بررسی مطبوعات کابل 10 ثور
آیا حکمتیار تغییر کرده است یا نه
روزنامه ی ماندگار در سرمقاله ای تحت عنوان آیا حکمتیار تغییر کرده است، چنین نوشته است:
گلبدین حکمتیار از رهبرانِ پیشینِ جهادی و یکی از چهرههای ناراضی از نظامهای پساکمونیستی، سرانجام از پاکستان به افغانستان رسید و در ولایت لغمان در میانِ دهها تن از هوادارانش سخنرانی کرد و ظاهراً به روند صلح پیوست. این دومینبار در بیستوپنج سالِ اخیر است که آقای حکمتیار به روند صلح میپیوندد. بار نخست پس از راکتبارانِ چندینسالۀ کابل، سرانجام به دولت استاد ربانی تسلیم شد اما دوباره به صف طالبان پیوست. اما اینبار آقای حکمتیار باز از صلح سخن گفته و طالبان را نیز به صلح دعوت کرده است. در عین حال، او حرفهایی به زبان رانده که میتواند برای مردم نگرانکننده باشد.
سخنان متضادِ حکمتیار دربارۀ صلح و جنگِ دولت به گونهیی بود که نشان داد که او هنوز هم برنامههایِ خشنی در ذهن دارد. او در بخشی از سخنانش، دولت افغانستان را «نهادهای عاریتی» خواند و گفت: وقتیکه به شوروی تسلیم نشده باشم، به این نهادِ عاریتیِ دیگران هم تسلیم نشدهام. او در عین حال به روسیه به عنوان وارث شوروی، اخطار داد که نباید در تلاشِ ایجاد یک دولتِ دستنشانده در افغانستان باشد.
ماندگار می افزاید:
در یک قضاوتِ مقدماتی، دیده میشود که در بینش و منشِ آقای حکمتیار نسبت به گذشته، تغییر و اصلاحِ جدییی به میان نیامده است؛ اما اینکه بخواهیم بهصورتِ قاطع دربارۀ شومی یا مبارکیِ بازگشتِ این شخصیت به کشور حُکم صادر کنیم، کمی زود از وقت به نظر میرسد. به هر حال، آقای غنی و دولتِ موجود هدفهایی زیادی از آوردنِ آقای حکمتیار در سر دارند و تعهداتی نیز دو جانب برای اصلاحِ امورِ کشور به یکدیگر سپرده و امضا کردهاند. البته نقشِ پاکستان و امریکا نیز در آیندۀ این تعهدات مهم ارزیابی میشود. انتظار مردم این است که آقای غنی، حکمتیار، امریکاییها و پاکستانیها از بحثِ صلح معرکهیی تازه علیه ثباتِ نیمبندِ افغانستان نسازند.
و درس های یک مجاهد عنوان سرمقاله ی روزنامه ی افغانستان است که در آن چنین امده است:
سخنان حکمتیار به طور روشن چالشی در برابر همسنگران سابقش تلقی میگردد. به نظر میرسد حکمتیار با ویژگیهای شخصیتی که دارد از این پس یک سامانه چالشی در برابر دیگر رهبران جهادی ایجاد خواهد کرد. بسیاری از کاستیها و نقصهایی که در زندگی شخصی و سیاسی رهبران جهادی وجود داشته است در زندگی حکمتیار وجود ندارد. مهمترین نقدهایی که تا کنون بر رهبران مجاهدین وجود داشته است، معاملات پی در پی سیاسی، زراندوزیهای غیر قانونی، به وجود آوردن نوعی اشرافیت جهادی در میان فرزندان شان و بروز برخی ناهنجاریهای اخلاقی در زندگی شخصی برخی از آنها بوده است.
نویسنده می افزاید:
مهم ترین درسهایی که حکمتیار برای طالبان و شورشیان مسلح داشت نیز جالب بود. او تاکید کرد که جنگ طالبان علیه دولت و به خاک و خون کشیدن مردم بی دفاع نامشروع است و آنها باید از جهالت و غرور دست بکشند. او همچنین به شورشیان مسلح گفت که باید به انتخابات گردن نهیم و از کشتار کودکان، زنان و مردم بیدفاع در مراکز دینی و عبادی خودداری کنیم.
و به سراغ روزنامه ی انصار می رویم که در سرمقاله ای تحت عنوان انقلاب خاموش در پاریس، حذف احزاب سنتی از صحنه ی اجرایی فرانسه چنین نوشته است:
سرانجام انتخابات ریاست جمهوری فرانسه برگزار شد. (امانوئل ماکرون) و (مارین لوپن) به ترتیب توانستند با کسب ۲۳.۷ درصد و ۲۱.۷ درصد آرا به دور دوم و نهایی رقابتهای انتخاباتی راه پیدا کنند.
هم اکنون رسانههـای فرانسوی و اروپایی بر روی دور دوم رقابتهای انتخاباتی در فرانسه متمرکز شده اند. به عبارت بهتر، تمرکز اصلی رسانههـا و تحلیلگران اروپایی بر روی رقابت نهایی میان ماکرون و لوپن است.
این در حالی است که برگزاری انتخابات ریاست جمهوری فرانسه نقطه آشکارساز حذف احزاب سنتی از معادلات اجرایی و سیاسی پاریس، حداقل طی ۵ سال آینده است.
در پایان انصار می افزاید:
آنچه در جریان انتخابات ریاست جمهوری فرانسه رخ داده؛ نوعی انقلاب خاموش محسوب میشود. طی دهههـای گذشته، قدرت اجرایی و سیاسی در فرانسه همواره میان دو حزب سوسیالیست و راست میانه (جمهوریخواه) در حال گردش بود. افرادی مانند (میتران)، (ژاک شیراک)، (سارکوزی) و (اولاند) هر کدام به یکی از این دو جریان تعلق داشتند.
اساسا کمتر کسی در فرانسه تصور میکرد که روزی انتخابات دور نهایی ریاست جمهوری در این کشور بدون حضور نامزدهای سوسیالیست و جمهوریخواه برگزار شود.