عربستان ، خصومت ورزی با ایران با اهرم حج / 7
تنش بوجود آمده در روابط جمهوری اسلامی ایران و پادشاهی عربستان سعودی ، به عنوان دو کشور قدرتمند و صاحب نفوذ اسلامی ، سوالات و تحلیل های گوناگونی را درپی داشته است.این تنش اکنون به نقطه ای رسیده است که ماحصل آن ممانعت ازسفر حجاج ایرانی به عربستان بوده است .دراین سلسله گفتاردر پی پاسخ به چرایی تمایل عربستان به تشدید بحران در منطقه هستیم.
براساس تئوری های مطرح ؛ یکی از راهبردهای نسل جدید زمامداران سعودی برای تثبیت ارکان حکومت خویش، بحران سازی خارجی و مذهبی در منطقه است .در واقع عربستان بدنبال ایجاد یک دشمن فرضی خارجی برای حفظ ثبات و حفظ وحدت درونی خود است .
عربستان در این جهت با اقدام شتابزده در قطع رابطه با ایران و متعاقب آن با نشانه رفتن انگشت اتهام به سمت ایران در صدد معرفی ایران بعنوان دشمن شماره یک خود برآمده است .
عربستان به موازات این دشمن سازی جنگ فرقه ای میان جامعه سنی و شیعه در منطقه براه انداخت و این اندیشه خطرناک را با آغاز جنگ یمن، سرکوب شیعیان در بحرین و تشدید بحران سوریه واقدام علیه حزب الله لبنان و اقداماتی نظیر آن، عملیاتی کرد ؛ اما این تحرکات داری عقبه ای است که به گذشته روابط دو کشور باز می گردد.
در ریشه یابی علل و عوامل تنش در روابط تهران وریاض باید همچنان به گذشته نقش منطقه ای و رقابت های تحمیل شده بر دو کشور از سوی بیگانگان نگاه کرد .
قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ،ایران و عربستان دو ستون اصلی دکترین ریچارد نیکسون را در منطقه در چارچوب تقسیم بندی های درونی در خاورمیانه تشکیل می دادند. در سال ها ی گذشته در زمان سیطره استعمارگران انگلیسی برمنطقه و پس از آن با حضور امریکا در خلیج فارس نقش کشورها در بازیهای منطقهای و بین المللی از بیرون تعیین می شد . آنها نقش هر کشوری را در منطقهای خاورمیانه ترسیم میکردند .در تقسیمبندی نقشها بر مبنای خواست استعمار گران ، نقش ژندارم منطقه به ایران داده شده بود و ریم شاه در ایران مسئولیت نظامی امنیتی منطقه را برعهده داشت . عربستان هم به عنوان محور کشور های عربی و بال اقتصادی قدرت منطقهای آمریکا به شمار میرفت. به این ترتیب ایران به عنوان ستون سیاسی نظامی با در اختیار گرفتن پیشرفته ترین تجهیزات نظامی روز و حمایت های نظامی و سیاسی آمریکا، ژاندارم منطقه و حافظ منافع غرب و خط مقدم جبهه مقابله با کمونیست شناخته می شد. عربستان نیز به دلیل برخورداری از درآمدهای بالای نفتی نقش ستون اقتصادی مالی دکترین امنیت دوستونی نیکسون را ایفا می کرد و اگر رقابتی بین این دو کشور وجود داشت نوعی رقابت پنهان بود و نمود ظاهری چندانی نداشت.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی و خارج شدن ایران از منظومه کشورهای تحت فرمان آمریکا، عربستان احساس کرد که زمان آن فرا رسیده تا با پشتیبانی آمریکا جایگاه ژاندارمی منطقه را که نظام سلطه در گذشته آن را برای ایران تعریف کرده بود بدست آورد.
عربستان در این حرکت زمینه را برای احیاء رقابت با ایران در صحنه های مختلف مذهبی، سیاسی، اقتصادی و نظامی فراهم ساخت و تلاش کرد جایگاه منطقه ای خود را با تخریب روابط منطقه ای ایران بهبود بخشد تا بتواند نقش اول را در سیاست های منطقه ای خاورمیانه متعلق به خود کند. طبعا این تلاش عربستان با موافقت آمریکا مواجه شده و تحرکات بعدی این کشور در منطقه را میتوان اقداماتی هماهنگ شده با دستگاه سیاست خارجی آمریکا برشمرد.
از این زمان به بعد است که روابط ایران با عربستان پیوسته دستخوش فرود و فرازهایی می شود و اختلافات دو کشور در برخی بزنگاههای تاریخی به اوج خود میرسد. به عنوان مثال می توان نقطه اوج اختلافات و تنش در روابط ایران و عربستان را تا قبل از روی کار آمدن ملک سلمان- موضوع کشتار حجاج بیت الله الحرام در سال 1988 و متعاقب آن قطع روابط ایران و عربستان به مدت سه سال دانست. پس از برقراری روابط مجدد در دوره سازندگی و بعدازتداوم این تعاملات دردوره اصلاحات نیز فراز و فرودهایی را در روابط دو کشور شاهد بودیم.
در این میان سرنگون شدن رژیم صدام توسط آمریکاییها و روی کار آمدن یک دولت شیعی در عراق که عربستان آن را امتیازی برای ایران به حساب می آورد و از طرف دیگر موضوع برنامه هستهای ایران باعث گردیده بود که اختلافات بین ایران و عربستان تشدید شود. در همین راستا سعود الفیصل، وزیر خارجه عربستان که در سال 2008 برای شرکت در کنفرانس تروریسم به لندن سفر کرده بود ضمن انتقاد از سیاستهای ایران ،از برنامه انرژی هستهای ایران ابراز نگرانی می کند .
