بررسی مطبوعات چاپ کابل 6 ثور 1396
https://parstoday.ir/dari/radio/afghanistan-i37286-بررسی_مطبوعات_چاپ_کابل_6_ثور_1396
"راه دشوار مبارزه با فساد "،" ارگ از تکروی دست بکشد" و "فراخوان ملی در بحبوحه ی بحران های تازه" عناوین سرمقاله روزنامه های مهم چاپ کابل است که در ادامه میخوانید:
(last modified 2023-09-27T07:19:12+00:00 )
ثور 06, 1396 05:23 Asia/Kabul
  • بررسی مطبوعات چاپ کابل 6 ثور 1396

"راه دشوار مبارزه با فساد "،" ارگ از تکروی دست بکشد" و "فراخوان ملی در بحبوحه ی بحران های تازه" عناوین سرمقاله روزنامه های مهم چاپ کابل است که در ادامه میخوانید:

"راه دشوار مبارزه با فساد "عنوان سرمقاله ی روزنامه ی افغانستان است که در آن چنین آمده است :

دفتر نمایندگی ملل متحد در افغانستان دیروز 5 ثور گزارشی را تحت عنوان «مبارزه افغانستان با فساد؛ میدان نبردی دیگر» منتشر کرده است که نشان می دهد دولت افغانستان در امر مبارزه با فساد پیشرفت قابل ملاحظه ای داشته است.

در این گزارش به تلاش های دولت افغانستان در زمینه کنترل مدیریت مالی عامه به خصوص در پنج وزارتی که بیشترین سروکار را با امور مالی دارد اشاره شده و پیشرفت ها در این عرصه را قابل ملاحظه توصیف کرده است. قبلا نیز گزارشی از سوی سازمان بین المللی شفافیت منتشر شده بود که نشان می داد افغانستان در طی یک سال در زمینه بهبود وضعیت از نظر مبارزه با فساد هفت پله صعود کرده است.

نویسنده می افزاید :

گزارش ها و هم چنین وضعیت در درون حکومت از نظر تدوین پالیسی ها و تطبیق آن ها نشان می دهد که حکومت افغانستان تصمیم جدی دارد که با فساد مبارزه کند.

همه کسانی که حتی انتقادات تند نیز از حکومت دارند، بر این معترف هستند. به خصوص که ذهنیت عمومی بین حکومت قبلی که غرق در فساد بود و حکومت فعلی که عزم جدی مبارزه با فساد دارد، مقایسه می کند و نشانه های مبارزه با فساد امیدواری ها را بیشتر کرده است

اما باید اذعان داشت که هنوز مسیر طولانی در نابود کردن مجاری فساد فراروی مردم و دولت افغانستان وجود دارد و رفتن به سوی یک جامعه عاری از فساد راه بسی دشواری است

" ارگ از تکروی دست بکشد" عنوان مطلبی از روزنامه ی آرمان ملی است که در آن چنین امده است :

در بحبوحه افزایش بد امنی و خطر سقوط برخی از ولایت ها به دست دشمن، ارگ شدید تر از پیش بر طبل انحصار گری های خویش می کوبد و به جان اقوام افغانستان افتاده است.

بیشترین کارکنان و حلقات مهم در ارگ به یک قوم خاص تعلق دارند. رییس جمهوری پس از سفر مشاور امنیت ملی امریکا به کابل بلافاصله احمدضیا مسعود را که به عنوان مشاور ارشد دولت در امور اصلاحات و حکومت داری خوب برگزیده شده بود، از کارش برکنار کرد.

این در حالیست که از یک و نیم سال به این سو، به انزوا کشیدن معاون اول ریاست جمهوری را آغاز کرده بود و اینک این روند را به شدت دنبال می کند .

آرمان ملی می افزاید :

ارگ حتی اجازه نمی دهد که اخبار مربوط معاون اول ریاست جمهوری از طریق تلویزیون به اصطلاح ملی به نشر سپرده شود.

این ها همه نشانه هایی آن است که ارگ نمی خواهد به پالیسی حکومتی که به نام وحدت ملی دو سال و نیم پیش شکل گرفته بود، وفادار بماند.

ارگ تا حال به هیچ یک از مواد توافقنامه حکومت وحدت ملی از روی عمد عمل نکرده است؛ زیرا نمی خواهد قدرت را به گونه عادلانه در میان اقوام ساکن در این کشور تقسیم کند، چیزی که در عدم اجرای انتخابات پارلمانی و شورا های ولسوالی ها نیز متبارز است تا نصابی برای تشکیل لویه جرگه باصلاحیت شکل نگیرد.

ارگ عمداً می خواهد به همین منوال تا دوسال دیگر نیز به پیش رود و از این که در کشور پست صدارت ایجاد گردد بیم دارد؛ زیرا در آن صورت برخی از وظایف و صلاحیت ها به این پست انتقال می یابد که به دلخوشی های  ارگ جور در نمی آید.

و به سراغ روزنامه ی ماندگار می رویم که در مطلبی تحت عنوان "فراخوان ملی در بحبوحه ی بحران های تازه"  چنین نوشته است :

فراخوانِ ملی‌ای که در کابل از سوی کنفرانس آجندای ملی با شرکت شمارِ زیادی از نخبه‌گان و سیاسیون در فضای پُرآشوبِ سیاسی برگزار شد، می‌تواند تکانه‌یی مهم در راستای تحلیل و شناختِ وضعیتِ بحرانیِ موجود به شمار رود.
افغانستان از سه سال به این‌سو خلافِ آن‌چه که از سوی دولت‌مردانِ کشور وعده داده می‌شد، وارد فاز بحرانِ تازه شده است؛ بحرانی که به‌آهسته‌گی در انتخابات سال ۱۳۹۳ نطفه بست و با جان گرفتن در میان اختلافاتِ سیاسی و فکری دو تیم، حالا به معضلی کلان و عمیق در مناسباتِ قدرت در کشور تبدیل شده است .

در پایان ماندگار می افزاید:
در انتخابات سال ۱۳۹۳ که دیگر حامد کرزی رییس‌جمهوری پیشین بر اساسِ قانون اساسی کشور نمی‌توانست در آن شرکت ورزد، گمانِ غالب این بود که افغانستان با رها شدن از این سیاست‌مدارِ نه چندان دوراندیش و به‌شدت فرصت‌طلب، شاید موفق شود گام‌های تازه‌یی در راستای مردم‌سالاری و شایسته‌سالاری بردارد که کشور را از چنگال بحران‌های شکل گرفته در زمان زمام‌داریِ او نجات دهد.

اما متأسفانه دولتِ پساکرزیی، خود به معضلی تازه و اختاپوسی در مناسباتِ قدرت تبدیل شد.

حالا افغانستان نه تنها که از میراثِ شومِ به‌جا مانده از دورۀ کرزی رها نشده، بل با بحران‌های ویرانگرِ دیگری نیز روبه‌رو است که می‌تواند هستی و موجودیتِ آن را به مخاطره اندازد..