برخورد درست با نعمتها و بلاها
گاهی خدای متعال به یک قومی، به یک جامعهای نعمت عطا میکند، آنها شکرِ نعمت نمیکنند! فرض کنید خداوند به یک ملتی و کشوری ثروت و قدرت و امکانات مادی و معنوی می دهد. اما آنها به جای اینکه از این ظرفیت های خدادای استفاده کنند و نعمت ها را در جای خود مصرف کنند و سعادت خود را با آن تامین کنند، دچار غفلت و رفاه زدگی و اسراف می شوند که اینها کفران نعمت است.
گاهی خدای متعال به یک قومی، به یک جامعهای نعمت عطا میکند، آنها شکرِ نعمت نمیکنند! فرض کنید خداوند به یک ملتی و کشوری ثروت و قدرت و امکانات مادی و معنوی می دهد. اما آنها به جای اینکه از این ظرفیت های خدادای استفاده کنند و نعمت ها را در جای خود مصرف کنند و سعادت خود را با آن تامین کنند، دچار غفلت و رفاه زدگی و اسراف می شوند که اینها کفران نعمت است. بدین ترتیب این نعمت ها وزر و وبال می شود. زیرا این ثروتی که به جای اینکه باعث پیشرفت آنها شود ، موجب غفلت آنها و تعطیل شدن باب خلاقیت و سازندگی و خلاقیت در میان آنها می شود.
نقطه مقابل نیز وقتی است که خداوند قومی را به بلا و مصیبت دچار می کند. فرض کنید جنگ و یا زلزله ای ویرانگر برای قومی وارد می شود. اما این قوم صبر می کنند. صبر به این معنا نیست که فقط بنشینند و کاری نکنند و تحمل کنند. بلکه صبر کردن به معنی پایداری، ایستادگی و مقاومت است. به این معنی که در برابر حوادث احساس شکست به خود راه نمی دهند و تلاش می کنند. بدین ترتیب همین جنگ و زلزله برای اینها نعمت می شود . مثلا به فکر می افتند به یکدیگر کمک کنند و خانه های خود را در برابر زلزله مستحکم کنند. بنابراین هر در مقابل نعمت الهی و هم در مواقع بلا و مصیبت، باید درست برخورد کرد.