بررسی مطبوعات چاپ کابل 15 جوزا 1396
"نهادهای بینالمللی باید رویدادهای اخیرِ کابل را بررسی کنند" ، " ضرورت هشیاری و همسویی مردم در شرایط دشوار" و"عوامل واهداف حوادث تروریستی کابل" از سرمقاله روزنامه های مهم چاپ امروز افغانستان است که در ادامه می خوانید :
روزنامه ی ماندگار در سرمقاله ای تحت عنوان "نهادهای بینالمللی باید رویدادهای اخیرِ کابل را بررسی کنند"چنین نوشته است:
هزاران تن روز جمعه، در اعتراض به انفجار مهیبِ روز چهارشنبۀ کابل که بیش از دوصد نفر در آن جان باختند و صدها تنِ دیگر زخم برداشتند، به جادهها ریختند و اعتراضشان را در یک راهپیمایی گسترده به نمایش گذاشتند.
اعتراضِ آنان که خودجوش و غیرمسلحانه بود، توسط نظامیانِ دولتی به خشونت کشانده شد و به تعقیب آن، رسانهها و فعالان شبکههای اجتماعیِ نزدیک به حلقاتِ خاصِ دولتی و تفکرِ طالبانی نیز اتهامهایی را بر معترضان وارد کردند که نشان میداد این اتهامها به هدفِ تبرئه کردنِ عملِ غیرانسانی و نظامیگریِ حکومت بر معترضان صورت میگیرد.
در کنار اینکه به خشونت کشاندنِ تظاهرات توسط نیروهای نظامی، خلافِ قانون اساسی و دولتداریست، به همان پیمانه نیز عملی سنجیدهشده و سیاسی به نظر میرسد.
ماندگار می افزاید :
باید بررسی رویدادهای روزهای گذشتۀ کابل، به نهادهای بیالمللی گذاشته شود؛ زیرا مردم نمیتوانند به کمیسیونهای حقیقتیابِ دولت اعتماد کنند؛ این کمیسیونها همیشه از رویدادها حقیقتزدایی کردهاند. مردم میپرسند که چگونه آن تانکرِ مملو از مواد انفجاری توانست به آن سادگی به هدف برسد؟ چگونه معترضان بر آن انفجار، به رگبار بسته شدند و چگونه مراسم تشییع جنازۀ یک معترض با انفجارهای پی همِ انتحاریان مواجه شدـ درحالیکه همیشه در محافلی که مقامات و رجالِ برجسته شرکت میکنند، امنیت در سطح بالایِ آن تأمین میشود؟
ممکن نیست که به این سوالها از طرفِ نهادهای متهم و از طرفِ دولت پاسخِ درست داده شود، باید نهادهای بینالمللی وارد عرصه شوند و دریابند که چرا و به چه دلیل مردم انگشتِ انتقادشان را از طالبان و داعش، به سمتِ شاخههایی در حکومت نشانه بردهاند.
و عنوان سرمقاله ی روزنامه ی افغانستان است که در آن "ضرورت هشیاری و همسویی مردم در شرایط دشوار" چنین آمده است :
ما لحظه های سخت و دشواری را سپری می کنیم. انفجارهای مهیب و وحشتناک، کشتار پشت کشتار، سردرگمی و سرگردانی، یأس و ناامیدی نسبت به آینده کشور، فضای عمومی را بحرانی و تنش آلود ساخته است. دستگاه های تبلیغاتی دشمن، تفکر افراطی پرور و عقده های ناشی از پدیده های شخصی و سیاسی، گسست و فاصله های اجتماعی و دهها عوامل دیگر به تیره تر ساختن این فضا کمک می کنند.
ما از یک سو با دشمن قوی، هدفمند و برخوردار از امکانات پیشرفته نظامی و استخباراتی روبرو هستیم که با همسویی گروه های افراطی و هراس افگن، امنیت، آرامش، توسعه و پیشرفت افغانستان را هدف قرار داده است. از سوی دیگر با حکومتی که از درون و بیرون با ده ها مشکل لاینحل روبرو می باشد.
نویسنده می افزاید :
جنگ امروز ما جنگ بر سر بقای نظام سیاسی و حفظ ثبات و امنیت نسبی در کشور است. بنابراین لازم است که شهروندان افغانستان با آگاهی تمام از واقعیت های سیاسی کشور، سطح توقع و انتظار خود را از حکومت افغانستان تعیین کنند. اگر سیاست ها و رویکردهای سیاسی و امنیتی حکومت با خواست، اراده و عزم ملی و روحیه ایثارگری و از خودگذشتگی نیروهای امنیتی حمایت و پشتیبانی شود، بدون شک دشمنان افغانستان در سیاست های خود شرمنده و ناکام خواهند ماند. ولی اگر میان رویکردهای سیاسی حکومت و خواست ها و انتظارهای عمومی شهروندان نوعی دوگانگی، تضاد و ناسازگاری موجود باشد، این مسأله ممکن است درهم ریختگی، آشفتگی و بی سروسامانی سیاسی را درکشور دامن زده و به رویکرد مقابله با دشمنان افغانستان اخلال وارد کند.
و به سراغ روزنامه ی انصار می رویم که در سرمقاله ای تحت عنوان "عوامل واهداف حوادث تروریستی کابل" چنین نوشته است :
در بررسی حوادث خونین روز چهارشنبه و جمعه کابل به این نکته باید اشاره کرد که عاملـان این حملـات تروریستی هر گروهی چه طالبان، داعش یا شبکه حقانی باشند، این اقدامات بیشک بدون حمایت دستگاههای استخباراتی خارجی و نفوذ در حلقههای امنیتی نیروهای افغانستان امکان ناپذیر نیست، همچنان که که در حمله تروریستی به قول اردوی شاهین بلخ در اول ثور سال جاری که بیش از 150 کشته و 170 زخمی برجای گذاشت، نقش عوامل داخلی و خارجی، بویژه سازمانهای استخباراتی بسیار موثر بوده است. در واقع حملـات تروریستی در کابل، دومین و سومین جنایت بزرگ در سال جاری پس از عملیات تروریستی علیه ارتش در قول اردوی شاهین بلخ است. مطالعه هر دو عملیات بلخ و روز4 شنبه منطقۀ وزیراکبرخان کابل و حوادث مشابه نشان میدهد که به طور قطع سازمانهای استخباراتی خارجی قدرتمند منطقه و جهان در تمام ناامنیهای افغانستان دخیل بودهاند.
در پایان انصار می افزاید :
به نظر میرسد انتقال داعش به جغرافیای افغانستان یک پروژه جدّی است که بعضی کشورهای غربی و متحدان شان برای رسیدن به اهداف کلان خود در منطقه پیاده میکنند و همـچنین در تلاشند تا بار دیگر برای ضربه زدن به روسیه، چین و ایران، از ابزار داعش در افغانستان علیه منافع و امنیت ملی افغانستان و کشورهای مخالف با حضور نیروهای خارجی در منطقه نظیر ایران، روسیه و چین استفاده کنند. در خبرها داشتیم که بالگردهای ناشناس! با فرود در مناطق تحت تصرف داعش و طالبان، از این گروه حمایت تدارکاتی میکنند.