بررسی مطبوعات چاپ کابل 19 سرطان 1396
https://parstoday.ir/dari/radio/uncategorised-i45522-بررسی_مطبوعات_چاپ_کابل_19_سرطان_1396
"ازطالب ها اصرار و از آقای غنی انکار" ،" افغانستان امروز و سیاست ورزی های قومی " و"توافق غریب ترامپ و پوتین در هامبورگ"،عناوین مهم روزنامه های امروز چاپ کابل است که در ادامه می خوانید :
(last modified 2023-09-27T07:19:12+00:00 )
سرطان 19, 1396 07:12 Asia/Kabul
  • بررسی مطبوعات چاپ کابل 19 سرطان 1396

"ازطالب ها اصرار و از آقای غنی انکار" ،" افغانستان امروز و سیاست ورزی های قومی " و"توافق غریب ترامپ و پوتین در هامبورگ"،عناوین مهم روزنامه های امروز چاپ کابل است که در ادامه می خوانید :

"ازطالب ها اصرار و از آقای غنی انکار" عنوان سرمقاله ی روزنامه ی ماندگار است که در آن چنین آمده است :

آقای غنی در بیستمین جلسۀ بورد مشترکِ نظارت و انسجام، بار دیگر ضمنِ هشداری بی‌محتوا، پیامِ تکراری و خسته‌کنِ پیوستن به صلح را برای طالبان سر داد. او گفت که طالبان یا باید از دل صلح را بپذیرند و یا این‌که آماده شوند تا جامعۀ جهانی رسماً آنان را در فهرستِ گروه‌های تروریستی شامل سازد بیهوده‌گیِ چنین پیام‌هایی وقتی آشکار می‌گردد که تاریخچۀ دست‌کم ده‌سالۀ این پیام‌ها و هشـدارها را در کنارِ کارنامۀ دست‌کم بیست‌سالۀ طالبان مطالعه کنیم و ببینیم که به هر اندازه که هشدارها و اتمام‌حجت‌ها به آدرسِ طالبان بیشتر شده، به همان اندازه، قوت و جسارتِ این گروه در توحش و خون‌ریزی مضاعف شده است. آغاز این صلح‌خواهی و هشدارپَرانی را که بیشتر شبیه یک بازی یا جنگِ زرگری بود، آقای کرزی رقم زد.

ماندگار می افزاید : .

اگر بر عصبیت‌ها و افزون‌خواهی‌ها مهار زده شود، به‌قطع دیده خواهد شد که برای رسیدن به یک افغانستانِ قوی و باعزت که در آن همۀ شهروندانش از پشتون گرفته تا بلوچ سرفراز و پُرغرور زنده‌گی کنند، نخست از همه باید با طالبان یک مقاطعۀ بزرگِ قومی و یک تسویه‌حسابِ ملی و نظامی صورت گیرد. البته چنین کاری مستلزم جمع شدنِ دسترخوانِ صلح و هشدارهای پوشالی است!

و روزنامه ی افغانستان در سرمقاله ای تحت عنوان " افغانستان امروز و سیاست ورزی های قومی " چنین نوشته است :

معضل قومیت و قوم‌گرایی در افغانستان سال‌های متمادی است که بنیاد حیات جمعی و نیز سیاست ورزی را در این سرزمین شکل می‌دهد. متاسفانه اکنون علی‌رغم همه دستاوردهای همگرایانه در میان مردم افغانستان، قومیت، پاردایم غالب همه مناسبات و تعاملات و روابط اجتماعی و سیاسی ما است. در افغانستان امروز امری نیست که با معیارهای قومی مورد سنجش قرار نگیرد. ریشه اصلی مشکلات امروز کشور بنیادهای قومی دارد و به سیاست‌ورزی های قوم‌گرایانه در کشور بر می‌گردد.

نویسنده می افزاید :

در گذشته قومیت به عنوان یک سامانه نیرومند برای سرکوب و تبعیض و نیز برای بقای سیاست‌های قومی استفاده می‌شد. ولی اکنون به عنوان سامانه‌ای برای قدرت و اقتدار شخصی استفاده می‌گردد.

در گذشته‌ها تنها حاکمان به طور یک‌جانبه همه چیز را فدای تثبیت و تحکیم بنیادهای قومی می‌کردند. اما اکنون همه سیاست مداران و گروه‌های سیاسی کشور، قومیت را در راستای تحکیم قدرت شخصی و جناحی خویش استفاده می‌کنند. جابجایی قدرت از شاهان و شاهزادگان به رهبران و رهبرزادگان، نوعی جابجایی در نقش قومیت در سیاست‌ورزی نیز ایجاد کرده است.

مفهوم این سخن و نتیجه این واقعیت تلخ این است که اکنون ما با سامانه‌های متعدد اقتدارهای قومی مواجه هستیم و در واقع منابع قومی سازی سیاست در کشور تکثیر شده اند و از حالت عمودی به حالت افقی تغییر چهره داده است. در گذشته‌ها اگر یک دستگاه تبعیض و ستم وجود داشت، اکنون به اندازه تمام قومیت‌های کشور، سامانه‌های اقتدارگرایی قومی و چهره‌های توتالیتر به وجود آمده اند. مطالعات اجتماعی و سیاسی در درون هریک از قومیت‌ها و اقلیت‌های قومی در افغانستان به درستی این موضوع را نشان می‌دهد.

و نگاهی می اندازیم به روزنامه ی انصار که در سرمقاله ای تحت عنوان "توافق غریب ترامپ و پوتین در هامبورگ" چنین نوشته است :

از زمانی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور امریکا در بیستم جنوری به کاخ سفید رفت این انتظار به وجود آمد تا دیداری با همتای روس خود داشته باشد. این انتظار نه تنها در تماس تلفونی اولیه بین این دو بلکه از سوی دیگر مقام‌های سیاسی دو کشور ایجاد شده بود و سرانجام در نشست گروه 20 در شهر‌هامبورگ آلمان این فرصت پیش آمد تا رؤسای جمهور دو کشور دیدار برنامه‌ریزی شده‌‌ای به مدت 30 دقیقه داشته باشند. دیدار در حاشیه نشست انجام شد و نه تنها مدت زمان آن بلکه خروجی گفت‌وگوی این دو تا اندازه زیادی برای ناظران غیرمنتظره بود. گفت‌وگوی آنها نه 30 دقیقه بلکه 140 دقیقه طول کشید، یعنی بسیار بیشتر از مدت‌زمان در نظر گرفته شده

درپایان انصار می افزاید :

 جنبه سیاسی دیدار و توافق پوتین و ترامپ جدای از تأثیر یا عدم ‌تأثیر در وضعیت میدانی سوریه، از نظر سیاسی اهمیت قابل توجهی دارد تا آنجا که می‌توان گفت بر اصل نشست گروه 20 سایه انداخته بود.

 این اهمیت از آن جهت تشدید می‌شود که روابط روسیه و امریکا از زمان الحاق شبه‌جزیره کریمه به روسیه در سه سال قبل تا کنون سرد بوده تا آنجا که پوتین در نشست قبلی گروه 20 دیداری با باراک اوباما، رئیس‌جمهور سابق امریکا، داشت که آن هم دیداری سرد بود تا آنکه نشانه‌ای از گفت‌وگویی گرم داشته باشد، چه رسد به اینکه توافقی به دنبال داشته باشد.