بررسی مطبوعات کابل 12 ثور
جامعه ی جهانی و ضرورت بازنگری استراتیژی حضور
جامعه ی جهانی و ضرورت بازنگری استراتیژی، حضور عنوان سرمقاله ی روزنامه ی افغانستان است که در ان چنین امده است:
بیش از سه دهه است که افغانستان دچار بحران های سیاسی، امنیتی و اجتماعی است. در این که چه عواملی باعث ایجاد و تداوم بحران در افغانستان شده است، حرف و حدیث های بسیاری وجود دارد. بحران افغانستان خود تبدیل به بخشی از تاریخ شده است و اکنون باید در باره یک تاریخ نوشت؛ اما به نظر می رسد یکی از مهم ترین عوامل تداوم بحران در کشور ما به خصوص در دو دهه اخیر، گسست های پی در پی در حضور و غیاب جامعه بین المللی و کشورهای تاثیر در معادلات افغانستان بوده است.
نویسنده می افزاید:
افغانستان در طی سال های اخیر گاهی به فراموشی سپرده شده است و گاهی در محراق توجه قرار گرفته است. تصمیم ناتو در مورد افزایش نیرو و نیز جدی تر شدن ایالات متحده در مبارزه با تروریسم و هم چنین افزایش تلفات نیروهای امنیتی افغانستان بر اساس گزارش سیگار، حاکی از ضرورت تغییر در استراتیژی حضور است.
و کرزی چه کاره ی مملکت است، عنوان مطلبی از روزنامه ی ماندگار است که در آن چنین امده است:
حامد کرزی رییس جمهوری پیشینِ افغانستان هرچند که دیگر در قدرت نیست و سه سال از این واقعه میگذرد، ولی همچنان در خوابِ ارگ به سر میبرد و گاه خودش را در کسـوت زمامدارِ بلامنازعِ این کشور میبیند. سخنان و رفتارِ آقای کرزی از زمانِ زمامداری تا حال تغییرِ چندانی نکرده و او همچنان به دید و بازدید با مردم، صادر کردنِ اعلامیه، سفرهای خارجیِ رسمی و غیررسمی ادامه میدهد.
فعال بودنِ افراد مؤثر در سیاست برای حلِ مشکلاتِ کشور جای نگرانی ندارد، ولی وقتی این افراد حدود و صلاحیتهای خود را فراموش میکنند، آنگاه فعالیتهایشان میتواند نگرانکننده و مخرب باشد.
ماندگار می افزاید:
دیده میشود که آقای کرزی هنوز موقعیتِ خود را پس از برکناری از کرسی ریاست جمهوریِ کشور بهدرستی درنیافته و فکر میکند که همچنان به عنوان مرجع تصمیمگیرنده میتواند در مورد مسایل کشـور حکم صادر کند. از جانب دیگر، حرف و حدیثهایی وجود دارند که آقای کرزی با نمایندهگانِ طالبان در قطر در تماسِ مستمر قرار دارد و تلاش میکند که این گروه را به گونهیی در راستایِ منافعِ خود اسـتفاده کند. اگر این گزارشها درست باشند، بدون شک مذاکراتِ مسکو نیز خالی از دردسر برای دولتِ افغانستان نخواهد بود؛ به خصوص اینکه حالا روسیه هم در پی منافع خود، طالبان را خطر جـدی به شمار نمیآورد و تلاش دارد که از این گروه در راسـتای منافعِ خود بهره ببرد.
و به سراغ روزنامه ی انصار می رویم که در سرمقاله ای تحت عنوان حمله ی موشکی صهیونیست ها به دمشق، دفاع از تروریسم توسط رژیم اشغالگر قدس چنین نوشته است:
اخیرا جنگندههـای اسرائیلی با دو موشک موضع نظامی ارتش سوریه را در قنیطره هدف قرار دادند و رسانههـای صهیونیستی این حمله را در پاسخ به سه خمپاره شلیک شده از خاک سوریه به منطقهای در جولـان اشغالی در شمال سرزمین اشغالی توجیه کردند. ادعایی که همانند حمله شیمیایی به خان شیخون فاقد هر گونه توجیه استراتژیک و نظامی برای انجامـ آن از سوی ارتش سوریه میباشد.
انصار می افزاید:
در واقع زمانی این حمله از سوی صهیونیستها به قنیطره شد که ارتش سوریه موفق به بازگشایی راه اصلی دمشق به قنیطره شد و این از لحاظ لجستیک به تسهیل انتقال تجهیزات و نیروهای نظامی از دمشق و قنیطره کمک میکرد و از همین رو به سوی اهرمـ زور رفت.
در واقع رژیمـ صهیونیستی در هر زمانی که نفس تروریستها به شماره میافتد و ارتش سوریه و نیروهای همپیمان آن در حال پیشروی هستند یا خود مستقیما وارد عملیات میشود یا امریکا را تشویق به حمله نظامی میکند.