مروری بر مراقبات ماه مبارک رمضان(16)
اللَّهُمَّ إِنیِّ أَعُوذُ بِکَ مِنْ َمُبَاهَاةِ الْمُکْثِرِینَ، و الْإِزْرَاءِ بِالْمُقِلِّینَ : بار خدایا ، به تو پناه می برم از به خود بالیدن توانگران و خوار شمردن نیازمندان
ماه مبارک رمضان ماه میهمانی خداوند است. میهمانى خداوند، به معناى لطف خاص خدا بر بندگان اش است. همه بندگان اعم از مؤمن و کافر در سراسر زندگى خود، در سر سفره لطف و کرم الهى نشسته اند. اما میهمانى در ماه رمضان، علاوه بر رحمت همگانی ِ خداوند، رحمتی خاص برای روزه داران مومن دارد.
روزه داران مومن در عین عبادت و بندگی خدا و بهرمندی از انواع نعمات درسفره ماه رمضان، بشدت مراقب اند که مبادا آلوده به گناه و یا معصیتی شوند، که موجب غضب خداوند گردد. دو ویژگی که روزه داران واقعی از آن سخت اجتناب می کنند، فخر فروشی و تحقیر و کم پنداشتن تهیدستان و افراد بی بضاعت است. از همین رو در دعاهای خود نیزبه خداوند عرضه می کنند که :" اللَّهُمَّ إِنیِّ أَعُوذُ بِکَ مِنْ َمُبَاهَاةِ الْمُکْثِرِینَ، و الْإِزْرَاءِ بِالْمُقِلِّینَ : بار خدایا ، به تو پناه میبرم از به خود بالیدن توانگران و خوار شمردن نیازمندان."
یکی از رذایل اخلاقی و اوصاف زشت انسانی ، فخرفروشی و مباهات است. فخرفروشی این است که انسان بخاطر کمال های موهوم یا واقعی که در خود احساس می کند، به دیگران مباهات کرده و فخر نماید. فخرفروشی، از تکبر بر می خیزد، و مانند آن ریشه اش جهالت و نادانی است. زیرا انسانهای جاهل ، کمالات واقعی انسان را نمی شناسند، و به همین دلیل گاهی؛ معایب را کمال می پندارند و بر کمال موهوم افتخار نیز می کنند. و یا اینکه کمالات خود را ، از خود دانسته و منعم حقیقی و سرمنشأ کمالات، یعنی خدای متعال را فراموش می کنند. که به هر یک از این دو دلیل هم که باشد، چیزی جز جهل و نادانی نیست. به همین دلیل، امام علی(ع) می فرمایند:" حماقتى بزرگ تر از فخرفروشى به دیگران نیست".
تحقیر و خوار شمردن تهیدستان و افراد بی بضاعت، از ویژگی هایی است که معمولاً همراه با فخر فروشی ثروتمندان همراه است. کسی که بر داشته های موهوم و بعضاً اعتباری خود فخر فروشی می کند، به افراد مستمند نیز به دیده ی تحقیر می نگرد. خداوند به کسانیکه چنین ویژگی هایی دارند، غضب کرده و از رحمت خود محروم می کند. بهترین نمونه از نتیجه فخر فروشی و تحقیر تهیدستان که قرآن به آن اشاره کرده، داستان قارون است. او ثروت افسانه ای و فوق العاده اش را، حاصل عملکرد و لیاقت و شرافت خود می پنداشت. از همین رو خداوند، در یکی از همان روزهایی که برای فخر فروشی، با همه غلامان و کنیزکان به میان مردم آمده بود، بر او غضب کرده و او را با همه ثروت و دارایی هایش با هم در زمین فرو برد.