بررسی مطبوعات چاپ کابل 5 ثور 96
"فراخوان آجندای ملی و هم آوایی مردم"،" سرقوماندان اعلی نیز از مردم معذرت بخواهد " و "باید با منبع تروریسم مبارزه کرد " عناوین مهم سر مقاله نشریات چاپ کابل بود که در ادامه می خوانید:
"فراخوان آجندای ملی و هم آوایی مردم" عنوان سرمقاله ی روزنامه ی ماندگار است که در آن چنین آمده است :
روز دوشنبه، مجلسِ بزرگِ فراخوانِ ملی از سوی کنفرانسِ آجندای ملی با شرکتِ صدها تن از نخبهگانِ سیاسی و نمایندهگانِ فکریِ مردم از طیفهای مختلفِ جامعۀ افغانستان، در شهرِ کابل برگزار گردید.
کنفرانس آجندای ملی چند مورد را به عنوانِ محور اصلیِ فراخوانِ بزرگِ روز دوشنبه مورد تأکید قرار داده است.
یکی از آن موارد، بازخوانی ساختار سیاسیِ نظام و مشارکتِ عادلانۀ قدرت و ایجاد یک دولتِ ملی و زعامتِ ملیست تا موج توسعۀ ملی از پیرامون به مرکز تحقق یابد.
ماندگار می افزاید :
مورد دوم اینکه جنگ وصلح در افغانستان قبل از همه چیز، یک معضلِ درونیست که کلیدِ آن به دستِ نخبهگان کشور است.
به عبارت دیگر، فقط با اجماع ملی و فراقومی ساختنِ پروسۀ صلح، میتوان به ثبات و آرامشِ پایدار دست یافت.
این کار اما مستلزمِ تعریفِ میکانیسمی قابلِ قبول برای صلحخواهیِ تمام مردمِ افغانستان است؛ میکانیسمی که از حقوق اساسی، آزادیهای مدنی، حقوق زنان و ارزشهای انسانیِ همۀ شهروندانِ برابر در کشور پاسداری کند.
اینگونه هم میتوان با تروریسم برخورد قاطع کرد و هم میتوان جادۀ صلح را هموار کرد.
" سرقوماندان اعلی نیز از مردم معذرت بخواهد "عنوان سرمقاله ی روزنامه ی آرمان ملی است که در آن چنین آمده است :
پس از فشارهای زیاد به ویژه توسط کاربران شبکه های اجتماعی در رابطه به حادثه خونین قول اردوی شاهین در ولایت بلخ که تعداد زیادی از سربازان کشور شهید و زخمی شدند، دیروز وزیر دفاع و رییس ستاد ارتش ظاهراً استعفا دادند اما در رخداد غم انگیز و مرگبار قول شاهین، نهادها و افراد دیگری هم مقصر اند که باید استعفا بدهند و یا دست کم از مردم معذرت بخواهند و به کم کاری و ضعف شان اعتراف بدارند.
رییس جمهوری افغانستان که همواره به سرقوماندان اعلی بودن خود افتخار می کند باید بپذیرد که در این رخداد مقصر است.
به همین گونه مجلس نمایند گان، نهاد دیگری است که در قضیه قول اردوی شاهین و رخدادهای غم انگیز و مرگبار دیگر مقصر شناخته می شود.
همین مجلس نمایندگان بود که به مسؤولان نهادهای امنیتی پس از حادثه بیمارستان چهارصد بستر رأی اعتماد مجدد داد.
آرمان ملی می افزاید :
در این حادثه تروریستان در داخل نفوذ کرده بودند و گفته می شود در همان روز ، بسیاری از سربازان به بهانه های گوناگون خلع سلاح شده بودند.
اگر همکاری از داخل این قطعه نظامی با تروریستان صورت نمی گرفت، بعید بود که هراس افگنان با جرأت به داخل قول اردو شوند و تعداد زیادی را به شهادت برسانند.
با توجه به این ملاحظات، باید نهادهای دیگر پس از استعفای این دو مقام وزارت دفاع به گناه شان اعتراف کنند و تحت تعقیب عدلی قرار گیرند.
زیرا تنها استعفا در چنین حالات بسنده نمی باشد و کسانی که غفلت کرده اند و در کار و وظایف شان اهمال ورزیده اند باید مجازات هم شوند.
و به سراغ روزنامه ی انصار می رویم که در سرمقاله ای تحت عنوان "باید با منبع تروریسم مبارزه کرد " چنین نوشته است :
با وجود اینکه بیش از 15 سال از سقوط طالبـان از قدرت در افغانستان و مداخلهی نظامی بین المللی میگذرد؛ امّا متأسفانه سقوط آنهـا از قدرت موجب نابودی این گروه نشده است.
مبارزه با طالبان یکی از مهم ترین چالشهـای امریکا، ناتو، دولت و بالطّبع جامعهی جهانی است.
تجربه 15 سال گذشته نشان میدهد که مشکل حل نشدنی نا آرامیهـای افغانستان تنها از طریق نظامی حل نمی شود؛ بلکه راهکارهای سیاسی نیز باید در نظر گرفته شود؛ زیرا هیچ صلحی بدون آشتی و تجدید رابطه میان دشمنان سابق، به وجود نخواهد آمد.
طرح صلحی که به وسیلۀ دولت وحدت ملی و چه در دورۀ حکومت قبلی به وسیلهی کرزی به رهبران طالبانِ مخالف دولت ارائه شد موفّق نبوده است زیرا بخش اعظمی از ناکامی در صلح، مربوط به عدم تمایل پاکستان و دیدگاه طرفدارانه آنهـا نسبت به طالبان میشود و بنابراین هر اقدامی برای صلح، تا زمانی که پناهگاههـای امن در پاکستان برای طالبان مهیّاست، به شکست خواهد انجامید.
در پایان انصار می افزاید :
برای این که ایالات متحده و متحدانش نزاع افغانستان را که به بن بست رسیده، به پایان رسانند و به کشور ثبات ببخشند، باید تلاشی هماهنگ و مشترک جهت مبارزه با دلایل ریشهای شورش طالبان صورت دهند، نه این که درصدد رفع اثرات آن باشند و به ظواهر بپردازند.
جهت انجام این امر، آنهـا باید عملیات ضدّ شورش گستردهای را در مناطق قبیلهای پاکستان انجام دهند که به معنای تجاوز نظامی بر حاکمیت پاکستان نیست؛ زیرا ظاهراً این کشور بخشی از جنگ علیه تروریسم است.
به علاوه، استفاده از نیروهای مسلّح و هدف قرار دادن منبع تهدید، عملاً زمینه را برای مذاکره با طالبان میانه رو فراهم خواهد کرد؛ زیرا ماهیّت شورشهـا و ناآرامیهـای افغانستان حاکی از آن است که کلیهی تلاشهـای موفّقیّت آمیز جهت مذاکره و برقراری صلح باید از موضع قدرت انجام پذیرد و نه از موضع ضعف. در نتیجه، طالبان یا باید به صلح تن دهند یا به نابودی.
اگر این امر صورت نگیرد، جنگ در افغانستان پایان ناپذیر خواهد بود تا جایی که دولت افغانستان با خطر سقوط مواجه خواهد شد و باید بار بار شاهد حوادث تلخ و جانکاهی چون دهدادی ولـایت بلخ باشیم.