بررسی مطبوعات کابل 13 ثور
-
مطبوعات کابل
رسانه های افغانستان و چالش های آزادی
روزنامه ی افغانستان در سرمقاله ای تحت عنوان رسانه های افغانستان و چالش های آزادی بیان چنین نوشته است :
13ثور/سوم ماه مي از سوي ملل متحد روز آزادي مطبوعات و آزادي بيان ناميده شده است. اين روز براي افغانستان از جهات مختلف داراي اهميت است. زيرا از يک سو در طي يکونيم دهه اخير که روندهاي دموکراتيک در حال شکل گرفتن بوده است، آزادي بيان و رشد رسانههاي آزاد به عنوان بزرگ ترين دستاورد به حساب ميآيد. به راستي که امروز اگر افغانستان چيزي براي گفتن داشته باشد، تنها در حوزه رشد رسانهها و آزادي بيان است. از سوي ديگر اين روزها سخنان آقاي حکمتيار يک بار ديگر باعث شده است که نگرانيهايي در مورد آزادي بيان و آزادي رسانه به وجود آيد. اگرچه گفتههاي رهبر حزب اسلامي تنها بيانگر نوع تفکر و ديدگاه وي در باره آزادي بيان است و نمي تواند به عنوان يک چالش مهم تلقي شود. ولي نشان از چالشهايي دارد که هنوز فراروي رسانهها و آزادي بيان وجود دارند.
نویسنده می افزاید :
آقاي حکمتيار اولا در موقعيت قوه اجرايي قرار ندارد و ثانيا بر اساس توافقنامه صلح، ارزشهاي اساسي نهفته در قانون اساسي را پذيرفته است. مهمتر اينکه ديگر افغانستان، افغانستان دهههاي گذشته نيست. شرايط بسيار تفاوت کرده است و نهادهاي مدني و رسانههاي افغانستان به قدري رشد کرده اند که ديگر هيچ شخص و يا نهادي توانايي مواجهه با آنها را ندارد. به همين خاطر تهديد آقاي حکمتيار به پاي تهديدهاي واقعي که هنوز در برابر رسانهها قرار دارند، نميرسد.
مبادا بدخشان کندز شود عنوان سرمقاله ی روزنامه ی ماندگار است که در آن چنین آمده است :
این روزها جنگ در ولایتهای تخار و بدخشان به شدتِ تمام جریان دارد و هر روز عدهیی را به کامِ مرگ میکشاند. در ولایت بدخشان ولسوالیهای زیباک، اشکاشم و بهارک مرکز ثقلِ درگیریهاست و هرازگاهی از سقوط و بازپسگیریِ مجددِ آنها باخبر میشویم. در تخار نیز جنگ به اندازهیی محسوس است که هرازچندی نیروهای طالبان در ولسوالی خواجه بهاءالدین که به مرکز مقاومت علیه طالب مشهور است، حضور مییابند. هماکنون جنگ در جزیرۀ استراتژیکِ درقد در ولایت تخار جریان دارد. طالبان چندین روز است که نیروهای دولتی در این ولسوالیِ مهم را به محاصره درآورده و در برابرِ تلاشها برای شکستاندنِ این محاصره مقاومت میکنند. گزارشها در ولایت بدخشان از سقوط ولسوالی زیباک و در معرضِ سقوط قرار داشتن چند ولسوالی دیگر خبر میدهد
ماندگار می افزاید :.
حکومت افغانستان باید به امنیتِ ولایتهای مرزی بهویژه ولایتهای مرزیِ شمالی، نگاهی استراتژیک داشته باشد و در تأمین امنیتِ شهروندانش، از سیاستِ جغرافیایی و جغرافیای سیاسی غافل نماند.
در افغانستان همواره بحثِ ستیز و رقابتِ قدرتها و شیوۀ در امان ماندن از آن، یک گفتمانِ غالب در مطالعاتِ امنیتی بوده است. اکنون که بحث صدور تروریسم و بازی بزرگ پیرامونِ آن در زمین افغانستان مطرح است، حکومت افغانستان باید بیش از گذشته به مطالعاتِ اکادمیکِ امنیتی در کشور توجه نشان دهد. ناامنی در شمالِ کشور و خطرِ صعود آن به حوزۀ کشورهای زیر نفوذ روسیه، همواره حساسیتِ این ابرقدرت را برانگیخته و حتا در ماههای پسین، روسیه را به کنشگری مرکزی در مسایل افغانستان بدل کرده است.
دولتِ موجود با اتکا به مدیریت، سیاست و دیپلماسیِ سالم، هم میتواند امنیتِ شهرها و ولایتهایش را تضمین کند و هم میتواند بهانه را از قدرتهای بیرونی برای حضورِ مستقیم و غیرمستقیم در جنگِ افغانستان بگیرد.
و به سراغ روزنامه ی آرمان ملی می رویم که در سرمقاله ای تحت عنوان مالیات سنگین کمر برخی از رسانه ها را خم کرده است چنین نوشته است :
13ثور/سوم مي برابر است با روز جهاني مطبوعات، از اين روز در کشورما نيز از سوي برخي از نهادهاي حمايت و دفاع از حقوق روزنامه نگاران، بزرگداشت به عمل مي آيد.
آزادي مطبوعات در کشور از ارزش هايي است که همه نهادهاي دولتي و خصوصي به آن مي بالند و رهبران حکومت آن را دستآورد بسيار با ارزش تلقي مي کنند. آزادي مطبوعات در افغانستان با وجود مشکلات و ضعف ها در منطقه نظير ندارد و بايد به آن اعتراف کرد.اما امروز که حدود شانزده سال از عمر مجدد آزادي مطبوعات در کشور مي گذرد، برخي از رسانه ها با مشکلات عديده يي مقابل مي باشند که بايد به آن توجه شود.برخي از رسانه ها به دليل مشکلات اقتصادي و تمويل نشدن شان، از فعاليت بازماندند.
در پایان آرمان ملی می افزاید :
درحال حاضر اخذ ماليات بسيار سنگين از سوي حکومت به بهانه هاي گوناگون، کمر برخي از رسانه ها را که از سوي نهادهاي بين المللي و يا ملي تمويل نمي شوند، خم کرده است.به همين دليل تعدادي از رسانه ها نمي توانند به فعاليت رسانه يي شان ادامه دهند و يا به زودي در نيمه راه جان خواهند داد.برخي از نهادهاي بين المللي به تمويل چند رسانه محدود که با آنها زد و بند دارند بسنده کرده اند و حاضر نيستند آن عده از رسانه هايي را که نشرات معياري هم دارند، حمايت کنند.
تمام اين عوامل سبب شده است که فعاليت برخي از رسانه ها در کشور با رکود مواجه شود و يا در کيفيت نشرات آنها بهبود نيايد.
با توجه به اين ملاحظات، بايد مسؤولان حکومت وحدت ملي به اين مشکلات رسانه ها توجه جدي کنند و دست کم به وزارت ماليه دستور بدهند که در حصه اخذ ماليه از رسانه هاي خودکفا که از بيرون تمويل نمي شوند، تجديد نظر کند.