از سال 2010 با شروع تحولات در کشورهای عربی که به بهار عربی یا بیداری اسلامی مشهور گردید، اوضاع جهان اسلام دچار دگرگونی شد. به این ترتیب با تحولاتی که در یکدهه گذشته در منطقه شکل گرفت روابط ایران و عربستان پیچیده تر و با چالش های بیشتری مواجه شد . این تنش در دو سال اخیر با شتاب بیشتری همراه شد.
تنش آفرینی عربستان علیه ایران با شروع مذاکرات هستهای ایران با کشورهای 1+5 آغاز شد. عربستان از توافق هستهای به دست آمده شدیداً خشمگین و نگران موقعیت خود در منطقه شد ؛ به همین دلیل، در پی بر هم زدن مذاکرات و حتی تهدید به محدود سازی مناسبات با امریکا در خاورمیانه برآمد. سعودیها به صراحت گفتند که مشکل اصلی آنها نه توافق هسته ای بین ایران و قدرتهای جهانی بلکه افزایش نقش منطقه ای ایران در نتیجه این توافق است.
رقابتی که به این نحو در بستر ژئوپولتیک بین ایران و عربستان شکل گرفت ؛ موجب شد روابط دو کشور حالتی فرسایشی پیدا کند. تأثیر منطقه ای و ژئوپولتیکی بحران در روابط ایران و عربستان را میتوان در بحران سوریه و یمن مشاهده کرد.
عربستان در جایگاه کشوری تأثیرگذار در منطقه و نقشی که بطور سنتی و قبیله ای در رهبری شماری از کشورهای عربی منطقه دارد ؛ مورد توجه قدرتهای بزرگ فرامنطقهای بوده است . این کشور در سطح جهانی در جهت همکاری با غرب و به ویژه آمریکا گام برمی دارد .
همزمان با آغاز حملات ائتلاف عربستان به یمن توجه غرب به توسعه ابعاد نظامی گری عربستان در منطقه علنی ترشد و بار دیگر طرح تشکیل ارتش متحد عربی تقویت شد که به نظر می رسد اصلی ترین هدف آن افزایش تمرکز توان بازیگران عربی این شورا در پیشبرد اهداف مشترک عربی باشد.
چراکه عربستان سعودی به عنوان بزرگترین کشور عضو این شورا و محور این کشورها در رابطه با مسائل نظامی - امنیتی فاقد یک ارتش ملی است. در واقع بدنه ارتش عربستان سعودی غیر بومی و غیر ملی است و این ارتش با مشارکت شهروندان پاکستانی، بنگلادشی و کشورهای دیگر در منطقه شکل گرفته است .ضمن آنکه از ابتدای تشکیل شورای همکاری خلیج فارس یعنی از زمان خروج بریتانیا از منطقه نیز، عربستان پیمانی را با هدف ایجاد توازن قوا میان خود با ایران و عراق شکل داده بود.
آنچه سبب تقویت این تمایلات شد ؛ القائات آمریکا و تاثیر پذیری از سیاست های راهبردی بلند مدت امریکا در حوزه استراتژیک خلیج فارس است با این وجود، تحقق این طرح در این برهه از تحولات منطقه محل پرسش است.
از نگاه تحلیلگران ترکیب ناهمگون کشورهای عضو اتحادیه عرب و شورای همکاری خلیج فارس و روابط پنهان و اشکار این کشورها با اسراییل تشکیل چنین ارتشی را دچار تنش های دائمی و رقابتهای درونی خواهد کرد. از طرفی رقابت های دیرینه برخی کشورهای اروپایی نظیر انگلیس و فرانسه با امریکا و تأثیر آن بر ساختارهای نظامی در کشورهای عربی منطقه این ایده را با چالش جدی مواجه می سازد.
اکثر این کشورها با سیطره عربستان به ویژه سیطره امنیتی آن موافق نیستند. اختلاف های عربستان با عمان، کویت، قطر بیانگر وجود بدگمانی های زیاد دراین کشورها نسبت به سیاست های عربستان است.
عربستان سعودی که تشکیل آن به پایان جنگ جهانی اول و فروپاشی امپراطوری عثمانی ، باز میگردد؛ همچنان در شیوه حکومت داری، غیردموکراتیک بوده و نظام پادشاهی را برای خود حفظ کرده است. تکیه بر قدرت اقتصادی که حاصل فروش نفت و درآمد سرشار حاصل از سفرهای حج به این کشور است درکنار دارا بودن ارکان اقتدار نظامی و پلیسی ، موجب شده تا این کشور نارضایتی های داخلی را با تیغ شمشیر سرکوب کند و به سیاست های ماجراجویانه خود درمنطقه ادامه دهد . این روند اکنون آشکار تر شده و عربستان را با چالش های جدی مواجه کرده است و به همین دلیل سعودی ها از این تحولات چندان خشنود نیستند .
آنچه بعنوان واقعیت باید گفت این است که عربستان عملا" بازنده سیاست های مداخله جویانه اش در منطقه است و با حمایت از تروریسم تکفیری در منطقه ، در باتلاق فرو رفته است . حمایت از گروههای تروریستی از نظر دولتمردان سعودی ، با هدف جبران کاهش نقش این کشور در بازیگری منطقهای صورت گرفته اما نتیجه معکوس داشته است . لذا حاکمان سعودی بر این تصورند که با تمرکز بر رقابت منطقه ای و تضعیف روابط ایران با کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس می توانند موقعیت در هم شکسته خودرا بازسازی کنند .