بررسی مطبوعات چاپ کابل 26 ثور 1396
https://parstoday.ir/dari/radio/uncategorised-i39418-بررسی_مطبوعات_چاپ_کابل_26_ثور_1396
"رابطه حزب اسلامی و طالبان و پرسش های ممکن" ، "چرا افغانستان از مسیر خط جدید ابریشم خط خورد ؟ و "تضادهای قومی را دفن کنید" ،عناوین سرمقاله های مهم امروز روزنامه ها چاپ کابل است.
(last modified 2023-09-27T07:19:12+00:00 )
ثور 26, 1396 04:44 Asia/Kabul
  • بررسی مطبوعات چاپ کابل 26 ثور 1396

"رابطه حزب اسلامی و طالبان و پرسش های ممکن" ، "چرا افغانستان از مسیر خط جدید ابریشم خط خورد ؟ و "تضادهای قومی را دفن کنید" ،عناوین سرمقاله های مهم امروز روزنامه ها چاپ کابل است.

"رابطه  حزب اسلامی و طالبان و پرسش های ممکن"عنوان سرمقاله ی روزنامه ی افغانستان است که در آن چنین آمده است : حزب اسلامی تایید کرده است که با گروه طالبان به منظور تشویق آن ها برای پیوستن به پروسه صلح ارتباط دارد.

در خبرنامه ای که از سوی سخنگوی این حزب به رسانه ها رسیده است گفته شده که حزب اسلامی مانند گذشته با طالبان ارتباط دارد ولی این ارتباط به خاطر پیشرفت در پروسه صلح و تشویق طالبان برای پیوستن به این پروسه است.

 در اعلامیه مطبوعاتی حزب اسلامی نوع رابطه و اینکه با کدام بخش از طالبان در ارتباط است، اشاره ای نشده است.

تنها گفته شده است که با دفتر قطر طالبان ارتباط ندارد و تایید کرده است که با طالبان حاضر در افغانستان ارتباط ها وجود دارد.

 از سوی دیگر طالبان هرگونه ارتباط با حزب اسلامی را رد کرده و سخنگوی آن گفته است که هیچ رابطه ای بین این گروه و حزب اسلامی وجود نداشته است.

نویسنده می افزاید ، واقعا حزب اسلامی در کدام جبهه و در کدام منطقه به نام حزب اسلامی می جنگیده است که اکنون لیست هزاران نفر نیروهی مسلح خود را به دولت پیش کش می کند؟ کسانی که تحت عنوان افراد حزب اسلامی از زندان های افغانستان رها شده اند، چه اقدامات مسلحانه ای را قبلا انجام داده اند و یا چه جرایمی را و علیه چه کسانی مرتکب شده بوده اند؟

مشخصا" حزب اسلامی با کدام یک از حلقات طالبان و در کجا و در چه سطحی ارتباط دارد؟ آیا این ارتباطات در چوکات طرزالعمل های موجود شورای عالی صلح است و یا خارج از ساختارهای رسمی؟

آیا دولت افغانستان و نهادهای امنیتی از این ارتباط و نوعیت آن اطلاع دارند یا خیر؟ وقتی طالبان رسما هرگونه ارتباط با حزب اسلامی را رد می کند، چه تضمینی برای صحت این ادعا ها وجود دارد؟

 "چرا افغانستان از مسیر خط جدید ابریشم خط خورد ؟"عنوان سرمقاله ی روزنامه ی ماندگار است که در آن چنین آمده است : در سه سال اخیر، آقای غنی و کارشناسانِ دولتی و حکومتیِ وی، چنان از راه ابریشم و بازسازیِ اقتصاد افغانستان و جبرانِ پس‌مانی‌های گذشته سخن ‌راندند که کم‌کم این باور به میان آمد که راه ابریشمِ جدید از مسیر افغانستان و حتا با محوریتِ کشورِ ما احیا می‌گردد.

چنان‌ که رییسِ دولت بر این مبنا از توسعه و پیشرفتِ افغانستان در آیندۀ نه‌ چندان دور دادِ سخن می‌داد، وزارت خارجه به همکاری سفارت چین در کابل کنفرانس بررسی چگونگیِ استفاده از این پروژۀ بزرگ زیر نام «یک جاده و یک کمربند» برگزار کرد و رییس اجرایی نیز به کشور چین سفر کرد و بر همکاری افغانستان و چین برای اعمار مشترکِ راه ابریشمِ جدید تأکید کرد و قرارهایی نیز گذاشت.

در این زمینه حتی کتاب، مقاله‌ و تحلیل‌های بسیار نگاشته شد و پایانِ انزوا و بی‌چارگیِ افغانستان نوید داده شد.

اما از آن‌جایی که قواعدِ دنیای واقعیت با عالَمِ آرزو بیگانه است، این خبرها سرانجام نادرستی‌شان را اثبات کردند ماندگار می افزاید : ۶۰ کشوری که مسیر جدیدِ جادۀ ابریشم از خاکِ آن‌‎ها می‌گذرد، به سرکردگیِ چین به عنوانِ بزرگ‌ترین سرمایه‌گذار در پروژۀ احیایِ راه ابریشم و سایر کشورهای ذی‌نفع در این پروژه، رضا ندادند که میلیاردها دالر سرمایۀشان و یک شاهراهِ بزرگِ اقتصادیِ جهان با گذشتن از یکی از ناامن‌ترین کشورهای دنیا که هیچ چشم‌اندازِ روشنی به سوی توسعه و ثباتِ سیاسی ندارد، تلف شود.

اکنون سخنگویانِ حکومت و همۀ آن‌هایی که به‌نحوی لافِ احیای جادۀ ابریشم از مسیر افغانستان را زده بودند، با گردنِ نیمه‌افراشته می‌گویند که «افغانستان بازهم از طریق مرزهایش از این پروژه مستفید می‌شود.

و به سراغ روزنامه ی آرمان ملی می رویم که در سرمقاله ای تحت عنوان "تضادهای قومی را دفن کنید" چنین نوشته است : افغانستان کشوری است که  تعالی فرهنگی ،بیداری مردم و ارتقای سطح تعلیم و آموزش در میان ساکنان اش پایین تر است و این کار سبب شده است که پدیده خود برتر بینی و هژمونی قومی و زبانی در میان عوام و خواص آن ریشه بدواند و این برای مردم ما در شرایط ناگوار کنونی درد و مصیبت دردناک و ویرانگر می باشد.

در پایان آرمان ملی می افزاید :از چند سال به این طرف، قوم گرایی و تفوق طلبی های زبانی و سمتی رواج بیشتر یافته است.

این پدیده می تواند در دراز مدت و کوتاه مدت برای جامعه ما که در حال جنگ به سر می برد، زیان های فراوانی از خود بر جای بگذارد و حتی ممکن است اندیشه های تجزیه طلبی و یا هم جنگ خانمانسوز قومی را در کشور دامن بزند.

درچنین وضعیتی است که باید اذعان کرد، افغانستان بیش از هر زمانی به اتحاد و همبستگی مردمش ضرورت دارد و اگر این مردم تضاد های درونی؛ میان گروهی، قومی و زبانی را دفن نکنند، دیر یا زود خود در مغاک تیره و تاریک آن مدفون خواهند شد.