بررسی مطبوعات کابل 29 جوزا 1396
"نیروهای امنیتی کشور نیاز به حمایت و همکاری دارند " ،" ارگ و معترضان در آزمونی سرنوشت ساز" و" اخلال امنیت روانی جامعه ، آخرین هدف تروریسم"، عناوین سرمقاله روزنامه های چاپ کابل است که در ادامه می خوانید :
نیروهای امنیتی کشور نیاز به حمایت و همکاری دارند عنوان سرمقاله ی روزنامه ی آرمان ملی است که در آن چنین امده است :
با آن که بسته امنیتی رئیس جمهوری امریکا در باره افغانستان به خوبی روشن نشده است ولی به تازگی تصمیم گیری در باره اعزام نیرو های تازه نفس امریکایی به افغانستان از سوی دونالد ترامپ به وزیر دفاع آن کشور واگذار شده است و بر مبنای این تصمیم، نامبرده نیز اعلان کرده است که قرار است چهار هزار نیروی جدید امریکایی به زودی به افغانستان اعزام گردد.
آرمان ملی می افزاید :
نیرو های ما هرچند در دوسال گذشته در راه حراست از کشور شان و دفاع از مردم خویش قربانی های فراوانی داده اند ولی باید توانایی های این نیرو های دفاع ملی و امنیتی کشور را بالا برد.ما امیدواریم که این نیرو های دفاع ملی و امنیتی ما درکنار آموزش های لازم، بهتر از گذشته تجهیز شوند تا قابلیت های عملیاتی شان در برابر دشمنان کشور ارتقا یابد.
روزنامه ی ماندگار در سرمقاله ای تحت عنوان ارگ و معترضان در آزمونی سرنوشت ساز چنین نوشته است :
بیش از پانزده روز است که معترضان خواستهایشان را از طریق برافراشتن خیمههایی در کابل عنوان کردهاند و خواستار تغییراتی در نهادهای امنیتی شده اند، اما چنان به نظر میرسد که ریاست جمهوری اصلاً توجهی به مطالباتِ معترضان ندارد و در عین حال سعی دارد که فشارهایی را به هدف برداشتنِ خیمههای معترضان اعمال کند. تنها دلیلی هم که از جانب ارگ مطرح میشود این است که این خیمه راهبنـدان ایجاد کرده است.
شکی نیست که خیمۀ مرکزی معترضان سبب یک سلسله راهبندیها در اطرافِ خودش میشود، اما بخشِ بزرگِ راهبندیِ موجود در سطحِ شهر توسط موانع کانتینری، سمنتی و واسطهییِِ گارنیزیون کابل و ارگ ایجاد شده است. بنابراین ارگ ریاست جمهوری اگر بهراستی در پیِ حلِ مشکلِ راهبندان است، باید در قدمِ نخست کانتینرها و موانعِ تازه ایجاد شده را بردارد و بعد هم برخی از جادهها و سرکهایی را که توسط برخی از مقامات و ادارات بند شده اند، باز کند. اما مهمتر از اینها این است که آقای غنی بهجای اینکه از برافراشته بودنِ خیمه بنالد، باید اصلِ مشکل را بجوید و به اجابتِ حداقل خواستهایی که مطرح شده اند، بپردازد تا معترضان خود خیمههایشان را برچینند.
ماندگار می افزاید :
اگر ارگ همچنان به قلدری و بیتوجهی به خواستهای مدنیِ شهروندان ادامه دهد، شکی نیست که اعتراضها وسعت خواهد یافت و آنگاه گِرهی که به دست باز میشد، به دندان هم باز نخواهد شد.
ارگ ریاست جمهوری اگر قلدرمآبانه و ملیشهگرایانه در برابر مردم عمل کنـد، افغانستان به دامنِ بحرانهایی سقوط خواهد کرد که مهارِ آنها ناممکن است.
