت عبور داد.
اکنون هنوز داغِ جانباختهگانِ آن حادثه تازه و جوشان است که حادثۀ فاجعهبارِ بلخ در سایۀ ناکارگیِ نهادهای امنیتی و سیاستِ تروریستپرورِ ارگ به وقوع پیوسته و این حقیقتِ تلخ را توشیح کرده که مرگ و شکنجۀ مردم و سنگدلی حکومت، سریالِ دنبالهدارِ این سرزمین است؛ سریالی که اگرچه هر روز و هر شب تکرار میشود، اما جویِ خونِ جاری از آن هر روز بر تازهگی و سرخیِ آن میافزاید.
در پایان ماندگار می افزاید : در یک سویِ این داستان، مردمِ فقیر و رنجدیده ای قرار دارند که بیخبر از بازیها و سیاهبازیهایِ دنیای سیاست فرزندانشان را برای خدمت به وطن راهی جبهه ها و اقامتگاههای نظامی کردهاند و در سوی دیگر، حکومتی قرار دارد که به صد حیله و بازی استخباراتی آلوده شده و در چنین فضایی، از ستون پنجمِ دشمن میزبانی میکند و در بهترین حالت، شمارِ قربانیان را ثبت و بر اساس آن، پیامِ همدردی و تسلیت صادر میکند؛ پیام تسلیت و همدردییی که نه دلآسا است و نه راهگشا، بلکه حکایت از بیدردی و بیخیالیِ حکومت دارد.