از جانب دیگر، معترضانی که از آدرس خیمه دادخواهی میکنند، باید هوشیار باشند که خامِ سیاهبازانِ عرصۀ سیاست و آنانی نشوند که صد دام و دانه در راستای منافعِ خود بر مسیرِ آنان پهن کردهاند. این معترضان باید ثابت کنند که سرمشقِ خوبی برای مبارزه و عدالتخواهیِ مدنی در کشور اند و به هیچ قیمتی از صداقت در اهداف و پاکی در شـیوۀ مبارزه عدول نمیکنند. آنها باید مردم و مطالباتِ برحقِ آنها را محورِ مبارزه قرار دهند و قدمهای خود را متناسب با خواستِ اکثریتِ جامعه بردارند. معترضان باید قاطعانه به ارگ بفهمانند که از حیله و دسیسه و تهدید و تطمیع دست بردارد و تحققِ مطالباتِ مردمی را به عنوانِ تنها راهِ پایان دادن به وضعِ موجود روی دست بگیرد.
با این حساب، میتوان گفت که هم ارگ و هم معترضان در یک نقطۀ حساس و یک آزمونِ سرنوشتساز قرار گرفتهاند و تاریخ دربارۀ آنها و کارنامۀشان قضاوت خواهد کرد!
و نگاهی می اندازیم به روزنامه ی افغانستان که در سرمقاله ای تحت عنوان اخلال امنیت روانی جامعه ، آخرین هدف تروریسم چنین نوشته است :
هدف از تکثیر گروه های تروریستی و صادر کردن آن ها به افغانستان به منظور بحرانی کردن وضعیت امنیتی و تداوم بی ثباتی در کشور بوده است. کسانی که تروریست ها را تولید، تکثیر، تمویل و تجهیز می کنند، به دنبال سلب آرامش و امنیت جامعه هستند.
دراین روزها با اوج گیری حملات انتحاری و درز کردن گزارش های امنیتی و پخش شایعات مبنی بر وجود گروه های تروریستی در سطح شهر کابل، اضطراب و دلهره را می شود به وضوح در سیمای یکایک شهروندان کابل مشاهده کرد. حتی بعد از حادثه تروریستی چهارراهی زنبق اکنون هر موتر حامل تانکر آب فاضلاب برای مردم کابل یادآور یک کابوس وحشتناک است. هر خانواده تا زمانی که یکی از اعضای آن از سر کار، مکتب، دانشگاه و بازار به خانه برنگشته است، دچار نگرانی و هراس است. زیرا هیچ تضمینی وجود ندارد که آن عضو بیرون از خانه شب به خانه برگردد.
بنابراین جامعه ما امروز همان طوری که دچار بحران امنیت جانی و مالی است، دچار بحران امنیت روانی نیز هست. اختلال امنیت روانی یک جامعه از آخرین اهداف تروریسم است که دست یابی به آن می تواند آن ها را در رسیدن به اهدف اولیه شان کمک کند.
در پایان نویسنده می افزاید :
برای مقابله با چنین وضعیتی اولین منبع تصمیم گیرنده و پاسخگو بدون شک حکومت است. حکومت باید بتواند با یک تصمیم جمعی و منسجم در سطح رهبری آن، مردم را متوجه دشمن بیرونی کرده و از مجادلات بیهوده درونی جلوگیری کند. واقعیت این است که امروز بیش از هر زمان دیگر زعامت سیاسی کشور نیاز به یگانگی و همبستگی و یک پارچگی دارد. اگر ما نتوانیم امروز از ظرفیت های موجود استفاده کرده و در مقابل دشمن به طور متحد بایستیم، فردا بسیار دیر خواهد بود. فاکتورهای بسیاری در اختیار دولت افغانستان هستند که باید از آن ها علیه دشمن استفاده کند.
مهم ترین عامل وحدت بخش، وجود دشمن مشترک و خارجی است. درست است که بسیاری از عوامل حوادث تروریستی دارای ملیت افغانستانی هستند، ولی باید همگی قبول کنیم که آنان آلت دست بیگانه قرار گرفته و در حال نابودی کشور و مردم افغانستان هستند.